تالار گفتمان نبض فردا  

بازگشت   تالار گفتمان نبض فردا > فرهنگ، هنر و اندیشه > تالار عکس

اطلاع رسانی

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 07-11-2010   #1
scarlet
عضو عادی
 
scarlet آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 222
تشکرهای ایشان: 6
20بار در18پست از ایشان تشكر شده است
پیش فرض همه چیز درباره ی دوربین دیجیتال

تاریخچه دوربین دیجیتال


در حال حاضر اکثر افراد از دوربین های عکاسی دیجیتال استفاده می کنند چرا که فکر می‏کنند بهترین راه عکسبرداری است، وتکنولوژی آن نیز همواره در حال بهتر شدن است . مزیت اصلی دوربین دیجیتال این است که با یک دوربین دیجیتال می‏توانیدعکسی را که لحظه‏ای قبل انداخته‏اید بلافاصله ببنید و در صورت لزوم آن را اصلاح کنید و همچنین در این دوربین ها نیازی به قراردادن فیلم در آن نیست و بنابراین هزینه کمتری دارد.
تاریخچه دوربین هاى عکاسى دیجیتال به زمانى باز مى گردد که اولین سنسورهاى ثبت تصاویر ابداع شد. سال ۱۹۵۱ اولین سنسورثبت دیجیتال تصاویر در یک دستگاه ضبط ویدیویى بکار رفت. استفاده از کامپیوتر در آن زمان هنوز رایج نشده بود و این دوربینضبط ویدیویى، تصاویر را روى نوار ذخیره مى کرد.
می توان گفت تاریخچه دوربین های دیجیتالی با نام “یوگین اف لالی” یکی از پیشتازان عصر فضا در آزمایشگاه jet propulsion آغاز شد. وی در آن زمان به فکر استفاده از سنسور های نوری برای عکاسی دیجیتالی بود. در سال ۱۹۶۱ هدف یوگین عکاسی از سیارات و ستاره های فضایی بود.
در طول دهه ۶۰ میلادى، ناسا اولین تلاش ها براى استفاده از سنسورهاى دیجیتال (به جاى آنالوگ) را براى ثبت تصاویر سطح ماه آغاز کرد و با گسترش کامپیوتر، براى پردازش و بهبود تصاویر دریافتى، از کامپیوتر بهره جست. استفاده دیگر ثبت دیجیتالى تصاویر در آن زمان ماهواره هاى جاسوسى بودند و تلاش در جهت گسترش این شاخه، دانش ثبت تصاویر دیجیتالى را تا حد زیادى گسترش بخشید.
اختراع اولین «دوربین بدون فیلم» در سال ۱۹۷۲ به نام کمپانى تگزاس اینسترومنت ثبت شده است. در سال ۱۹۷۵ نمونه اولیه اولین دوربین دیجیتالی توسط “استوان ساسون” -یکی از مهندسان شرکت eastman kodak – طراحی شد.او چندین لنز از دوربین های فیلمبرداری کداک و قطعات دیجیتالی موتورولا را با سنسور های الکترونیکی ccd که تازه اختراع شده بودند با یکدیگر ترکیب کرد.
دوربین ساخته شده دوربینی در اندازه یک توستر بزرگ بود و ۴ کیلوگرم وزن داشت. این دوربین روی یک نوار کاست دیجیتالی عکس های سیاه و سفید می گرفت و تماشای عکس ها فقط با کمک ساسون و همکارانش ممکن بود. کیفیت نمایش دوربین ۴ کیلویی یک مگاپیکسل بود و برای گرفتن هر عکس دیجیتالی ۳۳ ثانیه زمان مصرف می شد.
در ۲۵ آگوست ۱۹۸۱ «مپانى سونى »اولین نمونه تجارى دوربین هاى عکاسى دیجیتال را با نام Sony Mavica وارد بازار نمود. با نمایش دوربین movica توسط سونی نیاز به فیلم های دوربین رفع شد. movica هنوز یک دوربین دیجیتالی نبود ، بلکه نوعی دوربین تلویزیونی آنالوگ به شمار می رفت.movica تصاویر را روی فلاپی دیسک های ۲ اینچی به نام movipaks ذخیره می کرد و قابلیت نگهداری ۵۰ عکس رنگی و بازپخش کردن آن ها را در مانیتور دوربین داشت.
دوربین نیمه دیجیتالی سونی با باتری های aa کار می کرد و حساسیت نور در سنسور های ccd آن iso200 و سرعت شاتر نیز در ۶۰/۱ ثانیه تنظیم شده بود.
اگرچه نمیتوان Sony Mavica را یک دوربین عکاسى دیجیتال نامید، اما در واقع این دوربین آغازگر نهضت دوربین هاى دیجیتال عکاسى بود.
در اواسط دهه ۷۰ میلادى کمپانى کداک چندین نمونه سنسور حالت جامد ابداع کرد که قادر بودند نور را مستقیما به تصاویر دیجیتال تبدیل کنند.
در سال ۱۹۸۱ اولین دوربین دیجیتالی واقعی ساخته شد. دانشگاه کاگری کاندا و تیم تحقیقاتی asi دوربین all-sky را برای عکاسی از سپیده دم ساختند. تمامی دوربین های all-sky بیشتر ccd های ۱۰۰×۱۰۰ پیکسلی fairchild را مصرف می کردند. در اکتبر ۱۹۸۱ با عرضه cdp-101 –اولین پلیر دیسک فشرده در دنیا- توسط سونی، انقلاب دیجیتالی شکل گرفت. دوربین های مفهومی لوییگی کولانی – یکی از طراحان صنعتی کانن- در سال ۱۹۸۳ رویاهایی را برای آینده دوربین ها و تغییرات در طراحی آن ها ، در سر می پروراند. دوربین ۵ سیستمی او شامل یک دوربین hy-pro، یک slr دوربین تک لنزی با یک منظره یاب lcd، یک دوربین مبتدی که lady نام داشت و یک super c bio با زوم قوی و یک فلش built-in می شد.
اولین دوربین دیجیتالی فروشی dycam model 1بود. که این دوربین به سنسور های ccd مجهز بود و تصاویر را به صورت دیجیتالی ذخیره می کرد و برای دانلود عکس ها به کامپیوتر متصل می شد.
در سال ۱۹۹۱ دوربین db4000 ساخته شد. این دوربین دارای یک سنسورccd 2.048×۲٫۰۴ پیکسل و یک حافظه ۸ بیتی بود. در سال ۱۹۹۰ نیز adob photoshop 1 وارد فروشگاه ها شد.
در همان سال ها دوربین dcs200 با قابلیت استفاده از built-in وارد بازی شد. این دوربین بر اساس مدل nikon n8008 ساخته شده بود و در ۵ ترکیب رنگی متفاوت وارد بازار شد.
دوربین هایی شبیه به دوربین های امروزی در سال ۱۹۹۵ دوربینی به نام casio qv-10 معرفی شد. این دوربین ها که از نظر ظاهری شبیه دوربین های دیجیتالی فشرده امروزی بودند در قسمت پشتی خود یک صفحه نمایش ۸/۱ اینچی ال سی دی داشتند.
casio qv-10 نیز به سنسور های ccd و ۴۰۰×۲۸۰ پیکسلی مجهز بود و تصاویر را روی یک حافظه نیمه رسانا ذخیره می کرد و ظرفیت ذخیره ۹۶ عکس رنگی را نیز داشت. از دیگر ویژگی های آن می توان به نمایش خودکار، بازپخش اتوماتیک تصاویر و تایمر اتوماتیک اشاره کرد. قیمت این دوربین ها ۱۰۰۰ دلار بود.
فتو سى دى نیز اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط کداک به دنیا معرفى شد. این ابداع مصادف بود با پیشنهاد ارایه اولین سیستم استاندارد براى توصیف رنگ در کامپیوتر توسط این کمپانى. کداک یک سال بعد اولین دوربین حرفه اى عکاسى دیجیتال را از مونتاژ یک سنسور ۱.۳ مگاپیکسلى روى یک دوربین اپتیکال Nikon F-۳ تولید کرد.
Apple QuickTake100 و Kodak DC40 و Casio QV-11 و Sony Cyber-Shot Digital Still Camera اولین دوربین هاى دیجیتال با قابلیت اتصال به کامپیوترهاى خانگى از طریق درگاه سریال بودند که در فاصله سالهاى ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۶ وارد بازار شدند.
اگرچه سهم بزرگى از توسعه فناورى عکاسى دیجیتال متعلق به کداک است، اما نباید فراموش کرد که مایکروسافت و کینکو نیز با همکارى کداک نقش مهمى در توسعه نرم افزارهاى مورد نیاز براى ویرایش عکسها، تولید فتوسى دى و ذخیره اسناد تصویرى ایفا کردند.
اولین دوربینهای دیجیتالی رزولوشن بسیار کمی داشتند و از نظر اپتیکی نامناسب بودند. به دلیل اینکه لنز دوربینهای اولیه پلاستیکی و سنسورهای آنها از نوع CMOS، که ارزانتر هستند بود. این سنسورها در دوربینهای امروزی با CCD جایگزین شده‏اند .
با گذشت زمان، ریزنمایی بالاتر، در حد ۶۴۰*۴۸۰ پیکسل به بازار آمدند که برای ساختن تصاویر وب مناسب بوده ولی هنوز هم برای چاپ بسیار نامناسبند. بعد از آن دوربینهای مگاپیکسلی وارد بازار شدند. مگا به معنی میلیون است و منظور از آن دوربینهایی است که تصاویر آنها از بیش از یک میلیون پیکسل ایجاد شده‏اند .
اما از آنجایی که هدف اصلی سازندگان دوربینهای دیجیتال این بوده است که رزولوشن یا دقت دوربینهای دیجیتال را به دوربینهای فیلمی برسانند ، آنان تلاش کردند تا رزولوشن بالاتر به عکاس اجازه می‏دهد تا عکس را در اندازه‏های بزرگتری چاپ کند یا بتواند قسمت‏هایی از عکسهای خود را جدا کرده، بزرگ و چاپ کند، بدون اینکه کیفیت آن کاهش یابد
__________________
crazy spirit
scarlet آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
Sponsored Links
قدیمی 07-11-2010   #2
scarlet
عضو عادی
 
scarlet آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 222
تشکرهای ایشان: 6
20بار در18پست از ایشان تشكر شده است
پیش فرض عکاسی از ساختمان ها

اگر شما جزو افرادي هستيد كه براي گذراندن تعطيلات خود به جاي رفتن كنار دريا ترجيح مي دهيد از اماكن تاريخي ديدن كنيد، در اين صورت احتمالاً گرفتن چند عكس زيبا برايتان خالي از لطف نخواهد بود بخصوص اگر يك ساختمان زيبا يا يك شاهكار هنري در برابر شما باشد. ولي براي عكس گرفتن از هر سوژه اي اصولي وجود دارد كه توجه به آنها سبب زيبايي و تاثير گذاري بيشتر مي شود.
لذا در اين مقاله از مقالات آموزشي ياد بگير دات كام مي خواهيم در مورد عكاسي از ساختمان ها صحبت كنيم.
نور مناسب
مشكل اساسي در مورد نور اينست كه بهترين موقع براي گردش بهترين موقع براي عكاسي نيست. مثلاً هنگام ظهر نه زاويه نور مناسب است و نه ازدحام جمعيت به شما اجازه مي دهد عكس دلخواه خود را بگيريد. شايد در اين شرايط خريد يك كارت پستال بهترين انتخاب باشد ولي اگر شما هم مانند من از علاقه مندان عكاسي باشيد با يك كارت پستال ارضاء نخواهيد شد. بنابراين بايد در زمان مناسب در محل حاضر شويد.
بهترين زمان براي عكاسي در فضاي باز يا صبح زود است يا بعد از ظهر هنگامي كه نور خورشيد مايل مي تابد و به قرمزي مي زند. البته صبح زود بهترين موقع است چون در اين زمان نور خورشيد بهترين كيفيت را دارد. و در ضمن افراد كمتري دور و بر شما و سوژه مي چرخند.
همانند عكاسي از هر سوژه اي در عكاسي از ساختمان ها بايد ببينيد چه چيزي در ساختمان مورد نظر شما آنقدر ويژه و مورد توجه است كه آن را منحصر به فرد كرده است، بر روي آن تمركز كنيد. و آن را در تصوير خود برجسته نماييد. بعضي مواقع بايد كل ساختمان را در عكس خود بگنجانيد و بعضي مواقع فقط روي جزئيات تاكيد كنيد و گاه تركيبي از هر دو.
چهار چوب
وقتي از ساختمان ها عكس مي گيريد بخصوص زمانيكه از قسمت هاي فوقاني عكس مي گيريد. حجم نسبتاً زيادي از عكس شما با تكه اي ملال آور از آسمان تمام مي شود. بنابراين بايد به گونه اي اين قسمت را در تصوير تغيير دهيد. يك ترفند ساده استفاده از درختان اطراف و شاخ برگ آنهاست. بايد آنقدر دوربين را حركت دهيد كه شاخه يا شاخه هاي اطراف در بالاي ساختمان مورد نظر قرار گيرد. در اين حالت زوم اوپتيكال دوربين براي تنظيم چهارچوب عكس به شما كمك بسيار مي كند. البته تنظيم نور و مقياس ساختمان كمي مشكل است.
از پديده پرسپكتيو كمك بگيريد
براي اينكه تصويري متمايز خلق كنيد بايد سعي كنيد كمي از بلندي هاي اطراف كمك بگيريد و از زواياي مختلف به ساختمان مورد نظر نگاه كنيد. گاه در عكاسي از ساختمان هاي بلند مي توانيد از طبقات اول صرفنظر كنيد. يا مي توانيد به ساختمان نزديك شويد و با استفاده از يك لنز وايد حالت پرسپكتيو تصوير را مضاعف كنيد. زماني كه از پايين به سمت بالا نگاه مي كنيد به نظر مي رسد خطوطي كه در دو طرف ساختمان قرار دارند در حال نزديك شدن به يكديگر هستند. و اين طور به نظر مي رسد كه ساختمان در حال خم شدن به سمت پشت است. مشكلي كه وجود دارد اين است كه هنگام عكاسي تشخيص ميزان لازم پرسپكتيو كار راحتي نيست. شايد شما لنز وايد نداشته باشيد اما مهم نيست چون در دنياي ديجيتال كار ها بسيار ساده تر شده اند. كافي است در نرم افزار فتو شاپ از دستورات Distort يا Perspective براي تنظيم ميزان لازم پرسپكتيو خود استفاده كنيد.
براي عكاسي از ساختمان ها دو لنز به شما پيشنهاد مي كنم. يكي لنزي كه 28-80 ميليمتر را بپوشاند يا در رنج آن باشد. و ديگري لنز وايد شماست كه 75-300 ميليمتر را بپوشاند و براي عكاسي از فاصله دور و افزودن جزئيات ضروري است. و احتياج به سه پايه هم ندارد.

__________________
crazy spirit
scarlet آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-11-2010   #3
scarlet
عضو عادی
 
scarlet آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 222
تشکرهای ایشان: 6
20بار در18پست از ایشان تشكر شده است
پیش فرض تراز سفیدی

