تالار گفتمان نبض فردا  

بازگشت   تالار گفتمان نبض فردا > موضوعات عمومی > نظامی > هواپیما و بالگرد

اطلاع رسانی

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 11-30-2016   #1
iman.1368
عضو تازه وارد
 
iman.1368 آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Nov 2016
محل سکونت: استان فارس شهرستان گراش
نوشته ها: 46
پیش فرض انواع هواپیماهای نظامی





iman.1368 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
Sponsored Links
قدیمی 11-30-2016   #2
iman.1368
عضو تازه وارد
 
iman.1368 آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Nov 2016
محل سکونت: استان فارس شهرستان گراش
نوشته ها: 46
پیش فرض

خانواده امبرائر EMB-312 توکانو/شورتس توکانو/سوپر توکانو








هواپیمای "توکانو" به دلایلی یک هواپیمای آموزشی پیشرو محسوب می شد :

-اولین هواپیمای آموزشی توربوپراپ با پیشرانه 750 اسب بخاری
-اولین هواپیمای آموزشی که از ابتدا با پیشرانه توربوپراپ طراحی شد
-اولین هواپیمای آموزشی ملخ دار مجهز به سامانه صندلیهای پرتاب شونده








کار طراحی امبرائر EMB-312 توکانو در سال 1978 آغاز شد و در 16 اوت سال 1980 اولین پیش نمونه آن پرواز کرد. 312 یک هواپیمای آموزش مقدماتی نسبتا بزرگ است که وزن خالی آن حدود 36% از PC-7 بیشتر است. تولید توکانو با عقد قرارداد فروش 118 فروند به نیروی هوایی برزیل آغاز شد که این هواپیما را T-27 نامید.




T-27


در پی بستن قراردادی برای صدور به هندوراس، دومین خط مونتاژ توکانو در "هلیوپولیس" مصر به مدیریت "سازمان عربی صنعتی سازی"(AOI) افتتاح شد.در سال 1983 AOI تولید 40 فروند توکانو برای مصر و 80 فروند برای عراق را آغاز کرد.البته بعدها 14 فروند به هواپیماهای درخواستی مصر اضافه گردید.




EMB-312 F



از بین مدلهای مختلف، امبرائر EMB-312 F عرضه شده برای نیروی هوایی فرانسه تفاوتهای نسبتا مهمی با مدلهای استاندارد آن دارد از جمله عمر طولانی تر تا 10،000 ساعت از نظر خستگی سازه، استفاده از برآ کش، استفاده از ملخ مجهز به سامانه یخ زدایی و سامانه های آویونیکی فرانسه.





EMB-312G1 شورتس توکانو




در ماه مه سال 1984 بین نیروی هوایی انگلستان و شرکت امبرائر توافقی انجام گرفت تا هواپیمایی مطابق با استانداردهای ASR-412 نیروی هوایی ساخته شود. بنابراین امبرائر تغییرات مهمی در توکانو انجام داد و ان را به پیشرانه گارت مجهز کرد. حاصل این تغییرات، مدل 312 جی.1 (شورتس توکانو) بود که در 14 فوریه سال 1986 برای نخستین بار در برزیل پرواز کرد. این هواپیما به انگلستان منتقل شد و از 11 آوریل 1986 پروازهای آزمایشی را در آن کشور آغاز کرد. سرانجام شورتس توکانو به یک پیشرانه " الاید سیگنال" مجهز شد که 47% از پیشرانه استاندارد توکانو قویتر بود. در مقایسه با توکانو ، عمر ایمن سازه شورتس توکانو در مقابل پدیده خستگی از 8،000 ساعت به 12،000 ساعت و ضریب بار طراحی از 6g به 7g افزایش یافت.




EMB-312 H "سوپر توکانو"



برای تطابق با استانداردهای امریکایی JPATS برای نیروهای هوایی و دریایی، امبرائر با شرکت امریکایی "نورثروپ" توافق کرد که اصلاحاتی در توکانو انجام دهد. طرح جدید امبرائر EMB-312 H "سوپر توکانو" نامیده شد و پیش نمونه آن در 15 مه سال 1993 برای نخستین بار پرواز کرد.
سوپر توکانو نسبت به مدل استاندارد توکانو بدنه ای کشیده تر و پیشرانه ای به مراتب پرتوان تر به اندازه 2.13 برابر دارد و به کابین تحت فشار، سامانه تهویه ، سامانه ضد جی، الات دقیق از نوع لوله اشعه کاتدی و چرخ دماغه هیدرولیکی مجهز است.








