تالار گفتمان نبض فردا  

بازگشت   تالار گفتمان نبض فردا > فرهنگ، هنر و اندیشه > هنرهای تجسمی > طراحی، نقاشی و گرافیک

اطلاع رسانی

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 04-27-2011   #1
tak pesar
عضو تالار
 

تاریخ عضویت: Mar 2011
محل سکونت: ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
نوشته ها: 6,843
تشکرهای ایشان: 447
904بار در592پست از ایشان تشكر شده است
tak pesar به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض گالری آثار میکل آنژ

گالری آثار میکل آنژ


















تصویر کوچک شده است، برای برگشت به اندازه ی اصلی کلیک کنید. سایز اصلی عکس 720*1040 می باشد.





[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]












__________________
tak pesar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
یک کاربر از پست مفیدtak pesarتشکر کرده است:
Sponsored Links
قدیمی 04-27-2011   #2
tak pesar
عضو تالار
 

تاریخ عضویت: Mar 2011
محل سکونت: ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
نوشته ها: 6,843
تشکرهای ایشان: 447
904بار در592پست از ایشان تشكر شده است
tak pesar به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

پیشگو که صورتش را به رنگ قرمز و سبز و آبی و زرد رنگ کرده بود از خلال وسیله ای که برای سنجش بخت و اقبال بدست گرفته بود نظری به آسمان انداخت. شب تابستانی مصر پر ستاره بود و در این شب پیشگو گویا حال خوشی نداشت. اضطراب آزارش می داد. ناگاه روی خود را به سمت فرعون برگرداند و گفت: اعلی حضرت! ناخوشم! در طالع شما فرزندی می بینم. عفو می فرمایید اگر بگویم دودمان شما را به باد خواهد داد...
و فرعون، از تختگاه بزرگی برخواسته و بر تختگاه بزرگتری نشسته، ظلم و ستم را بر بنی اسرائیل دو چندان کرد. فرمان قساوت: هر نوزادی را اگر پسر بود بکشید و اگر دختر بود برای کنیزی بیاورید...
...
و من، موسی کلیم الله، نوزادی تازه تولد یافته بودم که مادرم مرا در گهواره ای پیچید و در رود نیل انداخت. نام نداشتم. او با من خداحافظی کرد و برایم دست تکان داد و آنگاه که موج وحشی نیل مرا با خود برد او گریست. فرمان خدا بود که در آب بیافتم و باز فرمان خدا بود که همسر فرعون ظالم مرا از آب بگیرد و مرا موسی بنامد. موسی یعنی ((از آب گرفته شده))
و من در آغوش دشمنم رشد کردم و بالیدم. او مرا غذا داد و همراهم خندید و همسرش مرا همچون فرزندی از تن و جان خودش عاشق شد. و حال با شمایم: آسیه و فرعون! شما و شهرتان را ترک می گویم. و روزی می آیم، با عصایم که اگر بر زمین افتد اژدهای هفت سر می شود جادو و جنبل و کفر و بی ایمانی هایتان را می بلعد، و من شعله ای آتش می شوم در میان شما و از حضیض دشت پرواز می کنم به سوی اوج کوهستانی که فرشتگان در آنجا مرا به حضور خداوند خوانده اند. و حال این موسی ((کلیم الله)) همکلام خدا شده است. تو فرعون! خیره سر بودی و حال که من و قومم – بنی اسراعیل مظلوم- از تو می گریزیم عصای موسی دریا را می شکافد، بنی اسرائیل از آب می گذرند. و حال که ما گذشته ایم فرصت مهیاست تا به قدرت خداوند آب دریا شما بت پرستان را در بر گیرد...
این موسی است که با تو سخن می گوید فرعون... به یاد نداشتی آنگاه که از کوه فرود آمد بر سرش دو شعاع نور می درخشید...؟
***