اگر در مورد نحوه استفاده از تراز سفیدی (White Balance) دوربینتان اطلاعات زیادی ندارید، حتما این مقاله را بخوانید.
بدون اینکه بخواهیم زیاد وارد مسایل تکنیکی شویم، دانستن این مطلب مهم است که دوربین عکاسی باید میزان هر کدام از رنگ‌های اصلی را که روی سنسور تجزیه می‌کند بداند. هر بار که دوربین عکس می‌گیرد باید نور سفید را که جمع تمام رنگهاست شناسایی نماید که این کار یکی از دلایل کندتر بودن دوربین‌های دیجیتال نسبت به دوربین های فیلمی است که بدون پردازش نور را روی فیلم می‌تابانند. از آنجا که نور سفید توسط شرایط نورپردازی محیط تغییر می‌کند دوربین باید اثر این نور اضافه بر روی رنگ سفید را جبران نماید. اهمیت این موضوع از آن جهت است که اصلاح رنگی تصویر بعد از گرفته شدن توسط نرم‌افزارهای ویرایش تصویر کار آسانی نیست که براحتی از عهده همه برآید.
بیشتر دوربین‌های دیجیتال بخصوص مدلهای جدیدتر دارای تراز سفیدی قابل تنظیم می‌باشند. معمولا تنظیم‌های مختلف جزو یکی از دسته‌بندی‌های زیر قرار می‌گیرد.
تراز سفیدی خودکار
این تنظیم معمولا تنظیم پیش فرض دوربین است. الگوریتم‌های پیچیده که دورن برنامه داخلی دوربین (Firmware) برنامه‌ریزی شده‌اند به دوربین در تشخیص رنگ سفید کمک می‌کند. در بیشتر حالات این الگوریتم دقت خوبی دارد، ولی بهترین نتیجه این گزینه در فضای آزاد و شرایط نوری درخشان می‌باشد. زیر یک آسمان ابری بیشتر تراز سفیدی‌های خودکار دوربین‌ها چندان خوب عمل نمی‌کنند و تصویری با سایه‌ای از رنگ آبی روی آن ایجاد می‌کنند.
تنگستن
این تراز سفیدی روی بعضی از دوربینها Incandescent یا Indoor (فضای سرپوشیده) نی نامیده شده است. این تنظیم برای حالتی مناسب است که نور محیط بیشتر نور لامپ باشد مانند فضای داخل خانه. وقتی که سیستم تراز سفیدی دوربین بداند که در چنین شرایطی قرار دارد و فلاش نیز استفاده نمی‌شود، بهتر می‌تواند رنگ سفید را تشخیص دهد. از این تنظیم باید هنگام عکاسی بدون فلاش در داخل خانه یا فضای سرپوشیده (که بیشتر نور محیط نور لامپهای التهابی می‌باشد) استفاده نمود.
هر دو عکس در زیر همان نور التهابی و بدون فلاش گرفته شده‌اند. عکس سمت چپی با تنظیم تراز سفیدی روی نور تنگستن(Tugsten) یا التهابی (Incandescent) گرفته شده و سمت راستی از تراز سفیدی خودکار دوربین استفاده کرده است.
فلورسانت
از این تنظیم هنگام عکاسی در زیر نور مهتابی یا لامپهای فلورسانت استفاه نمایید. بعضی از دوربین‌ها بیش از یک نوع تنظیم برای نور فلورسانت ارائه می‌دهند، چون انواع مختلفی از لامپهای فلورسانت وجود دارد: نور سفید سرد (مهتابی معمولی) و نور سفید گرم (مهتابی آفتابی).
لامپهای مختلف فلورسانت در موارد مختلف استفاده می‌شود و محل کاربرد آنها تابع رویه خاصی نیست. عکاسی باید نوع لامپ را حدس بزند و از تنظیم تراز سفیدی مناسب دوربین استفاده نماید.
هر دو عکس در زیر نور فلورسانت (مهتابی) بدون فلاش گرفته شده‌اند. عکس سمت چپی با تراز سفیدی خودکار گرفته شده و عکس سمت راستی با تراز سفیدی مهتابی.
در بین نورهای مختلف تشخیص نوع نور فلورسانت از بقیه مشکل‌تر است. مثلا در بسیاری از دفترها و مدارس از ترکیبی از نورهای مهتابی گرم و سرد برای ملایم کردن نور سفید زننده مهتابی با نور آفتابی رنگ فلورسانت آفتابی استفاده می‌کنند. در چنین شرایطی تجربه کردن بهترین کار است.
نتیجه تراز سفیدی خودکار (چپ) و ابری (راست) در زیر آسمان نیمه ابری
نور آفتاب، ابر، سایه یا فضای آزاد
این تنظیم‌ها روی تمام دوربین‌ها وجود ندارد. معمولا سیستهای تراز سفیدی دوربین‌ها برای شرایط فضای آزاد بهینه شده‌اند. بنابر این در چنین شرایطی تراز سفیدی انها خوب عمل می‌کند. با این حال بعضی تولید کنندگان تنظیم‌هایی را به آن اضافه می‌کنند. استفاده واقعی از این تنظیم‌ها به دوربین بستگی دارد. بهتر است برای دیدن شرایط کاربرد تنظیم‌ها منوال دوربین را مطالعه کنید. چون ممکن است مثلا تنظیم تراز سفیدی آفتابی روی یک دوربین برای شرایط آفتاب درخشان تنظیم شده باشد و برای دوربین دیگر برای زمان غروب آفتاب.
تنظیم‌ ضبط شده توسط کاربر، تنظیم دستی
روی دوربین‌های دیجیتال مختلف ممکن است برای یک کار چندین نام معرفی شده باشد. تمام این تنظیم‌ها یک تراز سفیدی خاص را شرح می‌دهند که میزان آن بستگی به شرایط مکانی گرفته شدن عکس دارد.
معمولا باید کاربر دوربین را به یک ناحیه سفید نشانه رود و این نقطه را به عنوان ناحیه سفید تعریف نماید. یک مشکل در این روش تعریف ناحیه سفید است. مثال این مطلب کاغذ سفید است که مارکهای مختلف کاعذ دارای سفیدی‌های متفاوتی هستند. بعضی کمی متمایل به زرد و بعضی سفیدتر هستند. وقتی نور محیط بر احساس ما از سفیدی تاثیر می‌گذارد چگونه باید با اطمینان بگوییم که سفید کدام است؟
یک راه برای حل این مشکل، به همراه داشتن قطعه‌ای کاغذ سفید است. بنابر تجربه من یک قطعه کوچک کاغذ بسیار سفید بخوبی عمل می‌کند. هنگامی که تنظیم تراز سفیدی دوربین برای تشخیص شرایط نوری بدرستی عمل نمی‌کند، با تنظیم تراز سفیدی بر روی تکه کاغذ سفید مرجع، به شرطی که در محیط سرپوشیده باشیم، تراز سفیدی بخوبی کار می‌کند.
__________________
crazy spirit
scarlet آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-11-2010   #4
scarlet
عضو عادی
 
scarlet آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 222
تشکرهای ایشان: 6
20بار در18پست از ایشان تشكر شده است
پیش فرض حساسیت (iso) و نویز در عكاسی دیجیتال

شاخص ISO در دوربین دیجیتال نشانگر حساسیت حسگر دوربین نسبت به نور است.مقدار ISO كم نشانه حساسیت كم و مقدار ISO بالا معرف حساسیت زیاد است.تقریبا در تمام دوربینهای دیجیتال ، چه انواع ارزان و چه انواع گرانقیمت ، با افزایش ISO كیفیت تصویر كاهش پیدا می كند. هر چه قدر حساسیت بالا تر باشد ، نویز تصویر نیز افزایش پیدا می كند.مثل رادیو كه با زیاد كردن ولوم صدا نویز صدا نیز بیشتر می شود.
با كاهش مقدار ISO نویز تصویر كاهش می یابد ، تصویر واضحتر و احتیاج به نور بیشتر خواهد شد (و در نتیجه بایستی از دیافراگم بازتر یا سرعتهای پایین شاتر استفاده كرد).
با افزایش مقدار ISO ،نویز تصویر بیشتر ، جزئیات تصویر كمتر می شود ولی نیاز به نور كمتر خواهد شد.( استفاده از دیافراگم كوچكتر و یا سرعتهای بالای شاتر امكان پذیر میگردد)
معمولا باید بر اساس دو عامل زیر مقدار ISO را انتخاب كرد:
- نور محیط
- سرعت مورد نیاز شاتر برای گرفتن عكس
گاه نیاز به یك اندازه خاص دیافراگم نیز در امر انتخاب ، دخیل است اما اهمیت این عامل سوم نسبت به دو عامل اول ، در تصمیم برای استفاده از ISO بالا ، كمتر است.
باید همواره به خاطر سپرد كه برای گرفتن عكس در حداكثر كیفیت ممكن ، باید از كمترین مقدار ممكن ISO استفاده كرد:مثلا برای گرفتن عكس از یك موضوع متحرك در یك روز ابری، مجبوریم كه از سرعتهای بالاتر از 125/1 استفاده كنیم.اما حتی با بیشترین اندازه دیافراگم نیز مقدار نور كافی نخواهد بود.در این مورد تنها راه ممكن ، افزایش حساسیت دوربین است تا بتوان از سرعتهای بالاتر شاتر استفاده كرد و از موضوع متحرك عكس گرفت.
هرگونه افزایش مقدار ISO باید تدریجی باشد.افزایش دادن ناگهانیISO به حداكثر میزان ممكن در مواردی نظیر مثال فوق ، از لحاظ عكاسی قابل قبول نیست.بایستی مرحله به مرحله مقدار حساسیت را افزایش داد تا هنگامیكه سرعت مورد نیاز شاتر بدست آید.این روش ، نویز عكس را به حداقل ممكن خواهد رساند.
نویز و حساسیت وابستگی زیادی به یكدیگر دارند.با افزایش حساسیت، نویزابتدا در مناطق تیره عكس و سپس در مناطقی كه رنگهای نسبتا یكنواختی دارند، ظاهر می شود.
قسمتی از تصویر فوق را انتخاب كرده ایم كه اولا نسبتا در مناطق سایه دار عكس است و ثانیا در ناحیه مركری فوكوس بوده و طبعا توجه بیشتری را به خود جلب می كند.
حالا اثرات تغییر ISO را در آن ناحیه بررسی می كنیم:

50 ISO
shutter speed: 1/5 aperture: f3.2



100 ISO
shutter speed: 1/10 aperture: f3.2



200 ISO
shutter speed: 1/20 aperture: f3.2



400 ISO
shutter speed: 1/40 aperture: f3.2


مشاهده می شود كه با یك مقدار ثابت دیافراگم ( 2/3) ، افزایش حساسیت منجر به افزایش سرعت شاتر از 5/1 به 40/1 ثانیه شده است.از لحاظ عملی این موضوع بسیار مفید است چرا كه با سرعت 5/1 بایستی از سه پایه استفاده كنیم اما وقتی ISO را به 400 می رسانیم ، می توان با سرعت 40/1 ثانیه و بدون سه پایه عكس گرفت.اگر موضوع مورد نظر روشنتر باشد همین افزایش در سرعتهای بالاتر شاتر رخ می دهد(مثلا از 50/1 به 500/1).

در مثال فوق با افزایش حساسیت، میزان نویز در مناطق سایه دار عكس ، جلب توجه می كند.اما در مناطقی كه نور بیشتری دارند ، افزایش نویز كمتر است.مثل مناطقی كه در حد فاصل نواحی روشن و تاریك قرار دارند.(مربع زرد در شكل زیر).به عبارت دیگر هرچه نور بیشتر باشد، اثر نویز كمتر خواهد بود.


50 ISO
100 ISO
200 ISO
400 ISO
همانگونه كه مشاهده می شود ، میزان افزایش نویز در این منطقه عكس كمتر است.در این مثال مقدار ISO معادل 200 كاملا قابل استفاده است چرا كه از یك سو باعث افزایش 4 برابر در سرعت شاتر شده است و از سوی دیگر كیفیت عكس نیز نسبتا خوب است. این موضوع مهم ( یعنی نویز كمتر در نواحی پر نور )در مورد عكسهایی كه در نور طبیعی خورشید گرفته شوند ، بیشتر نمود پیدا میكند. در عكس زیر ،گل در نور طبیعی خورشید قرار دارد. در مورد چنین موضوعی كه زیر نور طبیعی قرار دارد،میتوان بدون افزایش نویز،میزان ISO را افزایش داد و با سرعتهای بالای شاتر عكس گرفت.

100 ISO shutter speed: 1/1000 aperture: f5.6
200 ISO shutter speed: 1/1600 aperture: f5.6
400 ISO shutter speed: 1/2000 aperture: f5.6
البته در این مثال خاص با ISO 400 میزان نوردهی حتی در سرعت حداكثر شاتر و كمترین مقدار دیافراگم نیز بیش از حد لازم است.
به طور خلاصه میتوان گفت كه هرچند مقادیر بالای ISO باعث افزایش نویز می گردد،اما این امكان را به عكاس میدهد كه با سرعتهای بالاتر شاتر عكس بگیرد و این موضوع گاه بسیار مفید ولازم است.
باید به خاطر داشت كه نویز، بیشتر در مناطق تیره و نیز نواحی كه رنگ یكنواخت دارند، ظاهر می شود.بنابراین ابتدا باید موضوع مورد نظر را ارزیابی و مناطق فوق الذكر را در آن شناسایی كنیم.سپس با تغییر كادر بندی ، این مناطق را در عكس به حداقل برسانیم و سپس از ISO بالا استفاده نماییم.
در محیطهای كم نور ،نویز واضح تر خواهد بود و در نتیجه با افزایش ISO ، كیفیت عكس به طور قابل ملاحظه ای كاهش می یابد.در این موارد بهتر است كه با استفاده از یك سه پایه ،از سرعتهای پایین شاتر استفاده نماییم.

و اما چند نكته:
1- در محیطهای كم نور در صورتی كه از حالت اتوماتیك ISO استفاده شود،سرعت شاتر نسبت به مقدار ISO در اولویت است.یعنی دوربین حتی الامكان سعی میكند كه از سرعتهای بالای شاتر استفاده نماید،هرچند كه بعلت ISO بالا سبب كاهش كیفیت تصویر گردد.
2- ارتباط تراز سفیدی (White Balance) و ISO : فرض كنید كه زیر نور چراغ معمولی در اتاق عكس می گیرید.تنظیم خودكار تراز سفیدی باعث افزایش بهره كانال رنگ آبی می شود تا بر طبیعت زرد- قرمز نور چراغ غلبه كند.در چنین محیطهای كم نوری، اگر ازISO بالا استفاده كنید، بهره كانال رنگ آبی مجددا افزایش خواهد یافت و در تصویر حاصله رنگ آبی به طور نامناسبی غلبه خواهد داشت.
در این موارد برای غلبه بر این مشكل باید از فیلترهای اصلاح كننده رنگ استفاده شود.
3-در مورد دوربینهایی كه امكان تنظیم كنتراست دارند ، یك نكته جالب عملی در رابطه با ISO وجود دارد:
اگر دوربین روی حالت كنتراست پایین تنظیم و جبران نوردهی(EV) 3/2+ انتخاب شود،میتوان مقدار ISO را نصف كرد.یعنی اگر ISO مورد نیاز 200 است میتوان از مقدار100 استفاده كرده و تصویر بهتری تهیه نمود.
نویز و كاهش آن (Noise Reduction )
هر چه سطح سنسور دوربین بیشتر باشد میزان نویز كمتر است. به همین علت دوربینهای دیجیتال حرفه ای SLR ،نسبت به دوربینهای معمولی،نویز كمتری تولید میكنند.سطح سنسور بعضی از دوربینهای دیجیتال SLR تقریبا 4 برابر دوربینهای معمولی است.بنابراین در دوربینی مانند Canon EOS 1D كه برای عكاسی از صحنه های پر تحرك ورزشی نیز استفاده می شود، انتخاب ISO بالا دیگر یك موضوع كم مصرف نیست.در این دوربین محدوده انتخاب ISO بین 100 تا 1600 میتواند باشد.
نكته دیگر آن است كه دوربینهای دیجیتال جدید به طور خودكار نویز موجود در تصاویر را كاهش می دهند.مثلا در دوربینهای Nikon D1X و Canon EOS 1D امكان كاهش نویز به صورت یك انتخاب در اختیار عكاس گذاشته شده است.و در نتیجه حتی در ISO های بالا نیز تصاویر همچنان بدون نویز قابل توجه خواهند بود.
كاهش نویز توسط نرم افزار نیز قابل انجام است.اما این كار با نرم افزارهای معمولی ویرایش تصویر چندان نتایج قابل قبولی ارائه نمی دهد.چرا كه این نوع نویزها در تمام طیف فركانسی نور پراكنده بوده و بر اساس رنگ و روشنایی و حتی نوع دوربین متغیر است.در روشهای معمولی كاهش نویز ،مانند استفاده از فیلترهای Median و روشهای آستانه ای( Thresholding) ،میزان اصلاح نویز كم بوده و در عوض بسیاری از جزئیات تصویر از دست می رود.

اما نرم افزارهای اختصاصی كاهنده نویز ، از تكنولوژیهای پیشرفته و جدیدی استفاده می كنند تا ضمن حفظ دقت و جزئیات تصویر ، حداكثر كاهش نویز را اعمال كنند.مثلا نرم افزار Noise Ninja(شكل فوق) از یك الگوریتم پیشرفته ریاضی استفاده میكند تا تصویر را به صورت طیف فركانسی 3 بعدی تحلیل نماید و امكان شناسایی دقیق و در نتیجه حذف نویز ها در فركانسها و كانالهای رنگی مختلف فراهم شود.
__________________
crazy spirit
scarlet آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-11-2010   #5
scarlet
عضو عادی
 
scarlet آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 222
تشکرهای ایشان: 6
20بار در18پست از ایشان تشكر شده است
پیش فرض شناخت کلی لنزها

لنزها ([نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]) جزء اساسی عکاسی هستند. برای انتخاب و استفاده درست لنز به بهترین وجه، باید مشخصات پایه لنزها را بشناسید: شارپنس، زاویه دید، عمق میدان و پرسپکتیو.
شارپنس
شارپنس یکی از مهمترین مشخصه‌های هر لنزی است. انحراف تصویری (دیستورشن)، تاریک شدن گوشه‌ها (ویگنتینگ)، خطاهای رنگی و دیگر خطاهای لنز به روشهای مختلفی تا حدودی قابل اصلاح هست، اما شارپنس قابل بهبود دادن نیست. با استفاده از امکاناتی مانند Smart Sharpness یا Unsharp Masking در فتوشاپ می‌توان تا حدودی تصاویری را که مات به نظر می‌رسند بهبود داد، اما تصاویری که بخاطر لنزهای بد بسیار مات هستند قابل اصلاح نیستند.
اگر لنزی عالی باشد، در حالتی که در نهایت گشادگی دیافراگم است تصویر شارپی دارد. در واقع تنها لنزهای بسیار خوب (مانند لنزهای سری L کانن)‌هستند که در بازترین دیافراگم‌ها واقعا شارپ هستند، در حالی که بیشتر لنزها در دیافراگم‌های باز کمابیش مات هستند و با یک یا دو گام بستن دیافراگم شارپنس آنها بهبود می‌یابد. مثلا، لنز Canon 24-105 L IS و Canon 600 f4 L IS حتی در دیافراگم باز f/4 نیز بسیار شارپ هستند، در حالی که Sigma 180 Macro در f/8 عالی است، اما در f/3.5 کمی مات است.

