تالار گفتمان نبض فردا  

بازگشت   تالار گفتمان نبض فردا > فرهنگ، هنر و اندیشه > فيلم و سینما

اطلاع رسانی

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 01-21-2015   #1
Aminy68
عضو تالار
 

تاریخ عضویت: Dec 2014
نوشته ها: 338
پیش فرض ایستوود: اجداد من لابد دزد دريايي بودند!


گفت و گو با کارگردان "تک تیرانداز":
گروه سینمای جهان- پرويز نوري: کلينت ايست وود در مسير حرفه طولاني و پُربار خويش ـ در مقام بازيگر، تهيه کننده و کارگردان ـ زمينههاي سينمايي متفاوتي را آزموده است. در سن 84 سالگي آخرين فيلماش «تک تيرانداز آمريکايي» (American Sniper) را به نمايش گذاشته است اما او کار بازيگري را با فيلمهاي ب (درجه دو) شروع کرد مثل «انتقام هيولا» (1955) و «تارانتولا» (1955) و سپس شانس يارش بود که با سريال وسترن «روهايد» (1959) شناخته شد، با اين حال در دهه 1960 بود که در چند فيلم موسوم به «وسترن اسپاگتي» در نقش مردي بينام ظاهر گشت [مانند «به خاطر يک مشت دلار» در سال 1964 و «خوب، بد و زشت» در سال 1966] و سپس در دهه 1970 در نقش «هري کالاهان» کارآگاه پليس خودسر در فيلم «هري کثيف» (1971) به همان تندي و کوتاهي هفتتير کشيدن خود، حرف زد. در «فريب خوردگان» نقش يک فراري از جنگ و در «پلهاي مديسون کانتي» عکاسي متفکر و عاشقپيشه بود ... در پشت دوربين، آثاري با اعتبار چون «ياغي جوزي ويلز» (1976(، «سوار خاکستري» (1985)، «نابخشوده» (1992)، «دخترک يک ميليون دلاري» (2004) و «رودخانه راز» (2003) را خلق کرد.

ايست وود با دو فيلم «پرچمهاي پدران ما» و «نامههايي از ايو و جيما» (2006) با تحسين و جوايز بيشمار رو به رو گشت. در سال 2008 با ساخت «گرن تورينو» فيلمي پُر فروش به بازار فرستاد. او اخيراً با آخرين فيلم خود «تک تيرانداز آمريکايي» به اوج شکوفايي دوره فيلمسازي دست يافته است. به همين رو، پاي صحبت هاي خودماني اش مي نشينيم:


*ميگويند هيچکس آمريکايي تر از شما نبوده، اين درست است؟
پدرم اصليت انگلو ساکسوني داشت و مادرم نيمه هلندي و نيمه ايرلندي بود. ميبينيد چه ترکيب عجيب و غريبي ... اجداد من لابد همهشان دزد دريايي بودند. از آن دست آدم هايي که بايد از آنها دوري کرد!
*آيا واقعيت دارد که شما يکبار خودتان را ماجراجو و ولگرد دانسته ايد؟
خير.
*پس چه گونه خودتان را توصيف ميکنيد؟
ماجراجو و ولگرد!
*اولين فيلمي که در زندگي ديده ايد به ياد داريد؟
فکر ميکنم «سفيد برفي و هفت کوتوله» بود.
*چه فيلم هايي در آن ايام کودکي رويتان اثر گذاشته؟
بيش از همه «يانکي دو دل دندي» و بعد «خوشه هاي خشم»، «بر باد رفته» و «گروهبان يورک».
*کارگردان ها را هم مي شناختيد؟
من زياد سينما دوست نبودم اما اسم بعضي ها را مي دانستم. مثلاً هاوارد هاکس را.
*مي دانيم از جواني به موسيقي علاقمند بوديد، مي خواستيد موزيسين شويد؟
نه، متوجه بودم که هرگز در حدي نخواهم بود که که بتوانم با موسيقي خرجم را در بياورم. موزيسين حرفه اي بودن عملاً محال بود.
*بعد به مشاغل مختلف رو آورديد، مثل آن کار در کارخانه کاغذسازي ...
بدترين دوران کاري من بود. بويي که در فضاي کارخانه موج ميزد، متعفن بود.
*اما ناگهان همه کارها را رها ساختيد و سراغ کارهاي هنري رفتيد، چرا؟
واقعيت اين که چرايش را نمي دانم. دوست داشتم با مردم پيوند ببندم. آن ها شايد که غريزه مرا بر مي انگيختند.
*چه شد به کارگرداني رسيديد؟
وقتي اولين بار اين تصميم را گرفتم و فيلمنامه «برايم رل بازي نکن» در به دان سيگل نشان دادم و گفتم ميخواهم آن را کارگرداني کنم، تو چه نظري داري؟ گرفت و ورق زد و بعد برگشت نگاهم کرد و با لبخند گفت: «برو انجام بده. من بهت کارت سفيد ميدهم».
*کدام يک از فيلم هايي را که ساخته ايد ترجيح ميدهيد؟
دقيقاً نميدانم. همه را دوست دارم. هر کدام را به دليلي.
*و «رودخانه راز» را از همه بيشتر؟
راستش بايد بگويم راضي ترين فيلمي است که ساخته ام. همه آن چه را که ميخواستم در اختيارم گذاشته بودند. در حقيقت هماني شد که مي خواستم بشود.
*گويا ابتدا استوديويي حاضر نشده بود بابت يک درام تاريک ـ به قول خودشان ـ 25 ميليون دلار خرج اين فيلم کنند؟
يکي از استوديوها گفت که حاضر نيستند ديگر براي يک درام اين جوري پول بدهند چون مردم نميپسندند. اما من به کمک استوديوي وارنر توانستيم يک شريک خوب مانند کمپاني «ويليج رودشو» پيدا کنيم. عقيده دارم وقتي هيچکس دوست نداشت شما بايد يک کم سختتر دوست داشته باشيد.
برگرديم به آخرين فيلم شما «تک تيرانداز آمريکايي» منتقدان آن را يک فيلم فوقالعاده جنگي به حساب آوردهاند که هم چنان قدرت تکنيکي و داستانگويي کلينت اسيت وود در ميانه هشتاد سالگي را در خود دارد ...
از آن نوع موضوع هاست که به شدت جذبم کرد.
*مهمترين خصوصيت آن را ضدکليشه بودن با آثار ضدجنگ کلاسيک سينما به شمار آوردهاند. در مايه فيلم هايي هم چون «بازگشت به خانه» و «شکارچي گوزن» اين طور است؟
به گمانم بيشتر خصيصه آن اين است که داستان را بر زمينه نوعي رئاليسم ساخته ام و تأکيدم بر روابط شخصيت هاست خاصه قهرمان ماجرا بردلي کوپر. اوست که در دو جهت مي جنگد، يکي در ميدان جنگ و ديگر در وضعيت خانوادگي. نميخواستم که فيلم يکسره در دام کليشه هاي معمول درغلتد.
Aminy68 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
Sponsored Links
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(View-All تعداد کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 2
Aminy68, DIVAR
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 05:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.11
.Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd

Free Persian Language By Persian Forum Ver 3.0
« ثبت شده در پایگاه ساماندهی وزارت ارشاد »
مسئولیت متون درج شده در این پایگاه اینترنتی، بر عهده ی نویسنده ی آن می باشد.