- استاد!
میکل آنژ دست از تراشیدن مجسمه برداشت و رو برگرداند.
- سلام بر استاد بزرگ، دانشمند عصر ما، میکل آنژ...
- آه سلام مارکو
مارکو که از فاصله ای دور حرف می زد از زیر مجسمه بزرگ داوود گذشت و به نشانه احترام به میکل آنژ تعظیم کرد.
- کار مجسمه خوب پیش می رود استاد؟
- می دانی مارکو. چیزی که من از این سنگ می تراشم انگار چیزیست که از خود می تراشم. نه این که خود باشم. بلکه انگار هر ضربه ای و هر سایشی برایم آشناست و البته نا خواسته. دستم به اراده من پیش نمی رود. انگار نیرویی بی رحمانه از من کار می کشد. و حالا به سر مجسمه رسیده ام... سر ِ موسی...
- و این دو شاخ چیست جناب استاد؟
- کاش می شد به جایشان از نور استفاده کرد! کاش نور لمس کردنی و نوازش کردنی بود. آن موقع دو شاخه نور بر دو دست می گرفتم و آرام بر سر موسی می گذاشتم. موسی با عالم بالا از چه طریق ارتباط داشت مارکو؟ از طریق همین نور. از طریق همین نور موسی همکلام خدا شد...
- و حالا این دو شاخ...
- این ها دو رشته نورانی اند مارکو... دو رشته نور... کاش آیندگان، موسی را آنگونه که هست بشناسند، نه آنگونه که میکل آنژ می گوید...
***
فردا ها و پس فردا ها گذشت و مجسمه ساز ایتالیایی بی وقفه کار می کرد. دستان تنومند موسی موزون شد و محاسن در هم تنیده اش شکل گرفت. آنگاه گردنش برگشت و چشم هایش به سمتی خیره شد که کسی ندانست کجاست. چشمان خیره مجسمه... چشم در چشم میکل آنژ دوخت... فقط لحظه ای...
مجسمه ساز پلک زد و باز هم ساخت.
مویی مجعد برای موسی...
و زانوانی مستحکم گرچه نشسته...
جامه و پاافزاری ساده بر تن و بر پای...
و کتابی در بغل...
میکل آنژ با پشت دست بر پیشانی کشید و دو سه قدمی عقب تر رفت. چشمانش را تنگ کرد تا موسی را ببیند...
و بر سر موسی دو شاخ خودنمایی می کرد...
از خود پرسید: این دو را برای چه تراشیدم...
و جواب داد: حتماً لازم بوده! در کدام یک از روزها که موسی را تراشیدی و ساختی دستت را به اختیار خود حرکت دادی...
و در جواب باز هم جواب داد که میکل آنژ... موسی را تو نتراشیدی و نساختی... موسی را خدا ساخت...
و پیکر تراش آنگاه خسته و فرسوده به خانه رفت. خالی ِ خالی ِ خالی شده بود...

احسان شارعی
رجوع کنید به: میکل آنژ، [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]، [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]

*******************







********************

می زیم در مرگِ خویش،گرنیک بنگرم

شاد میزیم درسرنوشتِ شوربخت خویش

وان کس نتواند زیست دراضطراب و مرگ،

بدین آتش درافتد، که در آن

آه می کشم ، ترحم می کنم برخویش.






آه! ای دل انگیزانه سرنوشت!

میگریم و می سوزم و خویشتن را تباه می خواهم کرد،

لیک قلبم با این همه،رشد میکند،می بالد.

چون من اما کیست تنها زیسته از برای مرگ خویش،

در پریشانی و درد؟

های!ای کمانگیر ستمکار!

نیک میشناسی لحظه ای را

تابکاهی با پرتوان دستانِ خویش

ناگهان رنجهای دردآلودمان را؛

که هرآن کس از برای مرگ می خواست زیست

هرگزش جان نمی خواهد سپرد.




گرچه همواره زمان ،باستیزی بس سترگ

مرا واداشته،ناگزیرم ساخته است

تا به خاک بازدهم

اندام نزارودردمندناشناس و خسته ام را،

لیک پایانیش هنوز در کار نیست

آن که روح را غمگین می کند،مرا اینگونه شاد

ورنه گویی کم ترش می خواست بخشود

-آن کس که قلبم را می گشاید،دربند می سازد-

دراین ساعات آتی،این ساعات سرگشته،

ازیکی زندگیِ ِدیگر آسوده خواهم شد؛

کاین لغزش ساده پرتوان تر می شود

هرچه پیرترمی گردم




کای سرنوشت من،بی رحمانه تراز هر سرنوشت بی رحمانه ای!

دیگرت دیر است تا توانی از دلتنگی های بسیارم بکاهی؛

کاین جا قلبی است سوخته که سالهاست می سوزد،

که اگر خِرَد نیک خاموشش کند،دیگرگون می شود،

نه به سانِ قلب،که تنها چون ذغال،خاکستر.