Sigma 180mm Macro در f/3.5 (تصویر برش خورده ۱۰۰ درصد غیر فشرده)
Sigma 180mm Macro در f/8 (تصویر برش خورده ۱۰۰ درصد غیر فشرده)
با بستن دیافراگم شارپنس تصویر بهبود می‌یابد، زیرا وقتی از دیافراگم کوچک استفاده می‌کنید تنها نوری که از ناحیه مرکزی لنز عبور می‌کند تشکیل تصویر می‌دهد، جایی که بهترین کیفیت لنز را دارد.وقتی لنزی جدید می‌خرید، توصیه می‌شود با دیافراگم‌های مختلف عکسهای آزمایشی بگیرید تا شارپنس لنز خود را در دیافراگم‌های مختلف بشناسید. اگر به دیافراگم‌های باز نیاز دارید، ضروری است که لنزی انتخاب کنید که در دیافراگم‌های باز هم به اندازه کافی شارپ است. معمولا توصیه می‌شود لنزتله یا استانداردی نخرید که در دیافراگم‌ باز قابل استفاده نباشد، در حالی که درمورد لنزهای واید و ماکرو که معمولا در دیافراگم‌های بسته مانند f/8 یا f/16 از آنها استفاده می‌شود، این مساله خیلی مهم نیست.
ممکن است با خواندن این بخش فکر کنید هر چه دیافراگم لنز بسته‌تر باشد، عکس شما شارپ‌تر است. این قضیه معمولا تا دیافراگم‌های f/8 یا f/11 صادق است، اما بسته‌تر از آن در بیشتر لنزها، شارپنس به شدت افت می‌کند، مثلا در بسته‌ترین دیافراگم لنز مثل f/32 ، تمام لنزها آنقدر مات هستند که برای یک کار با کیفیت و استاندارد، غیر قابل استفاده هستند. دلیل این پدیده تفرق نور است که در تمام لنزها حتی بهترین آنها تاثیر می‌گذارد، چون یک پدیده فیزیکی است نه یک خطای نوری و کاملا قابل اجتناب نیست. تفرق نور دقیقا چیست؟
بر اساس قوانین فیزیکی، وقتی موج از میان یک سوراخ عبور می‌کند که عرضی مشابه با طول موج دارد، زاویه انتشارش تغییر می‌کند. از آنجا که نور نیز یک نوع موج است، و دیافراگم یک سوراخ است، لنزها تحث تاثیر پدیده تفرق هستند. میزان تفرق به قطر سوراخ دیافراگم بستگی دارد. در دیافراگم‌های باز تفرق ناچیز است، در حالی که در دیافراگم‌های بسته، تفرق نور به یک مشکل جدی تبدیل می‌شود. معمولا ترجیح دارد که از دیافراگم‌های کوچکتر از f/16 اجتناب شود.
Sigma 180mm Macro at f/8 (100% unprocessed crop)
Sigma 180mm Macro at f/32 (100% unprocessed crop)
میزان دیده شدن تفرق نور در عکسها با گام پیکسل‌ها بستگی دارد: در یک سنسور با فتوسایت‌های کوچک (مانند سنسور 12 مگاپیکسلی سایز APS-C دوربین Nikon D2Xs که فتوسایت‌هایی در اندازه 5.5*5.5 µm دارد) میزان تفرق نور را نسبت به سنسوری که فتوسایت‌های بزرگتری دارد (مانند سنسور تمام سایز 12 مگاپیکسلی Canon 5D که سایز فتوسایت‌هایش 8.2*8.2 µm است) بیشتر نشان می‌دهد. توصیه می‌شود در دیافراگم‌های مختلف به عنوان تست عکس‌هایی بگیرید تا بتوانید کوچکترین دیافراگم قابل استفاده را بر اساس دوربین و استاندارد مورد نظر خود تعیین کنید.
زاویه دید
زاویه دید با دو متغیر تعیین می‌شود: فاصله کانونی و سایز سنسور. معمولا در دوربین‌ها محدوده گسترده‌ای از فاصله‌ کانونی بین ۱۲ تا ۶۰۰ م.م. مورد استفاده است. به طور کلی ۴ سایز سنسور در دوربین‌های حرفه‌ای SLR رایج است: سایز 4/3 (سنسورهای 18*13 م.م.)، APS-C (سنسورهای 25x16.7 م.م.) ، 35 م.م. (24x36 م.م.)، و قطع متوسط دیجیتال (36x48 م.م.). فرمولی که با آن زاویه دید را محاسبه می‌کنند اینگونه است:
A=2*arctan d/2f
که در آن d اندازه قطر سنسور و f فاصله کانونی است.
در هر فرمتی، فاصله کانونی که زاویه دیدی تقریبا 46 درجه را نتیجه می‌دهد به عنوان فاصله کانونی استاندارد یا نرمال در نظر گرفته می‌شود، زیرا این زاویه تقریبا برابر با زاویه دید جشم انسان است. لنزهایی که فاصله کانونی کمتری دارند لنزهای زاویه باز (واید) نامیده می‌شوند و زاویه دید بازتری را ارائه می‌دهند و لنزهایی که فاصله کانونی بزرگتری را دارند لنزهای تله فتو نامیده شده و زاویه دید بسته‌تری دارند.
در جدول زیر فهرست زاویه دید به درجه برای فواصل کانونی مختلف، مربوط به ۴ سایز سنسور رایج آورده شده است.



ضمنا برای مقایسه در تصاویر زیر اثر فاصله کانونی و زاویه دید در عکسها دیده می‌شود:

Focal length : 17mm - Angle of view : 104°
Focal length : 35mm - Angle of view : 63°
Focal length : 50mm - Angle of view : 46°


Focal length : 135mm - Angle of view : 18°

عمق میدان
[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ](DOF) یکی از اصول اولیه عکاسی است. وقتی روی یک تصویر فوکوس می‌کنید، تنها صفحه معینی (که در فاصله خاصی از دوربین قرار دارند) واقعا فوکوس می‌شود. هر چیزی که جلوتر یا عقب‌تر از آن صفحه واقع باشد به میزان فاصله‌اش از این صفحه بیشتر مات یا خارج از فوکوس می‌شود. نواحی نزدیک صفحه فوکوس (در جلو و عقب) که هنوز شارپنس قابل قبولی دارند، به عنوان عمق میدان شناخته می شود.
سه عامل در عمق میدان تاثیر گذار است: اولین عامل دیافراگم است. دیافراگم‌های باز مانند f/2.8 یا f/4 باعث عمث میدان‌های باریک می‌شوند، در حالی که دیارفاگم‌های بسته مانند f/16 یا f/22 عمق میدان‌های وسیع ایجاد می‌کنند.



در f/4 عمق میدان کاملا باریک است.



در f/16 عمق میدان کاملا باز است.


با توجه به نتیجه‌ای که می‌خواهید در عکس خود بدست آورید باید دیافراگم را انتخاب کنید. اگر می‌خواهید که سوژ‌ه را از پس‌زمینه جدا کنید، همانند حالتی که از یک نفر پرتره می‌گیرید یا نمای نزدیکی از یک حیوان در دنیای حیات وحش می‌گیرید، شما به یک دیافراگم باز نیاز دارید. از طرف دیگر اگر می‌خواهید که تمام عکس در فوکوس و شارپ باشد (همانند عکسهای منظره) باید از دیافراگم‌های کوچک مانند f/16 استفاده کنید. البته موردی را که در ابتدا درباره اثر دیافراگم بر روی شارپنس گفته شد در نظر داشته باشید و بسته ترین دیافراگم قابل استفاده لنز خود را بشناسید.
دومین عامل تاثیر گذار بر روی عمق میدان فاصله کانونی است. اگر اندازه سوژه ثابت است، برای هر لنزی عمق میدان در یک دیافراگم خاص یکسان است. مثلا فرض کنید که می خواهید از یک پروانه عکس بگیرید. در یک دیافراگم ثابت، شما همان عمق میدان را در 50 م.م. و 200 م.م. خواهید داشت. تنها تفاوت در این است که در 200 م.م. بخاطر زاویه دید باریک‌تر، پس زمینه تمیزتری خواهید داشت.





اگر از یک سوژه یکسان با فواصل کانونی مختلف عکس بگیرید، عمق میدان یکسان است، اما در فاصله کانونی بلند‌تر پس زمینه تمیز‌تری خواهیم داشت.

اندازه سوژه سومین عامل تاثیرگذار در عمق میدان است. اگر از سوژه‌های بزرگ عکس می‌گیرید، شما به نسبت عمق میدان بزرگتری خواهید داشت. مثلا اگر از یک کوه با f/5.6 عکس بگیرید عمق میدان بسیار بزرگی دارید، اما اگر با همین دیافراگم از یک پروانه عکس بگیرید، عمق میدان شما بسیار باریک خواهد شد.
دیافراگم:f/5.6 ، اندازه سوژه : 2 سانتیمتر
دیافراگم: f/5.6 ، اندازه سوژه: 3-4کیلومتر
چگونه از عمق میدان بهترین استفاده را بکنیم؟
وقتی از یک انسان یا حیوان عکس می‌گیرید، همیشه باید بر روی چشم‌ها فوکوس کنید و دیافراگمی را انتخاب کنید که عمق میدان مناسبی برای سوژه مورد نظر شما ایجاد می‌کند. برای حیوانات یا اشیاء کوچک معمولا دیافراگم‌هایی مانند f/8 یا f/11 مناسب است، برای سوژه‌های بزرگتر معمولا دیافراگم f/4 یا f/5.6 انتخاب می‌شود. در عکاسی ماکرو، اگر بخواهید که تمام سوژه در فوکوس باشد، باید سعی کنید که کاملا از زاویه موازی با طول سوژه عکاسی کنید.
سوژه کاملا موازی با صفحه سنسور است. تمام بال در فوکوس است، چون در صفحه فوکوس باقی مانده است.
سوژه کاملا موازی با صفحه سنسور نیست. نوک بالها شارپ نیست (از صفحه فوکوس خارج شده است).
در عکاسی منظره، تکنیک کار متفاوت است. بعضی عکاسها سعی می‌کنند که عمق میدان و فاصله هیپرفوکال را محاسبه کنند. (هایپرفوکال فاصله فوکوسی است که بزرگترین عمق میدان را در یک دیافراگم خاص ایجاد می‌کند(1)). محاسبه این فاصله در هر مورد کمی زمان‌بر است و معمولا بهتر است از روش‌های تجربی برای تعیین یک فاصله فوکوس مناسب استفاده کنیم.
با یک لنز زاویه باز (واید) و دیافراگم f/16، شما یک عمق میدان بسیار وسیع دارید و براحتی می‌توانید یک عکس کاملا فوکوس بگیرید. اگر نزدیکترین جزء ترکیب بندی شما در فاصله 2-3 متری قرار دارد، در فاصله 6-8 متری فوکوس کنید و دیافراگم را روی f/16 بگذارید تا همه چیز از نزدیکترین سوژه تا بینهایت شارپ باشد. اگر نزدیکترین جزء در یک متری یا کمتر است روی 1.5 تا 2 متر فوکوس کنید و با دیافراگم f/16 ( یا f/22 اگر نزدیکترین جزء خیلی نزدیک است) عکس بگیرید. اگر می خواهید که فوکوس را بررسی کنید، می‌توانید عکس را در حالت نهایت زوم در مرور دوربین بررسی کنید.
پرسپکتیو
بر اساس تئوری، اگر فاصله دوربین تا سوژه را ثابت نگاه دارید، پرسپکتیو برای تمام لنزها یکسان است. در عمل، لنزهای واید معمولا برای ترکیب‌بندی اجزائی که بسیار به دوربین نزدیک هستند استفاده می‌شود و لنزهای تله برای عکاسی از سوژه های دور کاربرد دارد.
در نتیجه، لنزهای واید تمایل به اغراق در پرسپکتیو دارند و لنزهای تله‌فتو پرسپکتیوی فشرده یا تخت را ایجاد می‌کنند. پرسپکتیو عامل بسیار مهم و خلاقانه‌ای در عکس است که تاثیر زیادی بر روی جنبه‌های مختلف عکس دارد: در عکاسی منظره، لنزهای واید بخاطر پرسپکتیو اغراق شده‌اشان، برای ایجاد عمق در تصویر بکار می‌روند. از طرف دیگر اگر می خواهید توجه بیننده را به جزئیات یک سوژه معطوف کنید، لنزهای دارای فاصله کانونی بلندتر، تصاویری تخت‌ و دو بعدی و با تمرکز بیشتر بر سوژه ارائه می‌دهند.
دو تصویر زیر مثال خوبی برای نشان دادن دو پرسپکتیو متفاوت که با لنزهای واید و تله ایجاد شده، هستند. اولین عکس با یک لنز 17 م.م. گرفته شده و در آن در نسبت فاصله‌ها اغراق شده و در تصویر عمق ایجاد شده است. در تصویر دوم که با یک لنز 105 م.م. گرفته شده عمق کمتری دارد و به نظر می‌رسد شاخه‌ها که در جلوی تصویر هستند با برج که در عقب است تقریبا در یک صفحه قرار دارند، هر چند در واقع آنها از هم فاصله زیادی دارند.
زاویه باز
تله‌فتو
پاورقی
---------------------
(1)
فاصله هایپرفوکال

در عکاسی و اپتیک فاصله هایپرفوکال فاصله‌ای است که در آن تما موضوعات دارای فوکوس قابل قبول هستند. برای محاسبه این فاصله دو تعریف متفاوت وجود دارد که نتایج هر کدام اندکی با هم متفاوت است.
تعریف اول این است که فاصله هایپرفوکال نزدیکترین فاصله‌ای است که یک لنز می‌تواند فوکوس کند و در عین حال موضوعات تا بینهایت نیز به اندازه کافی شارپ باشند. یعنی فاصله فوکوس با حداکثر عمق میدان. وقتی لنز در این فاصله فوکوس شده است، تمام سوژ‌ه‌های واقع در فاصله نصف فاصله هایپرفوکال تا بینهایت به اندازه قابل قبولی شارپ هستند.
تعریف دوم این است که فاصله هایپرفوکال فاصله‌ای است که تا آن فاصله برای لنزی که در بینهایت فوکوس شده تمام موضوعات به اندازه قابل قبولی شارپ هستند.
بین این دو تعریف به ندرت تفاوت خاصی در نظر گرفته می‌شود، زیرا می‌توان آنها را به جای هم مورد استفاده قرار داد و مقادیر حاصله بسیار به هم نزدیک است. معمولا مقادیر حاصل از تعریف اول نسبت به تعریف دوم کمی بزرگ است ولی عمق میدان یکی است.
فاصله هایپرفوکال بستگی به آن دارد که چه حدی از شارپنس مورد قبول است. معیار شارپنس مورد قبول بر اساس قطر دایره اغتشاش (COC) ([نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]، [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]، [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ] ، [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]) لنز تعیین می‌شود. این معیار بیان می‌کند که بزرگترین قطر قابل قبول تصویر یک نقطه که از یک نقطه واقع در بینهایت بر روی فیلم یا سنسور تشکیل و پخش شده، چقدر است.
فرمول محاسبه فاصله هایپرفوکال بر اساس تعریف اول که در آن H فاصله هایپرفوکال، f فاصله کانونی و N عدد دیافراگم و c دایره اغتشاش لنز است:

این فرمول برای تعریف دوم اگر H از سر یک لنز باریک ساده یا از صفحه اصلی جلوی یک لنز مرکب اندازه گیری شود دقیق است. ضمنا اگر برای تعریف دوم، H از نقطه‌ای که به اندازه یک فاصله کانونی جلوتر از صفحه اصلی لنز است اندازه‌گیری شود، فرمول دقیق است. برای استفاده عملی از فرمول، بین تعریف اول و دوم تفاوت اندکی وجود دارد و قابل توجه نیست.
مثال:
به عنوان مثال می خواهیم فاصله هایپرفوکال را برای یک لنز 50 م.م. در دیافراگم f/16 با استفاده از دایره اغتشاش 0.03 م.م. (مقداری که معمولا در عکاسی 35 م.م. مورد استفاده است) محاسبه کنیم:


این به آن معنی است که اگر لنز را در فاصله 5.2 متری فوکوس کنیم، هر چیزی که در نصف این فاصله (2.6 متر) تا بینهایت واقع است به اندازه قابل قبولی شارپ است. با فرمولی دقیقتر بر اساس تعریف اول این مقدار H=5258 می شود که همانطور که مشاهده می کنید تفاوت قابل توجهی ندارد.

پدیده ریاضی
فاصله هایپرفوکال یک خاصیت عجیب دارد. وقتی لنز در فاصله H فوکوس شده است، عمق میدان از H/2 تا بینهایت است، اگر لنز در H/2 فوکوس شده باشد، عمق میدان از H/3 تا H است، اگر لنز در H/3 فوکوس باشد، عمق میدان از H/4 تا H/2 است. این خاصیت در تمام مقادیر 1/X های پی‌در‌پی فاصله هایپرفوکال ادامه پیدا می کند. به این پدیده "عمق میدان‌های متوالی" می‌گویند.
توجه: در این سایت ([نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]) جداول و نرم‌افزارهای جالبی بصورت رایگان برای محاسبه عمق میدان و فاصله هایپرفوکال وجود دارد که علاقمندان می توانند از آنها استفاده کنند. ضمنا مقادیر مربوطه به دایره اغتشاش برای دوربین‌های مختلف در لینک‌های معرفی شده برای دایره اغتشاش دربالا داده شده است.
__________________
crazy spirit
scarlet آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-11-2010   #6
scarlet
عضو عادی
 
scarlet آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 222
تشکرهای ایشان: 6
20بار در18پست از ایشان تشكر شده است
پیش فرض همه چیز درباره نگاتیو دیجیتال