مشخصات فنی (توکانو) :

خدمه : دو نفر

طول : 9.86 متر
دهنه بال : 11.14 متر
ارتفاع : 3.40 متر
مساحت بال : 19.40 متر مربع
قطر ملخ : 2.36 متر

وزن خالی : 1،870 کیلوگرم
بیشینه وزن برخاست : 2،550 کیلوگرم

پیشرانه : یک دستگاه موتور توربوپراپ پرات اند ویتنی PT6A-25C با بیشینه قدرت 750 اسب بخار
ملخ سه تیغه هارتزل HC-B3TN-3C/T10178-8R تک سرعته با امکان گام معکوس

بیشینه سرعت : 448 کیلومتر بر ساعت
سرعت پیمایشی : 411 کیلومتر بر ساعت
سقف پرواز : 9،150 متر
برد : 1،843 کیلومتر
iman.1368 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-30-2016   #3
iman.1368
عضو تازه وارد
 
iman.1368 آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Nov 2016
محل سکونت: استان فارس شهرستان گراش
نوشته ها: 46
پیش فرض

هواپیمای آموزشی سبک توکانو/هواپیمای آمازون نشین ها




یک فروند هواپیمای AT-27 توکانو نیروی هوایی هندوراس


آشنایی کلی

هواپیمای EMB 312 توکانو یک هواپیمای آموزشی سبک ، تک موتوره ، دو سرنشینه ، بال پایین با توانایی ثانویه حمله محدود به اهداف زمینی ساخت شرکت برزیلی " امبرائر " است.در اواخر سال 1978 ، نیروی هوایی برزیل پروژه ی EMB 312 را برای دستیابی به یک هواپیمای آموزشی پایه نسبتاً کم هزینه با ویژگی های نوآورانه آغاز کرد ؛ این پروژه که به ساخت هواپیمای " توکانو " منجر شد ،تغییرات بزرگی در استاندارد هواپیماهای آموزشی سبک ایجاد کرد و در واقع خود تبدیل به یک استاندارد جدید برای شرکت های سازنده این نوع هواپیماها شد.در سال 1980 ، پیش نمونه اولیه طرح با موفقیت پرواز کرد و اولین دسته تولید شده نیز در سال 1983 به نیروی هوایی برزیل تحویل داده شد.با تولید 664 فروند هواپیما ، توکانو برای شرکت امبرائر یک موفقیت بزرگ بود.

توسعه

در دهه 1970 میلادی ، قیمت نفت از بشکه ای 3 دلار در سال 1973 به بشکه ای 36 دلار در سال 1980 رسید.این یک ضربه بزرگ به اقتصاد برزیل که از مصرف کنندگان عمده نفت به شمار می رفت ، بود.در این بین نیروی هوایی برزیل مجبور شد برای کاهش اثرات این بحران هزینه های خود را کاهش دهد.در نتیجه در سال 1977 ، این نیرو در خواست ارائه جایگزینی برای هواپیمای آموزشی پرهزینه T-37 با شرط شباهت به هواپیماهای جت ، هزینه پایین و مجهز بودن به صندلی ایجکت منتشر نمود.در این دهه ، نیروی هوایی برزیل تعداد زیادی پرواز را با هواپیماهای ساخت شرکت نیوا انجام داد ولی نتیجه به دست آمده چندان مطلوب نبود.تا آن که این شرکت بi وسیله امبرائر خریداری شد.در سال 1973 ، ژوزف کواکس ، سر طراح شرکت نیوا به امبرائر منتقل شد و یک رشته مطالعات بر روی ساخت هواپیماهای آموزشی سبک دو سرنشینه با ترتیب قرار گیری پشت سر هم (تاندوم) و موتور توربوپراپ انجام داد.