میکل آنژ‍

*****************
















tak pesar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 04-27-2011   #3
tak pesar
عضو تالار
 

تاریخ عضویت: Mar 2011
محل سکونت: ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
نوشته ها: 6,843
تشکرهای ایشان: 447
904بار در592پست از ایشان تشكر شده است
tak pesar به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

میکل‌آنژ بوناروتی، (میکلانجلو دی‌لودوویکو بوناروتی سیمونی)، نقاش، پیکرتراش، معمار و شاعر ایتالیایی. زادروز وی ۶ مارس ۱۴۷۵ در توسکانا است. میکل‌آنژ یکی از هنرمندان نابغه تاریخ و معروفترین چهره رنسانس ایتالیا است. وی در تاریخ ۱۸ فوریه ۱۵۶۴ در رم درگذشت.

**************
زندگی نامه
میکل‌آنژ دومین پسر از خانواده «لئوناردو دی‌بوناروتی سیمونی» و «فرانچسکا دی‌نری» است. پس از تولد میکل‌آنژ خانواده بوناروتی به‌فلورانس مهاجرت نمود. مادر میکل‌آنژ، پس از به‌دنیا آوردن سه پسر دیگر، چشم از جهان فروبست. او از دوران کودکی، برخلاف میل پدرش، علاقمند به‌ هنر و تحصیل در این رشته بود و سرانجام در پی نزاعی سخت با پدرش به‌ هدف والای خود رسید. در سن سیزده‌سالگی به‌ عنوان دستیار حقوق‌بگیر، در کارگاه «دومنیکو ژیرلاندایو»، استخدام شد. وی نزد استادش به ‌کارآموزی پرداخت و پایه و اساس نقاشی روی دیوار مرطوب را یاد گرفت و مانند بسیاری از هنرمندان هم‌دوره خود در فلورانس، در کلیسای کوچک «برانکاچی» به‌تحصیل هنر پرداخت. گرچه در ابتدا به نقاشی روی آورد اما غریزه طبیعی وی مشتاق هنر پیکرتراشی بود، از این‌ رو پیش از اتمام دوره نقاشی، به عنوان استاد به ‌مدرسه مجسمه‌سازی که به‌وسیلهٔ لورنتزوی مدیچی در باغ‌های مدیچی تأسیس شده بود، منتقل شد. هنوز سه‌سال از عضویت وی در مؤسسه و مدرسه مدیچی سپری نشده بود که لورنتزو چشم از جهان فروبست و پسرش پیِروی مدیچی که فاقد استعداد و کیفیت هنری پدرش بود، جانشین او شد. دراین هنگام شهر فلورانس دستخوش ناآرامی و قیام گروه‌های مختلف گردید و جان بسیاری از هنرمندان نیز مورد تهدید و تعدی قرار گرفت. میکل‌آنژ با تیزهوشی غریزی خود قبل از شروع آتش جنگ به‌اتفاق دوتن از همراهانش به‌شهر بولونیا کوچ نمود. میکل‌آنژ بیست ساله در بولونیا مورد استقبال دوستانه یکی از اعضاء خانواده «آلدوراندی» قرار گرفت و بلافاصله قرارداد ساختن دو تندیس از پیکر مقدسین و مجسمه یک فرشته برای مقبره «دومنیکوس مقدس» در کلیسای «سنت پترونیوس» را با وی منعقد نمودند. پس از یک‌سال اقامت در بولونیا، از جانب هیئتی در فلورانس برای احداث سالن اجتماعات شهرداری، به‌آن شهر دعوت شد.

*****************
بازگشت به فلورانس
میکل‌آنژ زمانی به ‌فلورانس بازگشت که کشیشی از فرقه دومنیکن‌ها به‌نام «ساوونارولا» با برقراری «تئوکراسی» و «حکومت مذهبی»، قدرت را در دست گرفته و مسیر سیاسی و اجتماعی جامعه را دستخوش تغییرات نموده و قوانین سخت مذهبی را به‌مردم تحمیل کرده بود. این تحولات در افکار میکل‌آنژ جوان، دانته و دیگر افلاطونیان تأثیر عمیق برجای نهاد. میکل‌آنژ پس از آغاز به کار در فلورانس، مورد توجه هنردوستان قرار گرفت و به‌سفارش یک فروشنده آثار هنری، تابلوئی بدلی از روی نسخه اصلی «کوپیدوس» ترسیم نمود و طبق خواسته کارفرما، رنگآمیزی آن را به‌شیوه آثار عتیقه انجام داد و بدون دریافت اضافه‌دستمزد شاهکاری نو از اثری قدیمی خلق نمود. این تابلو به ‌عنوان یک اثر اصیل و عتیق به‌اسقف «رافائل ریاریو»، اسقف «کلیسای جورجیوی مقدس» در رم فروخته شد. پس از مدتی اسقف ریاریو متوجه این کلاه‌برداری شده و فروشنده را مجبور به‌ بازپرداخت مبلغ دریافتی نمود. اسقف ریاریو که شیفته کار هنرمندانه نقاش جوان شده بود وی را مورد تفقد قرار داد و به‌رم دعوت نمود.