(اگر با روندكاری دیجیتال در فرمت RAW آشنایی ندارید، مطالعه این سری مقاله قبل از این نوشتار توصیه می‌شود).
فرمت فایلی RAW روزبه‌روز جای خود را در بین عكاسان حرفه‌ای دیجیتال باز می‌كند چرا كه این فرمت نسبت به فرمتهای معمول TIFF و JPEG‌، دارای قابلیت انعطاف بیشتر، امكان كنترل بهتر و مهمتر از همه، با كیفیت بالاتری می‌باشد. اما این فرمت یك مشكل عمده نیز دارد: یك استاندارد فراگیر برای RAW وجود ندارد. به عبارت بهتر، هر دوربین دیجیتالی با یك كدگذاری خاص خود فایل RAW را تولید می‌كند و برای باز كردن آن فایل نیز حتما بایستی از نرم افزار مخصوص آن دوربین استفاده كرد. هر چند امكان باز نمودن فایلهای RAW‌ دوربینهای مختلف توسط نرم افزارهایی نظیر Adobe Camera RAW و نیز Capture One وجود دارد، اما ذكر دو نكته در این باره لازم است كه اولا بایستی این نرم‌افزارها از آن دوربین خاص پشتیبانی كنند (با عرضه دوربینهای جدید، نسخه های به روز این نرم افزارها نیز عرضه می‌شوند) ثانیا گاهی كدگشایی این نرم افزارها نسبت به نرم افزار اصلی خود دوربین متفاوت است و نتایج كاملا یكسانی ندارند.
خب، معنی همه این حرفها این است كه دارنده یك دوربین دیجیتال تا حد زیادی وابسته به همان نرم افزار همراه دوربین خواهد بود. و فایلهای RAW به جای اینكه به عكاس تعلق داشته باشد، وابسته به نرم افزار اصلی خواهد بود.
حالا به این سناریو توجه كنید: شما تعداد زیادی فایل RAW دارید كه فعلا می‌توانید آنها را با نرم افزار مخصوص دوربینتان باز كرده و خروجی مناسبی بگیرید. ده سال می گذرد. شما تا آنموقع دوربین جدیدی خریده‌اید و دوربین قدیمیتان را در اختیار ندارید. شاید هم با پیشرفتهای زیادی كه در دنیای دیجیتال رخ می‌دهد تا آنموقع چند بار دوربینتان را عوض كرده‌اید و برای هر یك از دوربینهایتان نیز یكسری فایل RAW خاص دارید كه فقط با همان نرم افزار خاص باز می‌شوند. یاد فایلهای قدیمی RAW خود می‌افتید و می‌خواهید مجددا از آنها با تكنولوژی روز، خروجی بگیرید. (یك مزیت عمده RAW همین مورد است. یعنی مانند فیلم دوربینهای غیر دیجیتال كه با پیشرفت در تكنولوژی ظهور، امكان تهیه خروجیهای بهتر وجود دارد، در مورد فایلهای RAW‌ نیز چنین مزیتی وجود دارد. و گاهی نیز لازم است كه چندین نوع مختلف خروجی از یك فایل تهیه كنید، مثلا با تغییر روشنایی در مناطق خاص). حالا مشكلات شروع می‌شود: نرم افزار مخصوص دوربین قدیمیتان را ندارید. یا نمی‌توانید سی دی یا دیسكهای مربوطه را پیدا كنید. به اینترنت سر می‌زنید و در سایت شركت مربوطه هم اثری از آن نرم افزار قدیمی 10 سال قبل نمی‌یابید. یا اصلا ممكن است شركت مورد نظر دیگر وجود نداشته باشد! می‌خواهید فایلهای قدیمیتان را با نرم‌افزارهای ثالث باز كنید، اما متوجه می‌شوید كه این نرم افزارها نیز از این فایلهای قدیمی پشتیبانی نمی‌كنند. خب چاره چیست؟ آیا بازهم خود را صاحب فایلهایتان می‌دانید؟؟
Digital Negative/ DNG

نگاتیو دیجیتال یا DNG پاسخی است برای مشكل فوق. این فرمت فایلی باز توسط Adobe ارائه شده است و می‌تواند از این پس به عنوان یك استاندارد در نرم افزارها و نیز سخت افزارها (منجمله دوربینهای دیجیتال) استفاده شود. همچنین ادوب یك ابزار مبدل را به طور رایگان ارائه كرده است تا بتوان انواع فایلهای RAW را به این فرمت استاندارد تبدیل كرد و برای آرشیو نگهداری نمود. در حقیقت شما با این برنامه مبدل، فایلهای RAW خود را به فرمت DNG تبدیل می‌كنید و برای آرشیوتان (علاوه بر فایلهای RAW اصلی) نگهداری می‌كنید. خصوصیت مهم DNG آن است كه حاوی تمام اطلاعات موجود در یك فایل RAW‌ است. یعنی علاوه بر اطلاعات تصویری، اطلاعات مربوط به Metadata را نیز نگهداری می‌كند كه این اطلاعات برای تبدیل و تولید خروجی در برنامه‌های مبدل RAW الزامی هستند. همچنین اطلاعات مخفی موجود در فایل را كه توسط شركت مربوطه به فایلهای RAW اضافه می‌شود را نیز نگهداری می‌نماید. فرمت DNG بسیار انعطاف پذیر است و می‌تواند خود را با انواع سنسورها و روتینهای مختلف دوربینهای دیجیتال وفق دهد.
باز بودن این فرمت باعث یك مزیت دیگر نیز شده است: هماهنگی انواع نرم افزارها با این فرمت. اگر نمیتوانید فایلهای RAW‌ مخصوص دوربین‌تان رابا نرم‌افزار خاصی ببینید یا پردازش كنید، كافیست كه آن را به فرمت DNG تبدیل كنید تا با نرم افزار محبوبتان سازگار باشد. حتی امكان نمایش این فرمت در ویندوز نیز وجود دارد.
و مزیت دیگر این فرمت برای نرم افزار های ثالث است. امكان پشتیبانی یك نرم افزار از این تعداد فایل RAW‌ مختلف همواره برای توسعه دهندگان نرم افزاری یك مشكل عمده بوده است. اما حالا با پشتیبانی از این فرمت DNG قادر خواهند بود كه با فایلهای RAW همه دوربینهای دیجیتال ارتباط برقرار نموده و برای كاربران نیز جذابتر باشند.
چگونه در روندكاری دیجیتال از فرمت DNG استفاده كنیم؟
خیلی راحت! كافیست كه مبدل DNG را از سایت ادوبی دانلود كنید. آخرین نسخه این مبدل (نسخه 2.4) را از این آدرس دانلود كنید. صفحه دانلود مربوط به این ابزار را در این آدرس می‌توانید ببینید و نسخه های آینده را از آنجا دانلود نمایید. با معرفی دوربینهای جدید نسخه های به روز این ابزار نیز معرفی می‌شوند.
با یك نگاه به تصویر فوق، می‌توانید طرز عمل با این مبدل را دریابید. معرفی فولدر حاوی فایلهای RAW ، محل ذخیره سازی فایلهای DNG‌حاصل و طرز نامگذاری آنها ( بر اساس شماره سریال و تاریخ و ...) كل كارهایی است كه باید انجام دهید.




در قسمت Preferences امكان انتخاب فشرده سازی (البته از نوع lossless= بدون از دست رفتن اطلاعات) وجود دارد تا حجم فایلهای خروجی كمتر شود. همچنین دو نوع تبدیل وجود دارد. در نوع Preserve RAW Image تمام اطلاعات فایل اصلی RAW نگهداری می‌شود. اما در نوع Convert To Linear Image‌ فایل پس از مرحله تبدیل خطی سازی، نگهداری می‌شود. بهتر است همیشه گزینه اول را انتخاب كنید مگر آنكه فایلهای اصلی شما توسط یك نرم افزار خاص قابل خواندن نباشند كه در اینصورت مجبور خواهید بود كه گزینه دوم را انتخاب كنید. اگر گزینه Embed Original RAW File را انتخاب كنید، مبدل یك فایل DNG برایتان تولید می‌كند كه فایل اصلی RAW شما نیز در آن الحاق شده است. این فایل مشخصا حجم بیشتری دارد اما با اینكار در یك فایل DNG هر دو فایلتان را در اختیار خواهید داشت. و اگر بخواهید فایل RAW خود را از دل این فایل مركب استخراج كنید، كافیست كه در صفحه اصلی گزینه Extract را انتخاب نمایید. در نهایت نیز با دكمه Convert عمل تبدیل انجام خواهد شد.
پیشنهاد می‌شود كه پس از هر پروژه عكاسی، كل فولدر حاوی فایلهای RAW‌ خود را با این ابزار به DNG تبدیل كنید و سپس هم فایلهای اصلی و هم این فایلهای تبدیلی را ذخیره نمایید. این كار دو فایده دارد: یك) دو سری پشتیبان با دو فرمت مختلف از فایلهای اصلی خواهید داشت. كه یك سیاست منطقی برای پشتیبان گیری خواهد بود. دو) هر وقت بخواهید با یك نرم افزار ثالث فایلهای RAW را باز كنید به راحتی می‌توانید از فایلهای DNG استفاده كنید و نیازی به تبدیل اولیه RAW‌ نیست. سه) نگران آینده و مالكیت فایلهایتان نیز نخواهید بود.
پشتیبانی از فرمت DNG
در حال حاضر تعداد زیادی از ابزارها و نرم‌افزارها از این فرمت پشتیبانی می‌كنند كه لیست آنها را در ذیل مشاهده می‌كنید. این لیست روز بروز بزرگتر می‌شود.
الف) مبدلهای RAW :
[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ] / [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ] / [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]/ [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ] /[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ] 7.0 / [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ] / VueScan / Silverfast DC Pro /[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]
ب) ابزارهایی كه قادرند خروجی DNG تولید كنند:
Photoshop CS2 / Adobe DNG converter / DxO Optics Pro v2.2 / [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]
ج) ابزارهای مدیریت تصویر و نمایش دهنده تصاویر:
BreezeBrowser Pro / CameraBits Photo Mechanic 4.3.3 / dpMagic Plus / Extensis Portfolio7 / Exiftool / IrfanView / iView MediaPro 2.6.2 / Photools Imatch / Polybytes PolyView / Proshooters DigitalPro 3 /Rawview /
د) سیستمهای عامل:
سیستم عامل ویندوز ایكس پی با یك دستكاری كوچك در رجیستری قادر به نمایش فایلهای DNG‌ است
سیستم عامل( MAC OSX 10.4/ Tiger) با استفاده از ابزار Preview قادر به نمایش فایلهای DNG‌ است.
و سازندگان دوربین...
خب، وظیفه آینده سازندگان دوربین هم مشخص شد. نه! منظور این نیست كه تمام سازندگان بجای خروجیهای RAW‌ خاص خود بیایند و خروجی DNG بدهند. اما انتظار می‌رود كه علاوه بر خروجی كدگذاری شده RAW مختص به خود، یك خروجی DNG‌ نیز تعبیه كنند كه خیال كاربران از هر لحاظ راحت باشد.
درحال حاضر تنها بك دیجیتال Phase One دارای خروجی DNG میباشد. Leica نیز قول داده است كه در دوربینهای آینده خود از این فرمت پشتیبانی نماید.
__________________
crazy spirit
scarlet آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-11-2010   #7
scarlet
عضو عادی
 
scarlet آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 222
تشکرهای ایشان: 6
20بار در18پست از ایشان تشكر شده است
پیش فرض طریقه انتخاب یک دوربین دیجیتال مناسب

با زیادتر شدن مدلهای دوربین دیجیتال، انتخاب یک مدل مناسب که مطابق سلیقه ما بوده و کارآمدی مناسب داشته باشد سخت‌تر می‌شود. در این مقاله به طور خلاصه مواردی را که باید هنگام خرید یک دوربین دیجیتال در نظر بگیریم، ذکر خواهم کرد.
اگر تا بحال به فکر خرید یک دوربین دیجیتال افتاده و سری به بازار زده باشید، متوجه خواهید شد که مدلهای متنوعی از مارک‌های مختلف در پشت ویترین فروشگاهها صف کشیده‌اند. با توجه به اینکه امروزه تقریبا تمام شرکتهای تولید کننده وسایل الکترونیکی دست به تولید دوربین دیجیتال نیز زده‌اند، انتخاب یک دوربین مناسب از میان این همه مدل واقعا دیوانه کننده است. نگران نباشید، با خواندن این مقاله خواهید دانست که دوربین مناسبتان را چگونه انتخاب نمایید.
چه چیزی مورد انتظار شماست؟
یک خبر خوب این است که اکنون با بودجه‌ای در حدود 400 هزار تومان می‌توانید یک دوربین اتوماتیک دیجیتال بخرید که کیفیت آن خیلی از دوربین‌های عکاسی نگاتیوی بهتر باشد. ممکن است این موضوع برای خیلی‌ها عجیب باشد، زیرا بیشتر مردم فکر می‌کنند که وضوح یک دوربین فیلمی 35 میلیمتری بیشتر از وضوح یک دوربین دیجیتال معمولی است (که البته درست است).
در اینجا توجه به وضوح بالای فیلم باعث گردیده که از یک جزء مهم در دوربین غافل شویم و آن لنز دوربین است. دو عامل به شدت بر پیچیدگی و قیمت لنز تاثیر گذار است: فاصله کانونی و قطر لنز. بعبارت دیگر، هر چه یک لنز طویل‌تر و پهن‌تر باشد، ساخت آن سخت‌تر است.
از آنجا که حساسه یا سنسور دوربین دیجیتال بسیار کوچک است – حدود یک سوم سانتیمتر – لنز یک دوربین دیجیتال را می‌توان بسیار کوتاه‌تر و باریکتر از لنز یک دوربین فیلمی که نیاز به تنظیم تصویر روی کادر فیلم 35 میلیمتری دارد، ساخت.
تمام این قضایا منجر به این می‌شود که سازنده دوربین می‌تواند روی دوربین دیجیتال نسبت به دوربین فیلمی با قیمت مشابه از لنزی با کیفیت بالاتر استفاده نماید. بنابر این اگر شما نگران قربانی شدن کیفیت در استفاده از دوربین دیجیتال هستید، نگرانی شما بی مورد است (مگر اینکه دوربین فیلمی شما یک دوربین حرفه‌ای قطع بزرگ با لنزهای حرفه‌ای باشد).
انتخاب رزولوشن (وضوح)
دوربین‌های دیجیتال در تمام اشکال و اندازه‌ها در بازار یافت می‌شود و شما گزینه‌های زیادی برای انتخاب در پیش رو دارید. از لحاظ قیمت دوربین‌های دیجیتال با توجه به رزولوشن‌شان در دسته‌های مختلفی جای می‌گیرند. بنابر این شما با توجه به بودجه‌ای که در اختیار دارید براحتی و سرعت می‌توانید محدوده رزولوشن قابل خریدتان را مشخص نمایید.
هرچند که گفتن این که "هر چه رزولوشن بالاتر کیفیت بهتر"، راحت‌تر است، ولی این موضوع همیشه صدق نمی‌کند، چون عوامل زیادی وجود دارند که بر کیفیت یک دوربین دیجیتال تاثیر گذارند. با توجه به حداکثر اندازه‌ای که می‌خواهید پرینت بگیرید، خرید دوربینی با رزولوشن بالاتر تنها اتلاف پول و حافظه خواهد بود.
رزولوشن دردرجه نخست حداکثر اندازه پرینتی را که می‌توانید از عکسهای دوربین‌تان بگیرید مشخص می‌نماید. بطور کلی، یک دوربین 2 مگاپیکسلی یک عکس 10*15 سانتیمتری خوب با یک پرینتر رنگی معمولی جوهر افشان ایجاد می‌نماید. از یک دوربین 3 مگاپیکسلی می ‌توان یک پرینت 15*25 سانتیمتری گرفت.
بنابر این واضح است که اگر فکر می کنید که نیازی به گرفتن (یا امکان گرفتن) پرینتهایی بزرگتر از 15*25 ندارید، احتمالا نیازی به خرید یک دوربین با رزولوشن بالا نخواهید داشت.

البته رزولوشن اثری بیشتر از اندازه پرینت دارد. اگر شما نیاز دارید بخشهایی از تصویری که گرفته‌اید را ببرید و آنرا با دقت مناسبی بزرگ نمایی کنید، نیاز به دوربینی با رزولوشن بالاتر خواهید داشت.

بنابراین واقع گرایانه در مورد اندازه پرینت و نوع نیازی که به عکس دارید فکر کنید و بی محابا نگویید که میلیونها و میلیونها پیکسل بی برو برگرد بهترین تصویر را ایجاد می‌کند!
اگر دوربین را فقط برای ارسال تصاویر روی وب و ایمیل و یا تماشای تصاویر روی کامپیوتر می‌خواهید، با رزولوشن پایینتر کارتان راه می‌افتد. بهر حال، در چنین حالتی هم دقیقا معلوم نیست که چه وقت به پرینت یا بزرگنمایی یک عکس نیاز خواهید داشت، بنابر این بهتر است یک دوربین حداقل 2 مگاپیکسلی بگیرید.
زوم
تولید کنندگان دوربین‌های دیجیتال پس از متقاعد کردن شما در مورد رزولوشن مگاپیکسلی، سعی دارند که دوربین را بر اساس میزان زوم دیجیتال آن به شما غالب نمایند! مثلا 200 برابر زوم دیجیتال! اصلا به این حرفها توجه نکنید.
همانند دوربین‌های اتوماتیک فیلمی، دوربین‌های دیجیتال اتوماتیک کنونی نیز بیشتر با لنزهای زوم عرضه می‌شوند. متاسفانه این دوربین‌ها دارای زوم دیجیتال نیز می‌باشند که بطور مجازی با بزرگنمایی و برش دیجیتالی تصویر حالتی شبیه به زوم با لنز را بصورت مصنوعی ایجاد می‌نمایند.

نتیجه کار همیشه وحشتناک است! در واقع هنگامی که دوربین دیجیتال می‌خرید، بدون توجه به نوع دوربین، باید اول از همه زوم دیجیتال آن را غیر فعال نمایید. اگر به بزرگنمایی تصویر نیاز دارید بهتر است این کار را در کامپیوتر با استفاده از یک نرم افزار مناسب ویرایش تصویر انجام دهید.

بیشتر دوربین‌های دیجتال مشخصه لنزهایشان را بر اساس ضریب بزرگنمایی آن بیان می‌کنند. مثلا عنوان می‌شود که یک دوربین زوم 3X دارد. متاسفانه این عدد هیچ چیزی در مورد فاصله کانونی واقعی لنز به شما نمی‌گوید. برای اینکه بفهمید این لنز چقدر باز (واید) یا بسته (لانگ) است (برای دانستن مشخصات تله فتوی لنز) مجبورید کمی تحقیق بکنید.
اگر قبلا با یک دوربین فیلمی 35mm کار کرده‌اید، احتمالا با اندازه‌های فاصله کانونی لنزهای معمولی آشنایی دارید. مثلا یک لنز 50mm تقریبا معادل میدان دید چشم انسان است. یک لنز بلندتر 100 میلیمتری برای مثال، تله فتو‌تر است و یک لنز کوتاهتر 28mm دارای زاویه بسیار بازی است.