در اوایل سال 1977 ، شرکت امبرائر دو پیشنهاد به نیروی هوایی برزیل ارائه داد :
  • هواپیمای آموزشی پایه EMB-301 مجهز به موتور TIO-541
  • هواپیمای آموزشی و ضد شورش (تهاجمی سبک) EMB-311 مجهز به موتور PT6A
نیروی هوایی برزیل هیچکدام از این دو پیشنهاد را نپذیرفت ؛ اما به بهینه سازی و ساخت نمونه ای قدرتمند تر از هواپیمای EMB-311 ابراز علاقه کرد.پس از آن در سال 1978 ، وزارت هوانوردی برزیل یک فراخوان جدید که در آن انتظارات نیروی هوایی از هواپیمای آموزشی آینده قید شده بود ، منتشر کرد.بنابراین ، در همان سال یک تیم به رهبری گایدو فونته گالانته پیسوتی و با حضور ژورف کواکس و دیگر طراحان امبرائر تشکیل و کار بر روی بهینه سازی هواپیمای EMB-311 آغاز شد.

در 6 دسامبر همان سال ، یک قرار داد شامل دو نمونه آزمایشی و دو بدنه (برای تست های خستگی سازه) بین نیروی هوایی برزیل و امبرائر بسته شد.در فوریه 1979 ، مشخصات این هواپیما چنین عنوان شد: موتور توربوپراپ PT6A-25 ، کابین پشت سر هم به همراه صندلی های ایجکت ، بدنه کوچکتر ، کاهش ریشه بالها ، افزایش طول بال ، دم و ارابه فرود.در اواخر همان سال ، یک نمونه ماکت مقیاس کامل برای ارزیابی سیستم های الکترونیکی و ابزارهای کابین خلبان و یک مدل رادیو کنترل برای بررسی ویژگی های هواپیما در حین پرواز ساخته شد.




نخستین دسته 8 فروندی توکانو در حال تحویل به نیروی هوایی برزیل


در 16 اوت 1979 و با گذشت 21 ماه از عقد قرارداد ، اولین نمونه آزمایشی این هواپیما با شماره سریال 1300 نیروی هوایی برزیل پرواز کرد.نمونه دوم نیز در در 10 دسامبر همان سال با موفقیت نخستین پرواز خود را انجام داد.در آگوست 1982 ، دومین پیش نمونه هواپیما به دلیل افزایش سرعت از حد غیر مجاز سقوط کرد.به همین دلیل ، تغییراتی بر روی بال و دم نمونه اول انجام گرفت و مشکل رفع شد.

در 16 اوت 1982 ، سومین پیش نمونه با نام نظامی YT-27 و غیر نظامی PP-ZDK نخستین پرواز خود را انجام داد.یک ماه بعد ، این نمونه با پرواز از روی اقیانوس اطلس به نمایشگاه هوایی فارنبرو رفت.در همان زمان ، از سوی نیروی هوایی برزیل ، نام T-27 برای نمونه آموزشی و نام AT-27 برای نمونه تهاجمی سبک این هواپیما انتخاب شد.پیشتر و در 21 اکتبر 1981 ، نیروی هوایی لقب « توکانو » را با الهام از یکی پرندگان جنگل های آمازون برای این هواپیما انتخاب کرده بود.

نمونه ها

نمونه اصلی (EMB-312A): بیش از 500 فروند از این نمونه تولید و به کشورهای مختلف صادر شد.


نمونه فرانسوی (EMB-312F): این نمونه دارای تغییراتی سفارشی شامل سیستم های الکترونیکی ، آسمانه ، ناوبری و ترمز هوایی برای نیروی هوایی فرانسه بود.اولین نمونه از آن در 7 آوریل 1993 پرواز کرد.

نمونه انگلیسی (EMB-312S): در مه 1984 ، طی توافقی بین شرکت های امبرائر و برادران کوتاه2 قرار بر تولید نمونه ای با کارایی بالاتر برای نیروی هوایی سلطنتی انگلیس شد.شرکت برادران کوتاه مسئول مونتاژ و ساخت 60 درصد قطعات بود.هر چند قطعات اصلی مثل بال ، ارابه فرود و آسمانه در برزیل ساخته می شد.این نمونه دارای بدنه محکم تر و موتور TPE331-12B با نیروی پیشرانه بیشتر بود.در مارس 1985 ، نیروی هوایی سلطنتی طی قراردادی به ارزش 126 میلیون پوند سفارش 130 فروند با حفظ حق سفارش 15 فروند دیگر از این هواپیما که به « شورت توکانو » یا « توکانو کوتاه » مشهور شده بود ، را به شرکت برادران کوتاه تحویل داد.علاوه بر آن ، این نمونه به کشورهای کنیا (12 فروند) و کویت (16 فروند) نیز صادر شد.