*************

اولین اقامت در رم
میکل‌آنژ دعوت اسقف را پذیرفت و در سال ۱۴۹۶ برای اولین بار به‌رم رفت. این اقامت تا سال ۱۵۰۱ به‌طول انجامید. در همان ماه‌های اول، امید هنرمند نابغه به‌اسقف هنردوست، تبدیل به‌یأس شد، حتی مورد حمایت «پیرو دی‌مدیچی» که به‌عنوان تبعیدی در رم زندگی می‌کرد، قرار نگرفت. تا این که بر اثر آشنایی با نجیب‌زادهٔ رومی به‌نام «ژاکوپو گالی» و حمایت او، با اسقف فرانسوی «ژان دو ویلار» آشنا شد و از هر دو نفر سفارش ساخت تندیس‌های کوپیدوس، «باخوس» و «پی‌یتا» را دریافت نمود.

****************
بازگشت دوباره به‌فلورانس
اولین اقامت میکل‌آنژ در رم به ‌مدت پنج‌سال به‌ درازا انجامید. در این زمان فلورانس صحنهٔ ناآرامی‌ها و مبارزات سیاسی بود. ورود سربازان فرانسوی به‌خاک ایتالیا از یک طرف و «حکومت مذهبی» اسقف ساوونارولا و سقوط نهایی آن از سویی دیگر، همچنین جنگ‌های خارج از منطقه و پایداری نیروهای مقاومت مردمی، محیط نامساعدی را برای هنر و هنرمندان به وجود آورده بود. در این رهگذر پدر میکل‌آنژ «لودوویکو بوناروتی» که در گیرودار ناآرامی‌ها شغل اداری خود را از دست داده بود به ‌منظور کسب حمایت فرزندش وی را مجبور به ‌بازگشت به ‌فلورانس نمود. سال‌های اقامت میکل‌آنژ در فلورانس، سال‌های کار مداوم، تؤام با رنج وسختی و تأمین معاش پدر و برادران خودخواهش بود.

****************
تندیس داوود

تندیس داوود، فلورانساجرای کار پر اهمیت «مجسمه داوود» که بیشتر به ‌یک معجزه در قانون تعادل شبیه ‌است، فکر میکل‌آنژ را به‌ خود معطوف داشت. این مجسمه از سنگ ‌مرمر بزرگی ساخته شده که چهل‌سال پیش از میکل‌آنژ، پیکرتراش دیگری به‌نام «آگوستینو دانتونیو» بدون کسب موفقیت، برای ساخت آن اقدام کرده بود. این تخته‌سنگ، همچنان دست نخورده در گوشه‌ای قرار داشت. میکل‌آنژ موفق شد تندیس داوود را بدون در نظر گرفتن سرگذشت تاریخی و سنت نهفته در آن خلق نماید. نتیجه کار میکل‌آنژ تحسین و تعجب همگان را برانگیخت. اجرای این کار هنری پوشیده از چشم همگان و در محیطی دربسته انجام گرفت و پس از پرده‌برداری، عظمت کار این هنرمند نابغه آشکار شد. بهترین هنرمندان فلورانس مأموریت یافتند تا بهترین محل را برای استقرار این مجسمه انتخاب کنند. سرانجام به اتفاق آراء، ایوان کاخ «سینوریا» را برای این کار انتخاب نمودند. مجسمه داوود در سال ۱۸۸۲ به‌یکی از سالن‌های «آکادمی هنر» منتقل شد.