دوربین‌های دیجیتال بخاطر صفحه تصویر کوچکشان (CCD)، معمولا فاصله کانونی‌های بسیار کمتری بین 8 تا 20mm دارند. خوشبختانه بیشتر تولید کنندگان دوربین‌های دیجیتال میزان معادل 35mm فاصله کانونی دوربین‌هایشان را بیان می‌کنند. بنابر این، فاصله کانونی یک دوربین معمولی، باید چیزی در حدود 8-20 mm (معادل 35-120) باشد که به این معنی است که لنز زوم این دوربین همانند یک لنز 35-120mm روی یک دوربین 35mm است. یعنی کمی بازتر از یک لنز نرمال 50mm و دارای یک تله فتو نسبتا خوب است (حدود 3X).
این مقدار زوم برای یک دوربین دیجیتال اتوماتیک مقدار متعادل و مناسبی است. اگر شما بخواهید دوربینی با قدرت تله فتوی بالاتر از نیازتان بخرید باید دوربینی بزرگتر و تا حد زیادی گرانتر بخرید.
مشخصات دوربین
از آنجا که معیار نهایی شما برای انتخاب یک دوربین دیجیتال کیفیت آن است، شما باید مطمئن شوید که استفاده از دوربینی که می‌خرید راحت است و دارای مشخصات مورد نیاز برای گرفتن عکسهای مورد نظر شماست.
چون این دوربین‌ها نیازی به محل نصب فیلم و مکانیزم حرکت فیلم ندارند، نسبت به مدلهای فیلمی دارای تنوع بیشتری از لحاظ شکل می‌باشند. بعضی از دوربین های دیجیتال طراحی‌اشان را از دوربین‌های فیلمی گرفته‌اند، در حالی که بعضی دیگر با بدنه‌های دوتکه ومنظره یاب متحرک دارای تفاوت زیادی با این دوربین ها می‌باشند. البته تفاوت طراحی یکی از مزایای دوربین‌های دیجیتال است و بهترین راه برای انتخاب شکل دوربین رجوع به سلیقه و احساس راحتی با دوربین هنگام در دست گرفتن آن است. در اینجا چند مورد را ذکر می‌کنم که هنگام انتخاب طراحی دوربین آنها را مد نظر قرار دهید:


- منظره یاب اپتیکی (Optical Viewfinder): بیشتر دوربین‌های دیجیتالی همانند دوربین‌های فیلمی منظره یاب اپتیکی دارند. ولی در بیشتر دوربین‌های دیجیتال منظره یاب اپتیکی کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. چون بیشتر اطلاعات مربوط به نور و تنظیم‌ها و 80 تا 90 درصد از تصویر واقعی روی مانیتور دوربین نشان داده می‌شود شما بیشتر به آن اتکا می‌کنید. ولی با این وجود برای شرایطی که نور محیط شدید است و مانیتور LCD دوربین دیده نمی‌شود و یا باتری دوربین ضعیف شده و مجبورید مانیتور را خاموش نمایید داشتن منظره یاب اپتیکی لازم است.
-مانیتور منظره‌یاب LCD: کوچکترین دوربین‌های دیجیتال امروزی نیز دارای یک مانیتور LCD هستند که هم به عنوان منظره یاب و هم برای مرور عکسها مورد استفاده قرار می‌گیرد. در بعضی از دوربین‌های دیجیتال صفحه LCD تنها منظره یاب تعبیه شده روی دوربین است. هنگامی که دنبال یک دوربین دیجیتال می‌گردید مطمئن شوید که LCD آن در شرایط نوری مختلف قابل مشاهده باشد و مثلا در نور روز یا زیر نور درخشنده یک لامپ، رنگ و روی آن نپرد. مشخصه دیگری که وجود آن برای مانیتور دوربین مفید است متحرک بودن و قابل چرخش بودن آن است. این مشخصه برای گرفتن عکسهای ماکرو، عکاسی از خود یا نگه داشتن دوربین در بالای سر برای عکاسی در میان جمعیت بسیار مهم است.
- کنترل‌های جبران نوری (Exposure Compensation): بیشتر دوربین‌های امروزی دارای کنترلهای ساده جبران نوری هستند که برای تنظیم نور در شرایط عکاسی دشوار ضروری است. حتی اگر خودتان را به عنوان یک عکاس قبول ندارید، کسب اطلاع و آشنایی با کنترل‌های جبران نوری ارزش وقت گذاردن را دارد.
-ISO قابل تنظیم: همانند فیلمها که با حساسیت‌های مختلف نوری عرضه می‌شوند، در بسیاری از دوربین‌های دیجیتال هم شما می‌توانید ISO مجازی آنها را برای افزایش حساسیت دوربین جهت عکاسی در نور کم تنظیم نمایید. ISO قابل تنظیم برای شرایطی که فلاش مناسب یا کارآمد نیست ضروری است.
-تراز سفیدی قابل تنظیم (White Balance) : بطور ایده‌آل باید دوربین شما اجازه تنظیم دستی تراز سفیدی را به شما بدهد. هنگام انتخاب دوربین مطمئن شوید که دوربین حتما تنظیم تراز سفیدی برای نورخورشید، لامپ فلورسانت، تنگستن و فلاش را داشته باشد.پ
-کنترلهای دستی: بر اساس دانش عکاسی شما، ممکن است نیاز به کنترلهای دستی بیشتر یا کمتری داشته باشید. تمام دوربین‌های دیجیتال دارای مد برنامه‌ریزی شده اتوماتیک هستند و بیشتر آنها مد دستی نیز دارند. اگر فکر می‌کنید که نیاز به کنترل نور دستی دارید باید دوربینی بگیرید که حداقل دارای مدهای اولویت شاتر (Shutter Priority) و اولویت دیافراگم (Aperture Priority) باشد. اگر در مورد کنترل‌های دستی کاملا جدی هستید، باید دوربینی با مد کنترل دستی فوکوس بگیرید. به خاطر داشته باشید که مدهای اولویت شاتر و دیافراگم و جبران نوری معمولا کنترلهای لازم حتی برای یک عکاس حرفه‌ای را فراهم می‌آورند.
-فلاش همزمان (Flash Sync): عکاس حرفه‌ای نیاز به کنترل سیستم فلاشهای خارجی از طریق یک کابل یا محل نصب فلاش روی دوربین دارد. اگر شما نیز چنین احساس نیازی دارید، هنگام خرید یک دوربین دقت نمایید که چنین مشخصه‌ای را داشته باشد.
-تاخیر شاتر: هر چند در بیشتر دوربین‌ها چنین مشکلی وجود ندارد، ولی در بعضی از دوربین‌های دیجیتال تاخیر شاتر اندکی مشکل آفرین است. هنگام آزمایش یک دوربین، مطمئن شوید که بین فشردن دکمه شاتر و زمان واقعی گرفتن عکس توسط دوربین فاصله‌ای وجود نداشته باشد. حتی یک تاخیر اندک ممکن است به قیمت از دست دادن یک لحظه مهم تمام شود.
حافظه و باتری
بیشتر دوربین‌های دیجیتال امروزی از یکی از سه نوع حافظه معروف CF (CompactFlash) ، SM (SmartMedia) یا MS (MemoryStick) استفاده می‌نمایند. هیچکدام از این انواع برتری محسوسی نسبت به دیگری ندارد و نمی‌تواند مبنای انتخاب باشد. ولی باید انتظار داشته باشید که دوربین شما یک حافظه کوچک به همراه داشته باشد و حتما خرید یک حافظه اضافه را در برنامه داشته باشید. خوشبختانه قیمت این حافظه‌ها نسبت به سابق کاهش یافته و یک کارت حافظه 128 MB را می‌توان در حدود 60000 تومان خریداری کرد. اگر دوربین مورد نظر شما از اسمارت مدیا استفاده می‌کند توجه نمایید که حداکثر ظرفیت قابل پذیرش دوربین محدودیت دارد. دوربین‌های قدیمی‌تر که از اسمارت مدیا استفاده می‌کنند لزوما کارت‌های حافظه جدیدتر با ظرفیت بالاتر را نمی‌پذیرند. دوربین‌هایی که از کامپکت فلش و مموری استیک استفاده می کنند چنین مشکلی ندارند. قبل از خرید کارت حافظه ظرفیت بالا، حتما مشخصات دوربین را بررسی نمایید.
دوربین‌های دیجیتال یا از باتری شارژی و شارژر مخصوص همراه دوربین و یا از باتریهای اندازه AA غیر شارژی استفاده می‌کنند. اگر دوربین مورد نظر شما از باتریهای AA استفاده می‌کند، حتما خرید یک دست باتری قابل شارژ NiMH و شارژر یا LiIon را در برنامه خریدتان قرار دهید. چون به علت مصرف بالای دوربین‌های دیجیتال بدون استفاده از باتریهای شارژی با ظرفیت بالا (بالای 1500 MAh) حتما بزودی ورشکست خواهید شد!
کیفیت عکس
همانطور که قبلا ذکر شد، کیفیت عکس حرف آخر را در انتخاب یک دوربین عکاسی می‌زند. راه‌های زیادی برای قضاوت و بررسی کیفیت یک دوربین وجود دارد، ولی در نهایت نمی‌توان به طور قطع خوب یا بد بودن یک تصویر را مشخص نمود. اگر یک عکس مطابق سلیقه و نظر شماست، پس خوب است. ولی اگر با تعداد زیادی تصویر مختلف روبرو هستید و در قضاوت درمانده‌اید موارد زیر را به عنوان راهی برای داوری در مورد کیفیت عکس یک دوربین پیشنهاد می‌کنم:
-رنگها چقدر دقیق هستند؟ ممکن است یک دوربین، عکسی با رنگهای بسیار زیبا و شفاف بگیرد ولی باز هم به نظر جالب نیاید. بنابر این اگر شما دنبال دیدن رنگهای واقعی در عکس هستید و نه صرفا رنگهای زیبا و شفاف، دنبال دوربینی بگردید که دقت رنگی آن مناسب باشد. سعی کنید که ببینید آیا دوربین در ثبت طیفهای مختلف یک رنگ و رنگهای مختلف دقت دارد یا نه؟ مثلا ببینید آیا رنگهای آبی را به همان دقت رنگهای قرمز ثبت می‌کند یا نه؟ اگر در مورد دقت رنگها خیلی اصرار ندارید، جذابیت رنگهای ایجاد شده توسط دوربین را مد نظر قرار دهید. مثلا اینکه آیا شما رنگهای کمتر یا بیشتر اشباع شده را دوست دارید. و یا کنتراست بیشتر یا کمتر؟ و از این قبیل.
-جزئیات تصویر در سایه و نور زیاد چگونه است؟ آیا دوربین در عین اینکه سایه‌های تاریک و نورهای زننده موجود در رنگهای روشن را بخوبی نشان می‌دهد، قادر به نشان دادن جزئیات تصویر در سایه و نور زیاد می‌باشد؟ سعی نمایید تصاویری از دوربین در شرایط نوری مختلف را بررسی نمایید تا قابلیتهای نوری دوربین را تشخیص دهید. به ویژه به عکسهای منظره دقت نمایید و اطمینان حاصل نمایید که دوربین تصویر آسمان را بدون سفید شدن رنگ آن و دقت کافی در نشان دادن الگوی ابرها می‌گیرد.
-آیا دوربین رنگهای مصنوعی ایجاد می‌کند یا نه؟ بعضی از دوربین‌های دیجیتال هنگام گرفتن عکسهای دارای کنتراست‌‌های شدید رنگهای غیرعادی در تصویر ایجاد می‌نمایند. بعضی اوقات لبه‌ها یا حاشیه‌های بنفش (Purple Fringing) و انعکاسهای قرمزرنگ در نواحی با کنتراست بالا بخصوص هنگام عکاسی با زوم بالا بوجود می‌آیند. حذف این مشکلات در نرم افزارهای ویرایش تصویر کار آسانی نیست، بنابر این سعی نمایید دوربینی بخرید که چنین مشکلاتی کمتر داشته باشد.
-تصاویر چقدر نویز دارد؟ بیشتر دوربین‌های دیجیتال دارای نویز در تصویر هستند، اما بعضی از آنها بدتر از بقیه می‌باشند. هر چه از ISO بالاتری استفاده نمایید نویز تصویر بیشتر می‌شود. به نحوه زیاد شدن نویز عکس دوربین در نواحی تاریکتر دقت نمایید. احتمالا قادر به یافتن دوربینی بدون نویز نخواهید بود، ولی می‌توانید دوربینی با حداقل نویز پیدا نمایید یا حداقل، نویز زیباتری از بقیه داشته باشد!
-تصاویر چقدر دقیق (شارپ) هستند؟ بیشتر دوربین‌های دیجیتال تا حدودی عمل افزایش دقت دیجیتالی (شارپ کردن) را روی تصاویرشان انجام می‌دهند. با این کار تا حد زیادی می‌توان جزئیات و کنتراست‌های تصویر را بهبود بخشید. ولی با شارپ کردن بیش از حد ممکن است تصویر زننده و با کنتراست زیاد به نظر برسد. اگر تصویر دارای شارپنس بالا به نظر می‌آید، بررسی نمایید که آیا دوربین دارای تنظیم شارپنس قابل غیر فعال شدن هست یا نه؟
تصمیم‌گیری بزرگ
در انتها ممکن است باز هم قادر نباشید دقیقا بگویید که کدام دوربین بهتر از دیگری است. این انتخاب معمولا ترکیبی از کیفیت تصویر، سلیقه و احساس راحتی است. قبل از خرید مطمئن شوید که انتخاب شما بر اساس نیازهای شما و نه احساس نیاز کاذب مربوط به تبلیغات بازار باشد. یک دوربین گرانتر لزوما دارای کیفیت تصویر بهتر و دارای مطابقت بیشتر با نیاز شما نیست. اگر سوالاتی را که در اینجا مطرح شد از خود بپرسید، به دوربینی می‌رسید که دارای کیفیت مطلوب شما و قدرت تصویربرداری دیجیتالی مطابق نیازهای شما خواهد بود.
ضمنا قبل از خرید و بعد از خرید برای آشنایی بیشتر با مشخصات، تواناییها و امکانات دوربین‌های دیجیتال و نیز فراگیری روشها و ترفندهای ویژه در عکاسی دیجیتال سری به بخش دوربین دیجیتال و دنیای دیجیتال سایت عکاسی بزنید. فهرست جامع مقالات دوربین دیجیتال با بیش از 250 مقاله با موضوعات مختلف پاسخ بسیاری از سوال های شما را می دهد.
و قطعا مطالب جدید برای فراگرفتن خواهید یافت و یا اگر مطلب جدیدی نیافتید شاید بتوانید برای افزودن مطالب جدید با ما همکاری نمایید.

همچنین برای طرح سوالات خود میتوانید با عضویت در انجمن دوربین دیجیتان پاسخ های خوبی از دیگر اعضاء انجمن دریافت کنید.
__________________
crazy spirit
scarlet آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-11-2010   #8
scarlet
عضو عادی
 
scarlet آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 222
تشکرهای ایشان: 6
20بار در18پست از ایشان تشكر شده است
پیش فرض مقابله دوربین های دیجیتال با dslrها

کشمکشی خصومت آمیز
هیچ کس فکر نمی کرد به این زودی چنین جنگی درگیرد! همین چند سال قبل بود که جنگ بین فیلم و سیلیکون مغلوبه شده بود! اکنون جدیدترین خبر این است که مبارزه بین دوربین های دیجیتال (شبه SLR) و دوربین های دیجیتال تک لنز انعکاسی DSLR درگرفته است. شما چه می گویید؟ دوربینهای شبه SLR؟ یا DSLR؟
نه، این مبارزه واقعا جدی است! 10-12 ماه پیش نمی‌شد چنین چیزی گفت، اما اکنون قضیه فرق می‌کند و روند واقعه در حال شتاب گرفتن است. بخصوص با چشم اندازی که از دوربین‌های تابستان 2004 دیده می شود.
رقیبان
تفاوت اساسی و اولیه بین دوربین‌های شبه SLR و DSLR ها نحوه دیدن صحنه منظره در دوربین‌ها است. دوربین‌های شبه SLR از صفحه ویدیویی استفاده می‌کنند که ممکن است LCD یا منظره یاب الکترونیکی باشد و یا هر دو. در حالی که DSLR ها دارای منظره یاب اپتیکی هستند که معمولا از یک آینه بازتابنده نور و یک منشور تشکیل شده‌اند. تفاوت دیگر در اندازه سنسور تصویر (چیپ) آنها است. بیشتر DSLR ها از سنسور بزرگی در اندازه مساوی یا نزدیک به فیلم‌های عکاسی APS یعنی 15.1*22.7 mm استفاده می‌کنند، هر چند اکنون دو دوربین DSLR با سایز 24*36 م.م. نیز وجود دارد که عبارتند از Canon 1Ds و Kodak Pro/n/c.
دوربین‌های دیجیتال پیشرفته معمولا از سنسورهای " 3/2 استفاده می‌کنند که دارای ابعاد 6.6*8.8 م.م. می‌باشد، گرچه که مدلهای جیبی کوچک حتی از سنسورهایی با ابعاد کوچکتر در حدود 5.27 x 3.96 م.م. نیز استفاده می کنند.
اندازه سنسور و مگاپیکسل لزوما با یکدیگر معادل نیستند. دوربین‌های DSLR ی وجود دارند که با وجود اندازه بزرگ سنسورشان 4-6 مگاپیکسلی هستند و دوربین های دیجیتالی نیز هستند که با وجود کوچکی سنسورشان دارای رزولوشن 8 مگاپیکسل می‌باشند. 8 مگاپیکسل تا کنون رکورد نهایی دوربین‌های دیجیتال بوده در حالی که رکورد DSLR ها حدود 11 یا 14 مگاپیکسل می‌باشد. ولی همانگونه که می‌دانید، مگاپیکسل تنها بخشی از مقوله کیفیت تصویر می‌باشد و در اغلب اوقات مهمترین بخش آن هم نیست.
تغییر اندازه، حجم و وزن نیز بین این دوربین‌ها مختلف است، در حالی که بعضی دوربین‌های شبه دیجیتال بزرگتر می شوند (مثل Sony f828) بعضی از DSLR ها در حال کوچک‌تر شدن هستند (مثل Pentax *istD). اما مجموع دوربین و لنز را باید به حساب آورد، نه بدنه خالی دوربین را. اگر یک دوربین معمولی 8 مگاپیکسلی را در نظر بگیرید با لنز 28-200 م.م. و f/2.8 (معادل 35 م.م.) چیزی حدود 700 گرم وزن خواهد داشت و در جیب یک جلیقه عکاسی جای می‌گیرد. در حالی که یک DSLR که با یک جفت لنز می‌تواند محدوده کانونی و سرعت معادلی را داشته باشد، حداقل 3 تا 4 برابر این وزن خواهد داشت و برای حمل و نقل نیاز به یک کیف عکاسی متوسط دارد.