شرت توکانو در یکی از نمایشگاه های هوایی سال 1991

این نمونه خود به سه نمونه مشتق شده دیگر تقسیم می شود:
  • توکانو T.1: نمونه اصلی شرت توکانو ، تولیده شده برای نیروی هوایی انگلیس
  • توکانو Mk.51: نمونه صادراتی ویژه نیروی هوایی کنیا
  • توکانو Mk.52: نمونه صادراتی ویژه نیروی هوایی کویت
نمونه سوپر توکانو (EMB-312H): در ژوئن 1991 ، شرکت امبرائر پروژه ساخت نمونه ای هواپیمای توکانو را که دارای بدنه ای کشیده تر ، موتور PT-6A ، کابین حفاظت شده به وسیله زره و مجهز به سیستم جلونگر مادون قرمز بود ، اعلام کرد.این ویژگی ها ، باعث افزایش کارایی ، چابکی بالاتر و توانایی حمل محموله بیشتر می شد.این هواپیما می توانست عملیات های تهاجم سبک ، گشت زنی مرزی و آموزش کار با سلاح ها به دانشجویان را به انجام برساند. مدتی بعد نام پروژه به EMB-314 سوپر توکانو تغییر کرد.به دلیل آن که اغلب از این نمونه به عنوان یک هواپیمای جدید یاد می شود ، از پرداختن بیشتر به آن خودداری می کنیم.

ویژگی ها

همانند اکثر هواپیماهای آموزشی سبک ، توکانو نیز دارای یک بال سراسری نصب شده در بخش زیرین بدنه می باشد.جنس مواد به کار رفته در ساخت این هواپیما عمدتاً از آلیاژهای سبک و محکم است.هر دو کابین این هواپیما جادار بوده و در آن از صندلی های ایجکت Mk8L ساخت شرکت مارتین بیکر استفاده شده است.جنس آسمانه (کانوپی) توکانو فایبر گلاس است که میدان دید گسترده ای را در اختیار خلبانان قرار می دهد.ارابه فرود به کار رفته نیز دارای سه چرخ است ؛ پس از برخاست ، چرخ جلو در زیر کاکپیت و دو چرخ عقب در بالها رفته و بسته می شوند.با ساخت توکانو ، اولین بار بود که هواپیمای با موتور توربوپراپ می توانست ویژگی هایی شبیه هواپیماهای جت داشته باشد.این ویژگی ها شامل صندلی ایجکت و کابین پشت سر هم می شد.توکانو علاوه بر برد و مداومت پرواز بالایی که به صورت استاندارد دارد ، می تواند از دو مخزن سوخت خارجی با ظرفیت 660 لیتر نیز استفاده کند ؛ در صورت استفاده از این مخازن ، مداومت پروازی هواپیما تا 9 ساعت افزایش می یابد.



یک فروند AT-27 توکانو نیروی هوایی ونزوئلا پارک شده در رمپ پروازی

تسلیحات

همانطور که پیشتر گفته شد ، هواپیمای EMB-312 می تواند علاوه بر نقش آموزش ، در زمینه پشتیبانی و تهاجم سبک نیز به کار برود.در این زمینه ، توکانو می تواند در دو آویزگاه زیر هر بال ، از انواع توپ های 7.62 و 12.7 میلیمتری ، غلاف های راکت انداز و انواع بمب های سقوط آزاد 250 تا 500 پوندی مانند Mk 81 و Mk 82 استفاده کرد.همچنین در صورت نصب غلاف های هدایت لیزری یا سیستم هدف گیری تلویزیونی یا اپتیکی ، توانایی حمل بمب های هدایت شونده سبک نیز وجود دارد.در مجموع می توان تا هزار کیلوگرم مهمات بر روی این هواپیما نصب نمود.البته منظور از پشتیبانی و تهاجم سبک ، حمایت و پشتیبانی هوایی نزدیک از نیروی های پیاده و زرهی خودی می باشد که شامل پرواز در ارتفاع و سرعت پایین و هدف قراردادن نیروهای دشمن می شود ؛ این هواپیماها به دلیل سرعت پایین ، هزینه بسیار کمتر نسبت به هواپیماهای جت و سادگی در هدایت و ساختار ، یکی از بهترین گزینه ها برای چنین عملیات هایی هستند.اما سرعت و چابکی کم این هواپیماها ، آن ها را به اهدافی ساده برای هواپیماهای رهگیر و سیستم های پدافند هوایی تبدیل کرده است.