***************

اقامت دوباره در رم(۱۵۰۵ - ۱۵۰۶)
میکل‌آنژ به‌مجرد ورود به‌رم سفارش بزرگی از جانب پاپ ژولیوس دریافت نمود. ژولیوس دوم در نظر داشت مقبره‌ای باشکوه در زمان حیاتش بنا کند تا پس از مرگ نیز جلال و جبروت وی را نمایان سازد. از این رو میکل‌آنژ این استاد مسلم در معماری، نقاشی و پیکرتراشی، شایسته‌ترین هنرمندی بود که طرح مقبره پاپ را به‌نحو احسن می‌توانست به ‌مرحله اجرا درآورد. میکل‌آنژ پس از تهیه نقشه‌های ساختمانی، به مدت یکسال در معادن سنگ‌مرمر «کارارا» به‌ انتخاب و نظارت بر برش و حمل‌ونقل سنگ‌های مورد نیاز مشغول بود. پس از بازگشت به ‌رم و ورود سنگ‌های مرمر، کار ساختمانی باشتاب و علاقمندی آغاز شد و ژولیوس با پیگیری و نظارت بر امور، مشوق هنرمندی میکل‌آنژ و پیشرفت کارها می‌شد. پس از مدتی اخلاق و رفتار پاپ تغییر یافت و در غیاب میکل‌آنژ به ‌استخدام معمار و هنرمند دیگری به ‌نام «برامانته» که رابطه خوبی با میکل‌آنژ نداشت، دست زد.

***************
باز گشت به‌فلورانس برای سومین بار
پاپ ژولیوس دوم در حال طرح نقشه جنگ و تسخیر ایالات بیشتری بود. در همین ارتباط از هزینه‌های سنگین معماری و خرید سنگ مرمر کاملأ منصرف شده و در پی مجازات کسانی که چنین هزینه سنگینی را بدو تحمیل کرده بودند برآمد. از جمله میکل‌آنژ را، نه‌چندان مؤدبانه، اخراج کرد. میکل‌آنژ که خطر را حس کرده بود به‌طور ناگهانی رم را ترک کرد و قبل از این‌که مأموران پاپ به‌او دست یابند، در آوریل ۱۵۰۶ به‌فلورانس وارد شد. میکل‌آنژ پس از برخورداری از حمایت همشهریان و احساس امنیت، از پذیرش هرگونه سفارشی از رم سر باز زد و تمام مدت تابستان را در فلورانس به‌سر برد. فعالیت هنری وی در این مدت احتمالأ محدود به‌تکمیل تابلو «صحنه جنگ» می‌باشد.

****************

مجسمه پاپ ژولیوس دوم در بولونیا
پس از فرار میکل‌آنژ از رم، پاپ ژولیوس لشکرکشی علیه بولونیا را پیروزمندانه به پایان رسانید و میکل‌آنژ را با تضمین بیشتری دعوت به‌کار نمود. هنرمند فلورانسی و ژولیوس گرچه هردو دارای طبعی سرکش بودند اما گرایش و جاذبه‌ای دوجانبه آن‌دو را به‌هم نزدیک می‌نمود. پاپ از میکل‌آنژ خواست تا مجسمه او را به‌حالتی که نمایش دهنده پیروزی قدرتمندانه وی باشد، از برنز ساخته و در مدخل «کلیسای پترونیوس مقدس» در بولونیا نصب کند. میکل‌آنژ بدون داشتن تجربه در کارهای برنزی، به‌ اتکای هنرمندان و استادان دیگر، این کار را پذیرفت اما هیچ‌کس نتوانست وی را در این کار سترگ یاری دهد. این بار هم هنرمند نابغه از نبوغ ذاتی خود یاری جست و مجسمه‌ای بی‌نظیر از برنز خلق نمود که پاپ را در حالت نشسته، خرقه‌ای بر دوش، با عصای فرمانروایی و کلید شهر در دست، همچون سرداران بزرگ دست دیگر خود را بلند کرده و درحالت فرمان دادن نشان می‌داد. سه سال پس از انقلاب این مجسمه به ‌وسیله مردم بولونیا که از استبداد مذهبی ژولیوس به‌ جان آمده بودند، نابود شد. مردم بولونیا متحدأ علیه نظام قدرت‌طلب ژولیوس به ‌پا خاستند، نمایندگان و طرفداران وی را فراری دادند، مجسمه برنزی وی را در کوچه و بازار کشانده و سرانجام قطعات آن را در کوره ذوب نمودند.
******************