Sony F828 / Canon 10D + 2 lenses
هیچکدام از این دوربین‌ها تمام نیازها را به تنهایی بر‌آورده نمی‌کنند. هر چیزی در این دنیا مزایا و معایب خاص خودش را دارد. اما مفید خواهد بود که بررسی نماییم که هر کدام از این دوربین ها چه کاری را خوب‌تر از دیگری انجام می‌دهد و چه کاری را بدتر. بدون هیچ ترتیب خاصی موارد زیر را می توان در نظر گرفت.
DSLRها
مزایا:
- محدوده وسیعی از لنزهای قابل تعویض
- وجود لنزهای دارای لرزش گیر
- منظره یاب روشن‌تر و واضح‌تر
- دارای کیفیت خوب تا عالی در ISO های متوسط (تا ISO 400)
- کیفیت بهتر تصویر و نویز کمتر در ISOهای بالا (بالای ISO 400)
- سرعت عکاسی پیوسته بالاتر حتی در حالت RAW
- معمولا دارای حافظه موقت بیشتر که امکان عکاسی پی در پی بدون متوقف شدن دوربین را ایجاد می کند.
معایب:
- عدم هیستوگرام در زمان واقعی
- اندازه متوسط و بزرگ بخصوص با لنزهای طویل و سریع
- وجود غبار سنسور که در بیشتر DSLRها یک معضل است.
- صدای قابل شنیدن شاتر و آینه در شرایطی که سکوت مطلق باید باشد.
دوربین‌های دیجیتال شبه SLR
مزایا:
- اندازه و حجم کوچکتر، سبکتر
- دارای یک لنز با محدوده زوم وسیع
- بدون صدای شاتر یا آینه. عالی برای سر صحنه، تلویزیون، فیلم یا دیگر شرایط عکاسی که نیاز به سکوت است.
- دارای کیفیت تصویر خیلی خوب تا عالی در ISOهای پایین ( تا ISO 100)
- امکان وجود هیستوگرام زمان واقعی و دیدن تاثیر تنظیمات نور در منظره یاب یا مانیتور (در بیشتر مدلها)
- امکان عکاسی ماکرو بدون نیاز به لنز یا حلقه لنز اضافه (در بیشتر مدلها)
- وجود مانیتور قابل چرخش و تغییر زاویه مناسب برای عکاسی در زوایای کم و بالای سر
- عدم وجود مشکل غبار سنسور
- عمق میدان بزرگتر در هر بزرگنمایی
معایب:
- سوییچ کند بین منظره یاب و مانیتور (به استثنای Minolta A2)
- دارای منظره یاب تاریکتر و مشکل‌تر برای دیدن نسبت به DSLRها
- معمولا فوکوس خودکار کندتر و تاخیر شاتر بیشتر نسبت به DSLRها
- معمولا کیفیت ضعیف و نویزدار تصویر در حساسیت های بالای ISO 100
- معمولا حافظه موقت کوچک با توانایی کمتر در گرفتن چند عکس پیاپی قبل از متوقف شدن دوربین (برای خالی کردن حافظه موقت)
- بیشتر این دوربین‌ها بین 5 تا 15 ثانیه بعد از گرفتن عکس RAW متوقف می‌شوند (به اشتثنای Minolta A2 و Canon Pro 1)
- سرعت عکاسی پیاپی کم و معمولا دارای سرعت عکاسی پیوسته خیلی کم در حالت RAW (با استثنای Minolta A2)
- اتصالات واید و تله فتو برای اغلب مدلها موجود است، ولی معمولا دارای کیفیت مناسبی نمی‌باشند.
- دارای عمق میدان بزرگتر در تمام بزرگنمایی های تصویر (بستگی به نیاز عکاس دارد، بعضی جاها حسن و بعضی جاها عیب است، البته این مشکل براحتی بصورت دیجیتال قابل رفع است، [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ] نعما را بخوانید).
انتخاب کدامیک!
انگلیسیها مثلی دارند که میگوید – هر اسب برای مسیری خوب است – و منظور ساده اش این است که هر ابزاری برای کاری. البته کاربردهایی هم وجود دارد که هر دو بدرد می ‌خورند و راه حل ثابتی وجود ندارد.
در سالهای گذشته که عکاسی فیلمی مرسوم بود، حرفه‌ایها دارای دوربین‌های متعددی بودند. دوربین قطع متوسط برای داشتن حداکثر کیفیت‌ و قابلیت چاپ بزرگ عکسها، یک یا چند دوربین 35 م.م. SLR برای هنگامی که به سرعت و تطبیق‌پذیری نیاز بود. همچنین بعضی ها یک دوربین جیبی اتوماتیک نیز برای اینکه در مواقع اتفاقی و مسافرتی همراهشان باشد داشتند.
بیشتر این عکاسان دیگر عکس فیلمی نمی‌گیرند، ولی برای اینکه نیازهای مختلف خود را پوشش دهند عادت چند دوربینی خود را حفظ نموده‌اند. (البته دوربین‌های دیجیتال خیلی گرانتر از دوربین‌های فیلمی هستند و ممکن است بخصوص در کشور ما خیلی‌ها وسعشان به این کار نرسد). مثلا برای عکسهای منظره از یک دوربین قطع متوسط با بک دیجیتال 16 مگاپیکسل (مثل Contax 645 و یک Kodak DSC Pro Back) استفاده می‌کنند. برای عکاسی از حیات وحش و طبیعت یک جفت DSLR و تعدادی لنز دارند (مثل Canon 1Ds و Canon 10D). و برای عکسهای اتفاقی، عکسهای خیابانی و مسافرت یک دوربین دیجیتال مثل Konica/Minolta A2 و Sony DCS-T1 می گیرند.
البته دو دوربینی که آخر نام بردم هر دو دیجیتال هستند، ولی از لحاظ توانایی و اندازه خیلی با هم فرق دارند. مشکل دوربین دیجیتال این است که این نام شامل محدده وسیعی از اندازه‌ها، وزن‌ها، قیمت‌ها و تواناییها می‌شود.
وضعیت کنونی
پس از ظهور دوربینهای جدید 5 مگاپیکسلی مثل Leica Digilux 2 و مشابه آن Panasonic LC1 ، اکنون دوربینهای جدیدی با مگاپیکسل متوسط به بازار عرضه شده‌اند که دارای کیفیت بسیار بالا، لنز عالی و بسیار خوش دست می‌باشند. دوربین‌های جدید 8 مگاپیکسلی از این دسته می‌باشند.
با ظهور این دوربین‌ها بود که گیج شدن خریداران به معنای واقعی آغاز گردید! آیا کیفیت تصویر یک دوربین دیجیتال 8 مگاپیکسلی بهتر است یا کیفیت یک دوربین DSLR با رزولوشن 6 مگاپیکسل؟ فایلها بزرگتر است، اما کیفیت تصویرها چه؟ اصلا منظور ما از کیفیت تصویر چیست؟ پس رزولوشن چه کاره است؟ نویز؟ کنتراست؟ واقعی بودن رنگ؟ (در این مورد قبلا مقالاتی منتشر شده است که می‌توانید در [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ] آنها را مطالعه نمایید)
به وضوح لنز دوربین نقشی اساسی دارد، همانطور که نحوه‌ پردازش عکسها درون دوربین مهم است. آیا شما با فرمت JPG عکس می‌گیرید یا RAW؟ بعضی از سازندگان روند شارپ کردن را روی عکسهای JPG خود اعمال نمی‌کنند، بعضی‌ها زیاد از حد اعمال می کنند. این یکی از دلایل مشکلات و نا هماهنگی عکسهای JPG خروجی دوربین است. فایلهای RAW روش بهتری برای قضاوت بر روی کیفیت دوربین‌ها است، ولی از چه مبدلی برای فایل RAW استفاده شده است؟ از مبدل‌های خود سازنده دوربین یا مبدل‌های دیگر؟ درباره سازندگانی مثل کانون چگونه می توان قضاوت کرد که روند شارپ کردن را در بعضی دوربین های خود روی فایل‌های RAW هم اعمال می‌کنند؟
یک ایده
من اعتقاد دارم که اکنون حتی عکاسان حرفه‌ای و با تجربه نیز چند دوربین دیجیتال معمولی را قابل توجه می‌دانند، چیزی که شاید یک سال پیش نمی‌توانستیم بگوییم و با گذشت زمان واقعیت آن بیشتر می‌شود. مطمئنا برای تعداد زیادی از آماتورها و علاقمندان عکاسی دوربین‌های دیجیتال شبه SLR و معمولی حداکثر چیزی است که نیاز دارند.
لیست مزایا و معایب فوق تنها بخشی از داستان است. مساله اصلی تا جایی که من می‌دانم کیفیت تصویر یا اندازه تصویر نیست. 5 یا 6 یا 8 مگاپیکسلی، دیجیتال معمولی یا DSLR فرقی نمی‌کند، تمام این دوربین‌ها می توانند چاپ‌های عالی عکس تا سایز A3 را ایجاد نمایند.
عکاسی در حساسیت ISO 100 یا کمتر؟ مقایسه نویز در دوربین های مختلف کار سختی است. در ISO های بالاتر DSLRها برنده هستند، ولی این حساسیت‌های بالا در بیشتر انواع عکاسی اهمیت زیادی ندارند.
سرعت عکاسی؟ بیشتر دوربین‌های دیجیتال را فراموش کنید. این دوربین ها معمولا در فوکوس کند هستند و نمی‌توان با آنها به سرعت عکس گرفت.
یک Canon 1Ds دوربینی عالی است که می‌تواند عکسهایی با کیفیت دیوانه کننده بگیرد. ولی نمیتوان آنرا در یک مسافرت چند روزه که دوربین را باید در کوله پشتی حمل نمود همراه برد. همچنین نمی‌توان با دوربینی به این بزرگی در خیابان به عکاسی پرداخت. (احتمالا سوژه‌ها از دیدن دوربین فراری می‌شوند).
و همچنان ادامه دارد، مزایا و معایب! بله، همانطور که قبلا عرض شد تفاوتهای قابل مشاهده و اندازه‌گیری نه تنها بین دوربین‌های دیجیتال معمولی و DSLRها وجود دارد، بلکه بین دوربین های مارکهای مختلف نیز اختلافات زیادی می‌توان دید. ولی به نظر من این اختلافات چندان مهم نیستند. مهمترین چیزی که باید مد نظر داشت این است که دوربین برای کاری که می‌خواهیم با آن انجام دهیم مناسب و دارای قابلیتهای لازم باشد.
ختم کلام
در عرض چند سال دیدیم که دوربین های دیجیتال معمولی به یک ابزار پذیرفته شده عکاسی برای تمام سطوح عکاسان بدل شده اند. منظره‌یابهای الکترونیکی ضعیف، حافظه های موقت کم، کنترلهای زوم نا مناسب، سوییچ نامناسب منظره یاب و مانیتور و دیگر محدودیتها در حال اصلاح و رفع شدن بوده و یا حداقل تا حدود زیادی بهبود یافته‌اند. مزیت اندازه کوچک، وزن کم، قیمت پایین‌تر، هیستوگرام زنده، کارکرد ساکت و شبیه اینها در بسیاری از موارد برگ برنده این دوربین ها است.
ممکن است در مطلب فوق دقت نموده باشید که Minolta A2 خیلی از معایب دوربینهای شبه SLR را رفع نموده است. اگر از لحاظ کارکرد در نظر بگیریم این دوربین هنوز برتر از دیگر رقبا است. اما زیاد اینگونه نخواهد ماند. سازندگان می‌دانند مردمی که برای یک دوربین شبه SLR حدود 1000 دلار می‌پردازند زیاد بر محدودیتهای موجود این دوربین ها صبر نخواهند کرد و به زودی برای از دست ندادن بازار از رقیبان پیشی خواهند گرفت. این روندی است که بین سازندگان عمده و معروف دوربین های دیجیتال مرتب در حال تکرار است. اگر همان تلاش و تاکیدی که سازندگان دوربین های دیجیتال بر زیاد کردن پیکسل‌ها و کیفیت تصویر گذارده‌اند خرج افزایش راحتی استفاده این دوربین‌ها، خوشدستی و ارگونومی و بهبود عملکردهای آنها کنند شاید برنده این رقابت سخت با DSLRها باشند! کسی چه میداند؟
__________________
crazy spirit
scarlet آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-11-2010   #9
scarlet
عضو عادی
 
scarlet آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 222
تشکرهای ایشان: 6
20بار در18پست از ایشان تشكر شده است
پیش فرض سیستم فوکوس خودکار چگونه کار می کند؟

فوکوس خودکار یک سیستم ارزشمند است که امروزه در بیشتر دوربینها وجود دارد و باعث صرفه جویی در زمان می شود. در بیشتر حالات، این سیستم به بالاتر رفتن کیفیت عکسی که می گیریم کمک زیادی میکند.
در این مقاله، در مورد دو نوع سیستم فوکوس خودکار موجود مطالبی را خواهید آموخت. ضمنا ترفندهایی را یاد می گیرید که از مات شدن عکسهایتان بر اثر اشتباه سیستم فوکوس خودکار جلوگیری نمایید.
فوکوس خودکار چیست؟
سیستم فوکوس خودکار یا اتوفوکوس (AF) را می توان سیستم فوکوس برقی نیز نامید، چون از یک کامپیوتر برای به حرکت در آوردن یک موتور مینیاتوری و فوکوس لنز برای شما بهره می‌گیرد. فوکوس عبارت است از حرکت به عقب و جلوی اجزائی از لنز تا زمانی که دقیق‌ترین تصویر ممکن بر روی فیلم یا سنسور تصویر تشکیل شود. باتوجه به فاصله سوژه از دوربین، لنز باید فاصله مشخصی از سنسور بگیرد تا بتواند تصویر واضحی را تشکیل دهد.
در بیشتر دوربین‌های پیشرفته، فوکوس خودکار یکی از امکانات خودکاری است که برای راحتی گرفتن عکس در دوربین تعبیه شده است. کلا دو نوع سیستم فوکوس خودکار وجود دارد: سیستم فعال و غیر فعال، در بعضی از دوربین ها ممکن است از ترکیبی از این دو سیستم استفاده شود. بطور کلی، در گذشته، دوربینها بیشتر از سیستم فعال استفاده می‌کردند، در حالی که بیشتر دوربینهای SLR حرفه‌ای با لنزهای قابل تعویض و دوربین های اتوماتیک امروزی، از سیستم‌های غیر فعال بهره می‌گیرند.


فوکوس خودکار فعال
در سال 1986، شرکت پولاروید از نوعی سیستم فاصله یاب صوتی (سونار)، مشابه آنچه که زیر دریایی‌ها در زیر دریا بکار می‌برند، برای یافتن فاصله دوربین تا سوژه استفاده نمود. این دوربین با یک پخش کننده، اصواتی با فرکانس بسیار بالا منتشر می کرد و سپس امواج برگشتی را دریافت می‌نمود. این مدلها که شامل Polaroid Spectra و SX-70 بودند، زمانی را که طول می‌کشید تا امواج برگشتی اولتراسونیک به دوربین برسند محاسبه نموده و فوکوس لنز را بر اساس آن تنظیم می کردند. استفاده از صوت، محدودیتهای خاص خود را داشت، مثلا اگر می‌خواستید از درون یک اتوبوس با پنجره‌های بسته عکس بگیرید، امواج صوتی بجای برخورد به سوژه مورد نظر در بیرون اتوبوس، به شیشه برخورد میکرد و باعث می شد تا دوربین در فوکوس اشتباه نماید.
این سیستم پولاروید، یک سیستم کلاسیک فعال محسوب می‌شد. این سیستم بخاطر این فعال نامیده می‌شد که دوربین برای تشخیص فاصله جسم تا دوربین، چیزی را از خود انتشار می‌داد (در این مورد امواج صوتی).
سیستم فوکوس خودکار فعال روی دوربین‌های امروزی، بجای امواج صوتی از سیگنالهای مادون قرمز استفاده می‌کنند که برای فوکوس روی اشیائی تا فاصله 6 متر و کمی بیشتر تا دوربین عالی عمل می‌کند. سیستم‌های مادون قرمز از تکنولوژیهای مختلفی برای سنجش فاصله جسم استفاده می‌کنند. این سیستمها معمولا شامل تکنولوژیهایی نظیر:
- مثلث بندی
- سنجش میزان نور مادون قرمز برگشتی از جسم
- زمان
می‌باشند.
مثلا در [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ] سیستمی شرح داده شده که یک پالس نور مادون قرمز را به سمت جسم می تاباند و از میزان نور بازتاب شده برای تشخیص فاصله جسم تا دوربین استفاده می‌کند. سیستم مادون قرمز، یک سیستم فعال محسوب می‌شود، چون دوربین همیشه باید یک انرژی نوری مادون قرمز نامرئی را هنگام فوکوس به بیرون دوربین بفرستد و آن را پس بگیرد.
تصور دوربینی که مانند پولاروید بجای امواج صوتی امواج مادون قرمز به بیرون می‌فرستد، کار مشکلی نیست. جسم نور مادون قرمز را به سمت دوربین منعکس می‌کند و ریزپردازنده دوربین، زمان بین ارسال و دریافت امواج را محاسبه می‌کند. با این اختلاف زمانی و مشخص بودن سرعت امواج، می توان فاصله دقیق را محاسبه نمود و به موتورهای لنز، فرمان لازم برای حرکت به سمت جلو یا عقب، برای رسیدن به فاصله مورد نظر را صادر کرد. این فرآیند فوکوس تا زمانی که کاربر شاتر را تا نیمه فشرده نگاه داشته باشد مرتب تکرار می شود. تنها تفاوت بین این سیستم و سیستم اولتراسونیک در سرعت پالسها می‌باشد. امواج اولتراسونیک با سرعت صدها کیلومتر در ساعت حرکت میکنند (شرعت صوت)، در حالی که سرعت امواج مادون قرمز صدها هزار کیلومتر در ثانیه (سرعت نور) است.
سنجش امواج مادون قرمز نیز دچار مشکلاتی می‌باشد. مثلا:
- یک منبع امواج مادون قرمز از یک شعله آتش (مثلا شمع‌های کیک تولد) می‌تواند سنسور سیستم مادون قرمز را دچار سردرگمی نماید.
- یک جسم سیاه می تواند شعاع نوری مادون قرمز را جذب نموده و برگشتی نداشته باشد.
- شعاع مادون قرمز ممکن است توسط چیزی جلوتر از سوژه مورد نظر برگشت داده شود و به سوژه مورد نظر ما نرسد.
یکمزیت سیستم فوکوس فعال این است که براحتی در تاریکی مطلق کار میکند و عکاسی با فلاش را بسیار موثر و راحت می‌کند.
روی هر دوربینی که از سیستم مادون قرمز استفاده می‌کند، می توانید هم پخش کننده نورمادون قرمز و هم دریافت کننده آن را در جلوی دوربین، تقریبا نزدیک منظره یاب مشاهده نمایید.
برای استفاده موثر از سیستم فوکوس خودکار مادون قرمز، باید مطمئن شویم که هم پخش کننده و هم دریافت کننده مادون قرمز مسیر باز و بدون تداخلی تا سوژه مورد نظر دارند و مثلا در جلوی آنها یک توری یا نرده _همانند قفس‌های باغ وحش – وجودندارد. اگر سوژه دقیقا در وسط نباشد، ممکن است نور از جسم دیگری که مد نظر ما نیست بازگردانده شود و فوکوس در نقطه اشتباه صورت بگیرد. بنابر این باید همیشه هنگام فوکوس سوژه را در میان کادر قرار داد. اشیاء بسیار درخشان یا نورهای درخشان ممکن است تشخیص نور برگشتی برای دوربین را با مشکل مواجه نمایند، بنابر این تا حد ممکن از قرار دادن چنین مواردی در کادر اجتناب نمایید.