یک فروند توکانو Mk.51 به همراه غلاف های تیربار و راکت انداز در نمایشگاه هوایی فارنبرو (سال 1991)

سیستم های الکترونیکی

سیستم های الکترونیکی توکانو شامل یک نمایشگر HUD1 ، سیستم های مدیریت پرواز ، قطب نما و ارتفاع سنج ، نمایشگرهای پروازی ، سیستم هشدار دهنده و سرعت سنج و دیگر سیستم های مورد نیاز یک هواپیمای آموزشی است.

مجموعه ایویونیک جدید: در ژوئن 2011 ، قراردادی بین نیروی هوایی کلمبیا و شرکت امبرائر برای بروز رسانی سیستم های الکترونیکی 14 فروند هواپیمای EMB-312 توکانو این شرکت بسته شد.این مجموعه ایویونیک شامل: چهار نمایشگر بزرگ با چشم انداز مصنوعی پرواز ، سیستم های پیشرفته مدیریت پرواز ، سیستم هشدار دهنده یکپارچه ، نمایشگر وضعیت موتور ، سیستم کنترل خودکار کاهش یا افزایش بیش از حد سرعت ، شبیه ساز تاکتیکی رادار و سیستم خلبان خودکار دیجیتال با توانایی پرواز خودکار سه بعدی می شود.




کاکپیت یک فروند توکانوی نیروی هوایی برزیل

پیشرانه
هواپیمای توکانو از یک موتور توربوپراپ PT6A-25C با قدرت 750 اسب بخار ساخت شرکت کانادایی پراتب اند ویتنی استفاده می کند.این موتور توانایی رساندن هواپیما به بیشینه سرعت 457 کیلومتر در ساعت ، بردی بین 1,800 تا 2,000 کیلومتر ، نرخ صعودی معادل 13.2 متر بر ثانیه و پرواز تا ارتفاع 9 هزار متری را دارد.


تاریخچه کاربری

آنگولا: در سال 1988 ، نیروی هوایی ملی آنگولا تعداد 8 فروند هواپیمای AT-27 تحویل گرفت.چهار سال بعد ، شش فروند توکانو مازاد نیاز نیروی هوایی پرو نیز وارد خدمت آنگولا شد.نیروی هوایی آنگولا از این هواپیماها برای عملیات های نظارت و بمباران سبک در جریان جنگ داخلی آنگولا استفاده کرد.پس پایان جنگ ، 2 فروند توکانو دیگر برای جایگزینی با هواپیماهای ساقط شده در جریان جنگ نیز خریداری شد.

آرژانتین: در ژوئن 1987 ، نیروی هوایی آرژانتین 15 فروند از مجموع 30 فروند توکانو سفارش داده شده را دریافت کرد.پس از دریافت هواپیماها ، آموزش خلبانان نیروی هوایی و دریایی آرژانتین در دانشگاه کوردوبا (متعلق به نیروی هوایی آرژانتین) آغاز شد.توکانوهای آرژانتینی با چیزی حدود 100 هزار ساعت پرواز توانسته اند 800 خلبان را در زمینه آموزش های پایه ای فارغ التحصیل کنند.شرکت هواپیماسازی FAdeA در حال توسعه یک هواپیمای آموزشی سبک با نام I.A.73 برای جایگزینی با توکانوهای سالخورده است.

برزیل: نیروی هوایی برزیل تعداد 118 فروند (با حق گزینش 50 فروند دیگر) هواپیمای توکانو که طبق نامگذاری آنها T-27 خوانده می شد ، سفارش داد.در 29 سپتامبر 1983 ، اولین یگان نیروی هوایی که گردان آکروجت برزیل با نام « دود » بود ، توکانوهای خود را تحویل گرفت.به دلیل نیازهای نیروی هوایی برزیل ، همه 50 فروند هواپیمای که به عنوان احتیاط در قرارداد ذکر شده بود نیز سفارش داده شده و تحویل گرفته شد.

در فوریه 1991 ، نیروی هوایی برزیل از 6 فروند هواپیمای توکانو برای پشتیبانی نزدیک و حمله به 40 نفر از شورشیان کلمبیایی استفاده کرد.علاوه بر آن ، از این هواپیما برای گشت هوایی بر فراز جنگل های آمازون با همکاری سیستم نظارت آمازون استفاده می شود.