سومین اقامت در رم
این دفعه میکل‌آنژ به‌اراده خود به‌رم رفت و به‌کارفرمای خود پیوست. او مایل نبود کار ساختمانی مقبره پاپ را به‌انجام رساند بلکه در نظر داشت تزئین «کلیسای سیکستینی» را که در سفر دومش به‌رم او را از اجرای آن خلع‌ید کرده بودند ادامه دهد. پیش از این، رقبای وی کفایت او را در هنر نقاشی تحت سؤال قرارداده و او را شایسته اجرای چنین طرح سترگی نمی‌دانستند. میکل‌آنژ خود نیز از تسلط نسبی خویش به‌این هنر آگاهی داشت، با این وجود کار هنرمندانه خود را با دغدغه‌ای مبارزه‌جویانه آغاز کرد. اجرای تزئین سقف کلیسا چهارسال و نیم به‌درازا کشید. این شاهکار هنری، به‌عنوان یکی از باشکوه‌ترین آثار میکل‌آنژ شناخته شده‌است. او از همان ابتدا طرح مورد نظر پاپ را تغییر داد و به جای دوازده حواریون مسیح، صدها منظره از خلقت آدم، سِفر ِ پیدایش، پیامبران پیش از مسیح و طوفان نوح و دیگر روایات انجیلی به ‌تصویر کشید.

****************

آرامگاه ژولیوس دوم

موسى، کار میکل آنژبلافاصله پس از اتمام رنگ‌آمیزی سقف کلیسای سیکستینی، میکل‌آنژ به‌عملیات ساختمانی مقبره پاپ پرداخت. چار ماه بعد، در سال ۱۵۱۳ پاپ ژولیوس دوم درگذشت و وارثان او قرارداد طرح کوچک‌تری را در تابستان ۱۵۱۳ به‌ میکل‌آنژ تحمیل نمودند. مجسمه موسی یکی دیگر از کارهای معروف اوست که در «کلیسای سن پیترو» در «ونیکولی» در رم قرار دارد. «تندیس برده‌گان» که از متعلقات مقبره ژولیوس دوم بود، در موزه لوور به‌تماشا گذاشته شده‌است.

*************

کلیسای مدیچی سن لورنسو
پس از مرگ ژولیوس دوم، جانشین وی، «لئوی دهم» به ‌تخت نشست و در این رهگذر، خانواده مدیچی که از وابستگان لئوی دهم بودند با اعمال قدرت و تزویر، نفوذ خود را در فلورانس گسترده و جو دوران استبدادی حکومت ساوونارولا را دوباره حاکم کردند. میکل‌آنژ از یک طرف این خانواده را دوست و حامی و کارفرمای خود می‌دانست و از سویی دیگر خود را میهن‌پرستی که طرف‌دار جمهوری فلورانس می‌باشد، معرفی می‌نمود و این خود موجب ایجاد تعارضی آشتی‌ناپذیر بین روابط دوستانه با خانواده مدیچی و اعتقادات سیاسی وی می‌شد.
میکل‌آنژ تحت تأثیر این تحولات سیاسی، عملیات ساختمانی مقبره ژولیوس دوم را ناتمام رها کرد و طرح دیگری را که خانواده مدیچی به‌او پیشنهاد کرده بود پذیرفت. این کار جدید شامل تزيین نمای خارجی کلیسای خانوادگی مدیچی به نام «سان لورنسو» در فلورانس بود که قرار داد آن در ژانویه سال ۱۵۱۸ امضاء شد. در این هنگام میکل‌آنژ ۴۴ ساله بود و دوران جوانی را پشت سر داشت. میکل‌آنژ بار دیگر برای نظارت بر کار و انتخاب سنگ مرمر به ‌«کارارا» رفت. این قرارداد نیز در اهداف خود موفق نشد و سرانجام در ۱۵۱۸ ملغی شد. میکل‌آنژ دوازده‌سال دیگر از عمر خود را در فلورانس گذراند و به ‌سفارشات خانواده دمدمی‌مزاج مدیچی گردن نهاد. «میکلانجلو دی‌لودوویکو بوناروتی سیمونی»، هنرمند و نابغه عصر خود در تاریخ ۱۸ فوریه ۱۵۶۴ در رم، دیده از جهان فروبست و در «کلیسای استاکروس» شهر فلورانس استراحت‌گاه ابدی خویش را بازیافت.