سیستم‌ها فوکوس خودکار غیر فعال
سیستم‌های فوکوس خودکار غیر فعال در بیشتر دوربین های SLR و اتوماتیک امروزه مشاهده می شود و فاصله جسم تا دوربین را با تحلیل کامپیوتری تصویری که دریافت می‌کند انجام می‌دهد. دوربین منظره واقع در کادر را در نظر می‌گیرد و با عقب و جلو بردن لنز، بهترین فوکوس ممکن را جستجو می‌کند.
سنسور فوکوس مورد استفاده یک CCD است (از جنس همان سنسورهای تصویر دوربین‌های دیجیتال) که ورودی الگوریتم‌هایی را که کنتراست اجزاء واقعی تصویر را محاسبه می‌کند، فراهم می‌نماید. سنسور CCD مورد استفاده معمولا یک نوار باریک 100 یا 200 پیکسلی است. نور تشکیل شده از لنز به این باریکه برخورد می‌کند و ریز پردازنده دوربین مقادیر شدت نور در هر پیکسل را مورد بررسی قرار می‌دهد. تصاویر زیر به شما کمک می‌کند تا آنچه را که دوربین می بیند، درک نمایید:


منظره خارج از فوکوس





تصویر خارج از فوکوس روی نوار باریک



منظره فوکوس شده




تصویر فوکوس شده روی نوار باریک

ریز پردازنده دوربین به پیسکلهای روی نوار سنسور نگاه میکند و تفاوت شدت نور در سلولهای همجوار را اندازه می‌گیرد. اگر منظره خارج از فوکوس باشد، پیسکلهای مجاور دارای شدت نورهای مشابه هم می‌باشند. ریزپردازنده لنز را حرکت می‌دهد و دوباره پیکسلهای سنسور را بررسی میکند و می‌بیند که آیا اختلاف بین شدت نور پیکسلهای مجاور بیشتر شده (رو به فوکوس) یا کمتر شده است. سپس ریزپردازنده به جستجوی نقطه‌ای می‌پردازند که بیشترین اختلاف شدت بین پیکسلهای مجاور وجود داشته باشد، این نقطه، بهترین موقعیت فوکوس است. به تفاوت پیکسلها در مستطیل‌های قرمز توجه نمایید: در مستطیل بالایی، تفاوت در شدت نور بین پیکسلهای مجاور بسیار جزئی است، در حالی که در مستطیل پایینی، این تفاوت بیشتر شده است. چیزی که در مستطیل‌های قرمز میبینید، همان چیزی است که ریز پردازنده دوربین می‌بیند و بر اساس آن موتور لنز را به عقب و جلو می‌برد.
در سیستم غیر فعال فوکوس باید نور و کنتراست در تصویر وجود داشته باشد تا بتواند وظیفه خود را بخوبی انجام دهد. در تصویر باید جزئیاتی موجود باشد تا کنتراست کافی ایجاد نماید. اگر بخواهید از یک دیوار خالی یا یک جسم بزرگ با رنگ یکنواخت عکس بگیرید، دوربین نمی‌تواند پیکسلهای مجاور را مقایسه نماید و بنابر این در فوکوس دچار مشکل می‌شود.
در سیستم فوکوس غیر فعال همانند سیستم های فعال مادون قرمز یا اولتراسونیک، محدودیتی برای فاصله جسم تا دوربین وجود ندارد. ضمنا سیستم فوکوس غیر فعال، براحتی از میان یک پنجره نیز فوکوس را براحتی انجام میدهد، چون آن هم، همانطور که شما می‌بینید، تصویر را می‌بیند.
سیستم‌های فوکوس غیر فعال معمولا نسبت به جزئیات در راستای عمودی واکنش نشان می‌دهند (یعنی سنسورهای فوکوس معمولا افقی قرار گرفته‌اند). وقتی دوربین را بصورت افقی نگاه داشته‌اید، سیستم فوکوس غیر فعال برای فوکوس روی یک کشتی واقع در افق مشکل دارد، ولی براحتی روی یک میله پرچم فوکوس می‌کند. اگر دوربین را در وضعیت افقی معمولی نگاه داشته‌اید، سعی نمایید روی لبه‌های عمودی اشیاء فوکوس نمایید. برعکس در صورتی که دوربین را در وضعیت عمودی نگاه داشته‌اید، بهتر است روی جزئیات افقی فوکوس نمایید.
در طراحی دوربین‌های جدیدتر و گرانقیمت‌تر سعی شده که از ترکیبی از سنسورهای افقی و عمودی برای حل این مشکل استفاده شود. اما هنوز جلوگیری از سردرگمی دوربین بر اثر فوکوس روی اجسام با رنگ یکنواخت بر عهده عکاس است.
باید با نگاه کردن از درون منظره یاب به یک تصویر کوچک یا کلید برق بر روی یک دیوار بزرگ خالی، ببینید سنسور فوکوس خودکار دوربین‌تان چه سطحی را می‌پوشاند. دوربین را از راست به چپ حرکت دهید و ببینید در چه نقطه‌ای دچار سردرگمی می شود. نقطه حساس و موثر فوکوس را در دوربینتان پیدا نمایید و برای فوکوس دقیق‌تر و سریع‌تر، سوژه مورد نظر را در این نقطه قرار دهید و بعداز فوکوس کادربندی لازم را برای عکس انجام دهید.
آیا سیستم‌های فوکوس خودکار همیشه سریعتر و دقیقتر هستند؟
نهایتا تشخیص اینکه سوژه مورد نظر در فوکوس قرار دارد یا نه بر عهده عکاس است. دوربین صرفا در این تصمیم گیری به شما کمک می کند. دو عامل اصلی مات شدن تصویر در هنگام استفاده از سیستم فوکوس خودکار عبارتند از:
- فوکوس اشتباه دوربین بر روی پس زمینه یا جلو زمینه
- حرکت کردن دوربین هنگام فشار دادن دکمه شاتر
چشم شما دارای یک سیستم فوکوس خودکار بسیار سریع است. این آزمایش ساده را انجام دهید: دستتان را در نزدیکی صورت تان نگاه دارید و روی آن فوکوس کنید. بعد بسیار سریع روی جسمی دورتر از دستتان توجه نمایید. جسم واقع در دور دست واضح است، ولی دست شما واضح و در فوکوس نیست. دوباره به دستتان نگاه نمایید. دستتان واضح است، ولی از گوشه چشم می بینید که جسم دور مات شده است. دوربین شما با این سرعت و دقت قادر به فوکوس روی اجسام دور و نزدیک نیست، بنابر این شما باید به آن کمک نمایید.
قفل فوکوس: راهی برای گرفتن تصاویر با فوکوس عالی
کاربر دوربین می تواند با استفاده نامناسب باعث اشتباه سیستم فوکوس خودکار دوربین شود. قرار دادن دو نفر در میان کادر ممکن است باعث تار شدن تصویر شود، چرا که دوربین روی فضای خالی بین آنها _فضای بین دو کروشه_ فوکوس می‌نماید. چرا؟ چون سیستم فوکوس خودکار دوربین معمولا در مد منظره در پس زمینه – دور دست- فوکوس می کند و در اینجا پس زمینه فضایی است که از میان دو نفر دیده می‌شود.
راه حل این است که سوژه‌های خود را خارج از مرکز قرار دهید و از قفل فوکوس دوربین‌تان استفاده نمایید. معمولا، قفل فوکوس با فشردن شاتر تا نیمه و نگاه داشتن آن فعال می شود، اکنون در حالی که شاتر ار تا نیمه نگاه داشته اید و روی سوژه مورد نظر فوکوس کرده‌اید میتوانید کادر بندی مورد نظر خود را اعمال نمایید. مراحل کار به این ترتیب است:
1- تصویر را بصورتی ترکیب بندی نمایید که سوژه در یک سوم راست یا چپ تصویر واقع شود. (تصاویری که به این صورت ترکیب بندی شوند چشم نوازترند). شما بعدا دوباره به این کادربندی بر می‌گردید.



2- دوربین را به سمت چپ و راست حرکت دهید، به گونه‌ای که کروشه وسط تصویر روی سوژه مورد نظر واقع شود.


3- شاتر را تا نیمه فشار دهید تا دوربین روی سوژه مورد نظر فوکوس نماید. انگشت خود را در همین وضعیت روی شاتر نگاه دارید.
4- به آرامی دوربین را به سمت راست یا چپ (یا احیانا بالا و پایین) حرکت دهید تا کادر بندی مورد نظر در بخش 1 را به دست آورید. شاتر را تا آخر فشار دهید تا عکس گرفته شود. ممکن است برای عادت کردن به این روش به کمی تمرین و تمرکز نیاز داشته باشید، ولی نتیجه کار عالی است.



ضمنا می‌توانید از همین روش در وضعیت عمودی نیز استفاده نمایید، مثلا هنگامی که یک کوه یا ساحل را در پس زمینه عکس دارید.
چه هنگامی باید از فوکوس دستی استفاده نماییم؟
حلقه فوکوس دستی روی دوربینهای SLR و بعضی از دوربین غیر SLR وجود دارد. در بعضی از دوربین‌های اتوماتیک نیز، با استفاده از چرخاندن یک گردونه یا فشار یک دکمه، میتوان بصورت دستی فوکوس نمود. وقتی می‌خواهید از یک حیوان پشت نرده یا قفس در باغ وحش عکس بگیرید، سیستم فوکوس خودکار دوربین احتمالا بجای فوکوس روی حیوان، روی میله‌ها یا سیم توری قفس فوکوس میکند. در دوربین‌هایی که دارای فوکوس دستی هستند در چنین مواردی از فوکوس دستی استفاده نمایید:
- یک لنز زوم روی دوربینی با سیستم فوکوس فعال دارید و جسم شما بیش از 7-8 متر فاصله دارد.
- دوربینی با سیستم فوکوس غیر فعال دارید و جسم مورد نظر دارای حزئیات کمی است و یا جزئیاتی ندارد، همانند یک یک پیراهن سفید کامل بدون کراوات.
- سوژه شما دارای نور کافی نیست یا خیلی درخشان است و بیشتر از 7-8 متر فاصله دارد.
- در حال عکاسی ماکرو هستید که عمق میدان شما بسیار باریک است و دوربین دقیقا در محل مورد نظر شما فوکوس نمی‌کند.
- سایر مواردی که فکر می‌کنید سیستم فوکوس خودکار دوربین، قادر به فوکوس مورد نظر شما نیست.
سیستم فوکوس خودکار دوربین‌های ویدئویی
سیستم فوکوس در یک دوربین ویدئویی، سیستم غیر فعال است که معمولا از ناحیه مرکزی تصویر برای فوکوس استفاده می‌نماید. هر چند این مکانیزم برای فوکوس سریع مناسب است، ولی دچار مشکلات خاص خود نیز می‌باشد:
- می تواند در شرایط خاصی عکس‌العمل کندی داشته باشد.
- در بعضی موارد بدون نتیجه برای یافتن جسمی که روی آن فوکوس کند، مرتب لنز را عقب و جلو میکند.
- وقتی جسم موردنظر در مرکز کادر نیست، روی نقطه ناخواسته فوکوس ‌می‌کند.
- وقتی چیزی از بین سوژه و لنز عبور نماید، فوکوس تغییر می‌کند.
دوربین های ویدئویی با فوکوس خودکار در نور مناسب بهتر عمل می‌کنند. در نور کم، بهتر است از فوکوس دستی استفاده نمایید.

لامپ کمی فوکوس
امروزه بیشتر سازندگان دوربین‌هایشان را با یک لامپ ( که معمولا کنار یا بالای لنز قرار دارد) مجهز می‌کنند که در شرایطی که نور کافی نیست، جسم مورد نظر شما را با آن روشن می‌کنند. این لامپ در شرایطی که دوربینهای عادی دچار مشکل هستند،به سیستم فوکوس دوربین برای فوکوس دقیق کمک میکند. معمولا برد این لامپ کوتاه و تا حدود 3-4 متر است. بعضی لامپ‌ها بجای نور مرئی، از نور مادون قرمز استفاده می‌کنند که برای عکاسی از سوژه‌های خاص بدون متوجه کردن یا اذیت کردن آن بهتر است. سیستم‌های فلاش خارجی و پیشرفته، لامپ کمکی فوکوس با برد بیشتر و عملکرد بهتری را فراهم می‌کنند.



سیستم کمکی فوکوس، روی این دوربین کانن S50، بالای لنز و کنار فلاش واقع شده استو در واقع یک سیستم دو منظوره است. در شرایط نور کم، ابتدا یک شعاع نوری طرحدار سفید می‌تاباند و سیستم فوکوس دوربین قفل می‌کند. سپس، اگر فلاش و سیستم ضد قرمزی چشم فعال باشد، قبل از گرفتن عکس چند بار نور می تاباند تا مردمک چشم تنگ‌تر شود و چشم قرمز نشود.




سیستم فوکوس خودکار هولوگرام، بر روی بعضی از دوربین‌های سونی وجود دارد و با تابش یک طرح ضربدری نور لیزر روی سوژه، به فوکوس دوربین کمک می‌کند. این نور درخشان لیزر به سیستم فوکوس خودکار تشخیص کنتراست دوربین کمک میکند تا روی جسم مورد نظر فوکوس و قفل نماید. این سیستم تا زمانی که جسم به اندازه کافی بزرگ باشدتا چند باریکه نور روی آن واقع شود، به خوبی کار می‌کند. از مزایای این سیستم این است که فوکوس روی اجسامی که دارای کنتراست و یا جزئیات کافی نباشند نیز براحتی انجام می‌شود.

