![]() |
|
|
|||||||
| ثبت نام | راهنما | فهرست کاربران | تقویم | کلوب بازی | جستجو | ارسالهاي امروز | نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده |
![]() |
|
|
ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#1 |
|
عضو تالار
|
گالری نقاشی های آگوست رنوار
رنوار در پهنهی کوششهایم ناگهان بهتابلویی میاندیشم؛ سالیانی پیش در نمایشگاه آویخته بود، لحنی افسونگرانه ملایم داشت. آن یک تصویر ِ زنانه بود؛ بر جامهی سپید یک روبانِ دراز و سیاهِ شیرین، که چونان یک چشمچرانی تا پای او افتاده بود، ناباورانه دلپذیر نقاشی شده بود. کلاهِ کوچکِ ملوسی گیسوانش را پوشانده بود، رنگِ کلاه را به یاد ندارم. حاشیهی دامن زمین ِ جنگل را لمس میکرد؛ من هنوز سرودن را دربارهاش آغاز نکرده بودم؛ بهار بود؛ در خیابانها پرندگانِ دوستداشتنی ِ پایتخت میخواندند، چنین بهنظر میرسید که انگار کسی شراب را هُرت میکشد. گروهی از انسانها با شایستگی ِ تا حدی ساختگی از میانِ ساختمانِ نمایشگاه گذشتند؛ بسیاری از آنها خیلی زود در برابر ِ جنگلی گردِ هم آمدند، که گویی با لطافتی خیالگونه به آنها لبخند میزد و درود میفرستاد. آنها نجواکنان گفتند: «ما عاشقش هستیم.» تابلو آواهای موزونی را به سوی ازدحام ِ متلاطم و دلرُبای یکشنبه میفرستاد. اگر موفق میشدم، که به این صلح و آرامش، از چهره به پایین تا کفش، اکنون بیانی مناسب ببخشم، چه احساس ِ خوبی پیدا میکردم، و چقدر خوشحال میبودم |
|
|
|
| Sponsored Links | |
|
|
![]() |
| برچسب ها |
| #, 000, 1, 12, 2, 20, 22, 3, 35, 38, 4, 5, 6, 7, 73, 8, 9, at, », b, com, id, لمس, لبخند, مناسب, موفق, میکشد, نقاشی, چقدر, چهره, نکرده, هم, هنوز, های, هستیم, یک, یاد, ِ, که, کسی, گفتند, گالری, گروهی, پیدا, پیش, پای, پایین, پایتخت, آن, آنها, آغاز, انگار, انسانها, او, این, اگر, احساس, ازدحام, بهار, بر, برابر, بسیاری, تصویر, جنگل, خیلی, داشت, در, دراز, زمین, زنانه, زود, سوی, شده, صلح |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
(View-All)
تعداد کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 1
|
|
| tak pesar |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|