***************

آثار هنری بازمانده از میکل‌آنژ
مادونا روی پله - نقش‌اندازی روی مرمر - فلورانس - خانه بوناروتی - تاریخ ۱۴۸۹ - ۱۴۹۲
جنگ دوپیکر - نقش‌اندازی روی مرمر - فلورانس - خانه بوناروتی - تاریخ ۱۴۹۲ - ۱۴۹۳
باخوس مست - تندیس - رم - تاریخ ۱۴۹۶ - ۱۴۹۷
پی یتا - تندیس - فلورانس - تاریخ ۱۴۹۸ - ۱۴۹۹
داوود - تندیس - فلورانس - تاریخ ۱۵۰۱ - ۱۵۰۴
مجسمه برای مقبره پاپ - برده گان در حال مرگ - تندیس موسی - تاریخ ۱۵۰۵ - ۱۵۱۵
نقاشی سقف کلیسای سیکستینی - رم - تاریخ ۱۵۰۸ - ۱۵۱۲
مقبره خانوادگی مدیچی - فلورانس - تاریخ ۱۵۲۰ - ۱۵۳۴
کتابخانه مدیچی - لورنسیانا - فلورانس - تاریخ ۱۵۲۴ - ۱۵۲۶
صحنه رستاخیز - نقاشی - رم - کلیسای سیکستینی - تاریخ ۱۵۳۴ - ۱۵۴۱
معماری گنبد کلیسای پترز - رم - تاریخ ۱۵۴۷

***************
میکل‌آنژ شاعر
در کنار آثار هنر تجسمی میکل‌آنژ، تعدادی غزل که در وصف محبوبه خود «ویتوریا کولونا» و دوست عزیزش «توماسو دی‌کاوالیری» و دانته سروده‌است، به ‌جای مانده که نماینده ذوق لطیف اوست.

**************

منابع

Michelangelo by Diane Stanley, HarperTrophy Press, 2003
Michelangelo (XL Series) by Frank Zollner, Christof Thoenes, and Thomas Popper, Taschen Publisher, 2007
Bibliographisches Institut & F. A. Brockhaus AG, ۲۰۰۵
__________________
tak pesar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
یک کاربر از پست مفیدtak pesarتشکر کرده است:
پاسخ