با بررسی سیستم‌های مختلف فوکوس، اکنون با راحتی و دید بازتری می توانیم دوربین خود را در شرایطی قرار دهیم تا بهترین فوکوس و فوکوس در نقطه مورد نظر را انجام دهد.
__________________
crazy spirit
scarlet آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-11-2010   #10
scarlet
عضو عادی
 
scarlet آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 222
تشکرهای ایشان: 6
20بار در18پست از ایشان تشكر شده است
پیش فرض از فیلم به دیجیتال: فرایند گذار از عكاسی سنتی به عكاسی دیجیتال – قسمت اول

هدف از این نوشتار، مقایسه عكاسی سنتی فیلمی با عكاسی دیجیتال نیست. بلكه بررسی و تشریح نكاتی است كه دانستن آنها برای تازه‌واردان دنیای عكاسی دیجیتال ضروری است. هر چند عكاسی دیجیتال در بسیاری از جنبه‌ها با عكاسی فیلمی مشابهت دارد اما در بسیاری از موارد نیز تفاوتهایی عمیق بین ایندو وجود دارد و جالب اینكه فهم این تفاوتها گاه بسیار مشكل بوده و اغلب در موردشان سوء تفاهماتی وجود دارد. از طرف دیگر این نكات برای تهیه عكسهای دیجیتال بسیار حیاتی است، بخصوص برای افرادی كه نگرشی حرفه‌ای به این مقوله دارند.
با ایجاد انقلاب دیجیتال در عكاسی، روند گذار از عكاسی فیلمی به عكاسی دیجیتال، خود به موضوعی بحث‌برانگیز تبدیل شد. در سالهای ابتدایی قرن جدید، بسیاری از عكاسان حرفه‌ای و آماتور از هر دو روش به طور توام استفاده می‌كنند اما عكاسان حرفه‌ای بسیاری وجود دارند كه هنوز استفاده از روشهای دیجیتال را شروع نكرده‌اند و از طرف دیگر عكاسان حرفه‌ای بسیاری نیز تنها از روشهای دیجیتال خالص استفاده می‌كنند و برای آنها هیچگونه پارادایم تاریخی برای ارجاع به گذشته وجود ندارد.
هدف این نوشتار كمك به فرآیند گذار از فیلم به دیجیتال است. فرآیندی كه دیر یا زود باید به طور كامل رخ دهد و احتمالا نیز هیچ گونه بازگشتی نخواهد داشت. چرا كه دنیای تمام‌دیجیتال عصر حاضر اجازه نخواهد داد تا عكسها با روشهای زمانبر، مشكل، چند مرحله‌ای و بعضا خطرناك برای محیط زیست تهیه شوند.
تطابق با محیط جدید دیجیتال، دانش خاص دیجیتال را نیز طلب می‌كند. هرچند در بسیاری از جهات سیلیكون مانند فیلم به نور واكنش نشان می‌دهد اما در بسیاری جنبه‌ها نیز تفاوتهای اساسی دارد. مفاهیمی مانند تعادل رنگ، منحنیهای روشنایی و فرمتهای فایلهای دیجیتال (بخصوص RAW)، عمق بیتی و ... همگی از اجزاء اصلی این محیط جدید هستند.
كیفیت تصویر دیجیتال نیز موضوع چندان ساده‌ای نیست. كیفیت، تابعی است از اندازه حسگر و تعداد پیكسلها. اندازه مناسب چاپ (و میزان برش قابل انجام در عكس) نیز بستگی به تعداد پیكسلهای تصویر دارد. دوربینهایی كه اندازه چیپ حسگر آنها كوچك است، نسبت به دوربینهای SLR دیجیتال، تصاویری بانویز بیشتر تولید می‌كنند. اما این قانون همیشه صادق نیست(مثلا در مواردی كه اندازه چاپ كوچك باشد). از طرف دیگر، تعیین یك آستانه برای مناسب بودن كیفیت تصویر دیجیتال، بستگی به سطح توقع و پذیرش عكاس دیجیتال نیز دارد.
ذره نقره در برابر پیكسل
اندازه یك پیكسل منفرد بر روی حسگر، بسیار كوچكتر از ذره نقره بر روی فیلم است. و بر خلاف ذرات نقره روی فیلم كه به گونه‌ای نامنظم پراكنده هستند، پیكسلها به صورت منظم و ردیفی چیده شده‌اند.
اندازه پیكسلها در دریافت میزان نور اهمیت حیاتی دارد و هر چقدر اندازه آنها بزرگتر باشد تصاویر نهایی نیز كم نویزتر و شفافتر خواهند بود. بهمین دلیل تصاویر تولید شده با دوربینهای دیجیتال ارزان نویز بیشتری دارند.
در عكاسی فیلمی می‌توان حساسیت فیلم را با افزایش اندازه ذرات نقره ‌(یعنی استفاده از فیلم با ISO بالاتر) افزایش داد. چیپ دیجیتال نیز دارای یك حساسیت پایه است اما می‌توان این حساسیت را افزایش داد كه اینكار معادل تغییر ISO فیلم در عكاسی سنتی است. اما اینجا یك فرق مهم بین دو روش وجود دارد: در عكاسی دیجیتال این كار براحتی فشردن یك دكمه است و میتوان یك عكس با ایزو 64 گرفت و عكس بعدی را بلافاصله با ایزو 400 و بعدی را با ایزو 3200 گرفت. اما در عكاسی سنتی برای تغییر ISO باید از دوربین دیگری استفاده كرد و یا حداقل فیلم را در دوربین عوض كرد. در دوربینهای عكاسی دیجیتال نیز مانند دوربینهای فیلمی، با افزایش ISO نویز تصویر افزایش میابد.
در دوربینهای دیجیتال ارزان كه اندازه حسگر آنها كوچك است با افزایش میزان ISO ، میزان نویز بسرعت و بشدت افزایش پیدا می‌كند. بنابراین در اینگونه دوربینها ( كه اصطلاحا به آنها Digicam گفته می‌شود)، دارا بودن لنزهای سریع یك مزیت مهم محسوب میشود تا كمتر نیاز به افزایش ISO داشته باشند.
دوربینهای SLR دیجیتال امروزی می‌توانند با ISO های بالا نیز عكسهای بدون نویز تهیه كنند. در اینگونه دوربینها با ISO800 عكسهای كاملا بدون نویز و با ISO های 1600 و بالاتر نیز عكسهای كم نویز تهیه می‌شود. و این یك مزیت بزرگ عكاسی دیجیتال بر عكاسی سنتی است، بخصوص برای عكاسانی كه بجای لنزهای سریع، از لنزهای زوم استفاده می‌كنند.
این عكس با دوربین Canon 20D در ایزو 1600 گرفته شده است و هیچگونه كاهش نویز نرم‌افزاری نیز به آن اعمال نشده است
نوردهی
نوردهی و نورسنجی در دوربینهای دیجیتال مانند دوربینهای فیلمی است. در دوربینهای دیجیتال نیز بایستی مانند دوربنهای فیلمی، از نوردهی بیش از حد (Overexposure) خودداری كرد. وقتی قسمتی از تصویر روی فیلم اوراكسپوز می‌شود، در آن قسمت دیگر هیچگونه اطلاعات تصویری مفیدی وجود نخواهد داشت. وقتی كه قسمتی از تصویر دیجیتال اور اكسپوز میگردد، مقادیر عددی آن قسمت، در سیستم 8 بیتی، معادل 255 خواهد شد و آن قسمت فاقد اطلاعات تصویری و كاملا سفید خواهد بود.
سایه ها در عكاسی فیلمی تا حدی حاوی اطلاعات تصویری هستند و می‌توان اطلاعات تصویری را تا حدی از این مناطق استخراج نمود. در عكاسی دیجیتال نیز میتوان از مناطق سایه تصویر اطلاعات را استخراج نمود اما با درجات كمتر از فیلم. اطلاعات تصویری در مناطق سایه عكس دیجیتال كمتر از مناطق میانی(Midtone ) و پرنور (Highlight) است و این كمبود اطلاعات به معنای كمتر بودن نسبت سیگنال به نویز است(Signal/Noise ratio). بعبارت بهتر در مناطق سایه، میزان نویز تصویر عموما بالاتر خواهد بود.
برای فهم بهتر این موضوع و نیز طرز ضبط اطلاعات تصویری به صورت اعداد، بایستی مفهوم عمق بیتی BitDepth را بررسی نماییم.
تازه‌واردان دنیای دیجیتال، وقتی به عبارت عمق‌بیتی برخورد می‌كنند، دقیقا متوجه مفهوم آن نمی‌شوند. اكثرا می‌دانند كه این موضوع به كیفیت تصویر مرتبط است و احتمالا هرچه عمق بیتی بیشتر باشد، كیفیت تصویر نیز بالاتر خواهد بود. ولی این تصور همه اهمیت عمق بیتی را نشان نمیدهد.
در اینجا نگاهی داریم به این موضوع ساده كه در بسیار از موارد بگونه‌ای نادرست تفسیر میشود.
یك بیت كوچكترین واحد اطلاعاتی است كه میتواند 0 یا یك باشد. 8 بیت یك بایت را میسازد و بنابراین یك بایت یا 8 بیت میتواند 256 حالت مختلف(دو به توان هشت) داشته باشد. در اكثر مواقع در دنیای دیجیتال با تصاویر 8 بیتی سروكار داریم: مانیتورها و پرینترها در اكثر اوقات با استفاده از 8 بیت اطلاعاتی، تصاویر مورد نظر شما را میسازند.
تصاویر 24 بیتی
اگر برای هر كدام از سه رنگ اصلی، از 8 بیت اطلاعاتی استفاده شود، تصویر حاصله 24 بیتی خواهد بود.
تصاویر High-bit
بجای 8 بیت اطلاعاتی برای هر رنگ، میتوان از 12 یا 16 بیت استفاده كرد. رنگ 16 بیتی حاوی 65536 سطح مختلف است كه این مقدار بسیار بیشتر از 256 سطح در رنگهای 8 بیتی است. از تركیب 3 رنگ 16 بیتی ، تصویر 48 بیتی حاصل میشود كه حاوی بیلیونها تركیب مختلف خواهد بود.
تمامی دوربینهای دیجیتال قادرند كه تصاویر 24 بیتی(8*3) تولید كنند. برخی از دوربینها قادرند كه تصاویر 36 بیتی(12*3) و برخی دوربینهای بسیار پیشرفته و نیز برخی اسكنرها میتوانند تصاویر 48 بیتی(16*3) تولید نمایند.
فایده این همه بیت چیست؟
وقتی تصاویر دیجیتال را در برنامه های ویرایش تصویر مانند فتوشاپ ویرایش و اصلاح می‌كنیم، از ابزارهایی مانند Curve یا Level استفاده میشود تا رنگها و روشناییهای مناسب تصویر ایجاد شود. هر چقدر مقدار بیتهای اطلاعاتی(عمق بیت تصویر) بیشتر باشد، در هنگام ویرایشها با مقدار بیشتری از اطلاعات سرو كار خواهیم داشت و موقع این عمل كمبود اطلاعاتی ایجاد نخواهد شد. اما هنگام كار با تصاویر كم بیت( مثلا 256 سطح برای هر رنگ)، در بسیاری از ویرایشها، در طیف رنگ یا روشنایی، وقفه اطلاعاتی ایجاد خواهد شد. در عمل این موضوع خود را به صورت پوستری شدن عكس نشان خواهد داد. یعنی در برخی مناطق تصویر یك پرش ناگهانی در رنگ یا روشنایی دیده می‌شود. در هنگام چنین ویرایشهایی كه با وقفه اطلاعاتی همراه است، در منحنیهای ویرایشی Levels در فتوشاپ، حالت خاصی ایجاد می‌شود كه به آن اثر دندانه شانه می‌گویند. در تصویر زیر این موضوع بخوبی مشخص است كه منحنی دارای وقفه های متعدد بوده و به شكل دندانه‌های شانه درآمده است.
افزایش دادن اطلاعات موجود در عكس
فرض كنید كه دوربینتان قادر به تولید تصاویری با محدوده دینامیكی 5 پله و عمق بیتی 12 در حالت RAW میباشد (تفاوت بین تاریكترین مقدار روشنایی و روشنترین مقدار آن كه یك سنسور میتواند دریافت نماید را محدوده دینامیكی میگویند). تصویر 12 بیتی دارای 4096 سطح تونالیته است. (2^12=4096).حال این 4096 سطح در بین 5 پله روشنایی چگونه تقسیم میشوند؟ آیا یه طور مساوی تقسیم شده و به هر كدام 850 (4096/5=850 ) سطح میرسد؟
طرز تقسیم سطوح تونالیته در بین پله های روشنایی یك تصویر (از شدیدتری ناحیه روشن تا تاریكترین منطقه) در تصویر RAW بصورت مساوی نیست. بلكه روشنترین پله تصویر نیمی از تمام 4096 سطح را بخود اختصاص میدهد( یعنی 2048). پله بعدی 1024 و بعدی 512 و ...و پله پنجم دارای 128 سطح تونالیته خواهد بود.
وقتی این تصویر به فرمت JPEG تبدیل شود، طرز تقسیم فرق میكند. بعبارت دیگر در یك تصویر JPEG 8 بیتی(256 سطح) با 5 پله از محدوده دینامیكی، روشنترین پله دارای 69 سطح و پله بعد 50 و بعدیها بترتیب حاوی 37 و 27 و 20 سطح خواهند بود.
خب از این مطلب به چه نتیجه ای میرسیم؟
اولا واضح است كه تصویر 12 بیتی RAW دارای اطلاعات بیشتری در سطوح مختلف خود است و در هنگام ویرایشهایی كه قبل از تبدیل انجام میشود، كمتر مستعد پوستری شدن است. و تصویر 8 بیتی نهایی آن چون دیگر به ویرایش نیاز ندارد از این خطر مصون است. اما اگر دوربین خود تصویر را به JPEG تبدیل كند و ویرایشها در این فرمت انجام شود ، بعلت قلت اطلاعات موجود در قسمتهای مختلف آن( بخصوص استپهای پایین روشنایی)، بشدت در معرض پوستری شدن است.
نتیجه دوم: اگر از پله اول در هنگام تهیه عكس بخوبی استفاده نشود، نیمی از اطلاعات تصویر ازدست می‌رود. چرا كه دوربین نیمی از اطلاعات تصویر را در اولین پله روشنایی تصویر قرار میدهد. چگونه از این پله اول بیشترین استفاده را ببریم؟
برای اینكار تنها راه حل استفاده از هیستوگرام حین عكاسی است. در هنگام تهیه عكس بایستی نمودار هیستوگرام را بسمت راست متمایل كنیم. قسمت راست هیستوگرام مناطق پرنور تصویر را نشان میدهد بنابراین با اینكار خطر اور اكسپوز را نیز زیاد كرده ایم. در عمل بایستی نمودار را به سمت راست متمایل كنیم و در ضمن مراقب اوراكسپوز شدن نیز باشیم. با اینكار بیشترین نواحی تصویر را در مناطقی قرار داده ایم كه دوربین حداكثر اطلاعات را در آن نواحی ذخیره میكند (مثلا در دو ناحیه اول روشن، مجموعا 1024+512=1536 سطح قرار میگیرد كه به نسبت كل 4096 عدد بزرگی است). هر چقدر نواحی بیشتری از تصویر را در پله‌های روشن تصویر قرار دهیم، حجم اطلاعاتی موجود در این نواحی بیشتر خواهد شد. البته با اینكار نواحی سایه تصویر نیز ( به نسبت یك نورسنجی نرمال) تاریكتر خواهند شد كه براحتی می‌توان آنها را با ویرایشهای Level و Brightness اصلاح نمود.
__________________
crazy spirit
scarlet آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
000, 1, 10, 101, 11, 2, 3, 30, 300, 5, 7, 75, 8, 80, =, apple, , camera, digital, in, iso, lady, man, n8, photoshop, quick, sky, sony, super, فقط, فلاپی, فلش, فیلم, فیلمی, فکر, فروشی, فروشگاه, فراموش, فرد, فشرده, فضا, فضاي, فضایی, قوی, قیمت, قابلیت, قادر, قبل, قرار, قسمت, قطعات, كمك, كنيم, كند, كه, كام, كارت, لنز, لازم, مفهومی, مقاله, مقالات, ممکن, منحصر, منظره, مهم, مهندسان, مواقع, موتورولا, مورد, مى, مي, می, میلیون, مگاپیکسلی, مانیتور, ماه, ماهواره, مایکروسافت, متفاوت, متصل, متعلق, مجهز, محل, مختلف, مدل, مشكل, مصرف, معنی, معرفی, نقش, نمونه, نمایش, چند, چندین, چه, چهار, نهضت, نوار, چوب, نور, نوری, نوعی, چيزي, نیمه, چیز, نگهداری, نگاه, نام, نامناسب, چاپ, ناسا, نباید, ندارد, نرم, چرا, نزديك, نشده, نظر, هم, همچنین, همه, همواره, همان, هنوز, هنگام, هنري, ها, هاي, های, هر, هزینه, هستند, هستيد, وقتي, ولي, ويژه, ویژگی, ویرایش, واقعی, وارد, وب, وجود, وزن, يك, ياد, ی, یک, یک میلیون, یکی, یکدیگر, یاب, یابد, کمک, کنند, کنید, کند, که, کیفیت, کیلویی, کامپیوتر, کاهش, کرد, کردن, کردند, گفت, گونه, گذاري, گذشت, گرفت, گرفتن, گسترش, ۲۵, ۴, ۵۰, ۶۰, ۷۰, پلاستیکی, پیشنهاد, پديده, پستال, پشت, آمدند, آن, آنها, آنان, آور, آینده, آزمایشگاه, آسمان, آغاز, افراد, افزار, الکترونیکی, اما, امروزی, انقلاب, انتخاب, اندازه, اول, اولین, اولیه, اين, این, اینچی, اینکه, ایجاد, اکتبر, اگر, ابداع, اتوماتیک, اتصال, اجازه, اختراع, ارایه, ارزانتر, از, اسناد, اساس, است, استفاده, است،, استاندارد, اشاره, اصلی, اصلاح, بلکه, بلافاصله, به, بهبود, بهترين, بهترین, بود, بودند, بوده, بيشتر, بیتی, بیشتر, بکار, بگير, با, بالاي, بايد, باتری, بار, باز, بازی, بازار, باشيد, باشد, بخشید, بدون, برگ, براي, برابر, بزرگ, بسيار, بسیار, بعد, تلویزیونی, تلاش, تمام, تمامی, تماشای, تنظیم, تولید, توجه, توسط, توسعه, توصیف, تیم, تایمر, تاثير, تاریخچه, تازه, تبدیل, تحقیقاتی, ترفند, ترکیب, تصوير, تصويري, تصاویر, تغيير, ثانیه, ثبت, جهت, جامد, جایگزین, جدا, جزئيات, حافظه, حال, حالت, حاضر, حجم, حد, حرفه, حركت, حساسیت, خلق, خود, خورشيد, خريد, دقت, دلیل, دلار, دلخواه, دم, دنياي, دنیا, دهه, دهد, دور, دوربین, دوربینهای, ديجيتال, دیگر, دیجیتال, دیجیتالی, دیسک, دانلود, دانش, دانشگاه, دارند, دارای, دارد, داشت, در, درگاه, درباره, درختان, دستگاه, ذخیره, رفت, رفتن, رفع, رنگی, رنج, روي, روی, راه, رایج, زمان, زمان،, زند, زوم, زود, زيبا, سفید, سنسورهای, سه, سهم, سونی, سیاه, سیستمی, سال, ساختمان, ساختند, ساخته, ساخته شده, ساده, سازندگان, ستاره, سریال, سرعت, سطح, شما, شمار, شود, شکل, شاهكار, شايد, شاخ, شبیه, شدن, شدند, شده, شرکت, شرايط, صفحه, صنعتی, صورت, صبح, صحبت, ضبط, ضروري, طول, طور, طرف, طریق, طراحی, ظاهری, ظرفیت, عكاسي, عكس, علاقه, عکاسی, عکسهای, عکسبرداری, عرضه, عصر


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(View-All تعداد کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 7
aaarezaaaa, hozhabr, mee too, mehdi9531, peyman666, shaghayegh_yas, xperia50
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 10:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.8
.Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd

Free Persian Language By Persian Forum Ver 3.0
« ثبت شده در پایگاه ساماندهی وزارت ارشاد »
مسئولیت متون درج شده در این پایگاه اینترنتی، بر عهده ی نویسنده ی آن می باشد.