برچسب ها
#, %, (, *, **, 10, 2, 20, 200, 2007, 24, 26, 3, 33, 35, 4, 40, 5, 50, 6, 7, 71, 72, 8, 9, abc, art, , by, ce, com, fi, files, google, h, home, info, ir, k, oc, persia, photo, pic, pie, series, sis, فقط, فکر, فاصله, فرقه, فرمان, فروخته, فرود, فرانسوی, فرار, فراری, فرزندی, فرزندش, فرشته, فرصت, فرعون, فعالیت, قلبی, قوانین, قیام, قانون, قبل, قدیمی, قدرت, قرمز, قرار, قرارداد, قطعات, لمس, لازم, لحظه, مقاومت, مقبره, منتقل, منطقه, منظره, مهاجرت, موقع, موجب, مورد, موزه, موسی, می, میل, میان, ماه‌های, مادر, مادرم, مارس, مجازات, مجبور, مجسمه, محل, محیط, محیطی, محدود, مختلف, مرگ, مرا, مرطوب, مسلم, مسیر, مست, مشغول, مصر, مظلوم, معجزه, معرفی, معروفترین, معطوف, نفوذ, نفر, نقاشی, نقشه‌های, نمی, نماینده, نمایندگان, نمایش, چندان, چه, نهایی, چهره, نور, نورانی, نوزادی, نیم, نیاز, نیروهای, چیزی, چیست, نام, ناگهانی, نابود, نابغه, ناتمام, نبوغ, نتیجه, نزد, نزدیک, نسخه, چشم, چشمان, نشان, نشانه, نشده, نصب, نظام, نظارت, نظر, نظری, هفت, همچنین, همچنان, همواره, همین, همان, همسر, همسرش, هنوز, هنگام, هنرمندی, هنرمندان, هنرمندانه, هنری, هایتان, هایش, هر, وارثان, وارد, وجود, وحشی, ورود, وسیله, وصف, یکی, یافته, یاد, یعنی, ِ, کفر, کلید, کنم, کنند, کنید, کنار, کند, که, کوچک, کوره, کیفیت, کیست, کاخ, کار, کارها, کارهای, کارگاه, کدام, کردم, کردنی, کردند, کرده, کرد،, کسی, کسانی, کسب, کشید, کشد, گفت, گفت:, گنبد, گهواره, گالری, گذشته, گرفت, گرفتم, گرفتن, گرفته, گروه‌های, گرایش, گردن, گردید, ۱۸, ۴۴, ۶, پله, پلک, پوشیده, پیوست, پیکر, پیگیری, پیروزی, پیش, پیشنهاد, پیشرفت, پای, پایه, پایان, پایداری, پذیرش, پر, پرواز, پرداخت, پسر, پسرش, پشت, wordpress, آمد, آمده, آنجا, آه, آوریل, آوردن, آورده, آبی, آتش, آثار, آرام, آرامگاه, آسمان, آشنایی, آشکار, آغوش, آغاز, افتد, اقامت, البته, اما, انقلاب, انگار, انتخاب, اندام, اندازه, اهمیت, او, اوج, ای, این, ایوان, ایتالیایی, ایجاد, اگر, ابتدا, ابدی, ابراهیم, اتمام, اثری, اجتماعی, احترام, احداث, احسان, احساس, اخلاق, اختیار, اخراج, ادامه, اداری, ارتباط, از, اساس, است, استفاده, استقبال, استقرار, است،, استاد, استخدام, اسرائیل, اصلی, اضطراب, اعمال, اعضاء, بلند, بلکه, بلافاصله, بنی, بنا, به, به‌طور, بهترین, بود, بودم, بودند, بوده, بی‌نظیر, بین, بیست, بیشتر, بیشتری, با, بالا, باد, بار, باز, بازیافت, بازار, باشم, باشد, بت, بخت, بدون, بدست, برقراری, برنز, برگشت, برای, برادران, برجای, برد, برداشت, بزرگ،, بسیاری, بغل, تن, تنها, تنگ, تهیه, تهدید, تولد, توجه, تکان, تأثیر, تأسیس, تابستان, تابستانی, تاریخ, تاریخی, تازه, تبدیل, تجربه, تحت, تحصیل, ترک, ترش, تسلط, تسخیر, تصویر, تعادل, تعجب, تعدادی, جلال, جمله, جمهوری, جنگ, جناب, جهان, جوانی, جواب, جامعه, جان, جانب, جدید, حمایت, حال, حالا, حتی, حرف, حرکت, حضور, حضرت, خلق, خوانده, خواهم, خواهد, خوب, خود, خودش, خالی, خانه, خانواده, خانوادگی, خاک, خارج, خارجی, خداوند, خداحافظی, خرید, خسته, خطر, دل, دلتنگی, دهنده, دهد, دومین, دوازده, دوباره, دوخت, دور, دوران, دوستانه, دیوار, دیگری, دیگر،, دیده, دانشمند, داد, دادن, داده, دارای, دارد, داشت, داشتن, دختر, در, دریا, دریافت, درگذشت, درآورد, دستیار, دست،, دستان, دعوت, ذوب, رفتار, رنگ, رنج, روی, روابط, روح, رود, روزها, روزی, را, رابطه, رسید, رسیده, رساند, رشته, رشد, زمین, زمان, زمانی, زیر, زد, زرد, سفارشی, سفر, سقوط, سلام, سمت, سن, سنگ, سنگین, سنجش, سه, سومین, سوی, سیاسی, سپری, سؤال, سالن, ساله, سایز, ساخت, ساختن, ساخته, ساخته شده, ساده, ساز, سبز, ستاره, سخن, سخت, سرکش, سرگذشت, سرانجام, سربازان, شما, شناخته, شهر, شوم, شود, شیفته, شکل, شاهکاری, شاخ, شاخه, شاد, شاعر, شب, شبیه, شد, شده, شد،, شد؛, شروع, شغل, صدها, ضربه, طوفان, طالع, طبق, طبیعی, طرف, طریق, طرح, عفو, عقب, علیه, علاقمند, عمیق, عمر, عنوان, عکس, عالم, عاشق, عصر, عضویت, غمگین, غذا, غریزه


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(View-All تعداد کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 7
mahii, shisho, tak pesar, venus6143, venus65, woman, YARAN
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 18:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.8
.Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd

Free Persian Language By Persian Forum Ver 3.0
« ثبت شده در پایگاه ساماندهی وزارت ارشاد »
مسئولیت متون درج شده در این پایگاه اینترنتی، بر عهده ی نویسنده ی آن می باشد.