پرواز دسته جمعی هواپیماهای توکانو آکادمی نیروی هوایی برزیل

ایران: در بین سال های 1368 تا 1370 ، نیروی هوایی سپاه پاسداران تعداد 25 فروند هواپیمای EMB-312 را از شرکت امبرائر تحویل گرفت.گزارشاتی مبنی بر استفاده از این هواپیما بر علیه قاچاقچیان مواد مخدر طالبان وجود دارد.اغلب اوقات ، این هواپیماها مجهز به غلاف های راکت انداز در رزمایش های سپاه دیده می شوند.

کلمبیا: در سال 1992 ، نیروی هوایی کلمبیا تعداد 14 فروند هواپیمای AT-27 را سفارش داده و تحویل گرفت.این هواپیماها که در ابتدا برای امور آموزشی خریداری شده بودند ، در ماموریت های پشتیبانی نزدیک هوایی بر علیه نیروهای شورشی نیز به کار برده شد.با وجود انجام دادن حدود 50 هزار ساعت پرواز ، هیچ یک از توکانوهای کلمبیایی سقوط نکرده است.کلمبیا در صدد است توکانوهای خود را برای خدمت در یک دوره 15 ساله دیگر مقاوم سازی و بروزرسانی کند.مقاوم سازی شامل بدنه ، تعویض بالها و ارابه فرود و بروز رسانی نیز شامل نصب نمایشگرهای چند منظوره رنگی ، سیستم ناوبری انسریایی ، سیستم مدیریت پرواز و نشان دهنده وضعیت موتور (به همراه سیستم هشدار دهنده آن) می شود.

مصر: در دسامبر 1983 ، قراردادی بین مصر ، عراق و شرکت امبرائر برای خرید 10 فروند توکانو و تولید تحت لیسانس 110 فروند دیگر امضا شد.این قرارداد شامل انتقال تکنولوژی (به صورت محدود) ، ساخت برخی قطعات در مصر و مونتاژ 110 فروند دیگر در تاسیسات هلیوپولیس (در حلوان مصر) است3.در اواخر سال 1984 ، اولین فروند از 10 فروند هواپیمایی که قرار بود در برزیل ساخته شود ، تحویل مصر داده شد و اولین هواپیمای مونتاژ شده در مصر نیز یک سال بعد پرواز کرد.تعداد 80 فروند از 110 فروند هواپیمای مونتاژ شده به عراق که درگیر جنگ با ایران بود ، تحویل داده شد.در سال 1989 ، مصر 14 فروند توکانو دیگر نیز سفارش داد تا مجموع توکانوهای خود را به عدد 54 فروند برساند.

عراق: همانطور که پیشتر گرفته شد ، عراق 80 فروند توکانو که در مصر مونتاژ شده بود را تحویل گرفت.نیروی هوایی عراق ، از این هواپیماها که مسلح به غلاف های تیربار ، راکت انداز و بمب های 250 و 500 پوندی بودند برای پشتیبانی هوایی سبک از نیروهای زمینی خود به صورت گسترده ای در جنگ ایران و عراق بهره گرفت.هنگامی که جنگ های اول و دوم خلیج فارس پایان یافت ، نیروی هوایی عراق هیچ یک از 80 فروند توکانوی خود را در اختیار نداشت4!

گفتنی است ، علاوه بر کشورهای نامبرده ، کشورهای پرو ، پاراگوئه ، موریتانی ، هندوراس و فرانسه نیز از کاربران این هواپیما می باشند که به دلیل طولانی شدن مطلب به تاریخچه کاربری آن ها نپرداختیم.

مشخصات

خدمه: 2 نفر (شامل استاد خلبان و دانشجو)

طول: 9.86 متر

طول بال: 11.14 متر

ارتفاع: 3.4 متر

سطح بال: 19.4 متر مربع

وزن خالی: 1.810 کیلوگرم

بیشینه وزن برخاست: 3.175 کیلوگرم

پیشرانه: یک موتور توربوپراپ PT6A-25 با قدرت 750 اسب بخار

گنجایش سوخت(مخازن داخلی): 694 لیتر

بیشینه سرعت: 458 کیلومتر در ساعت

سرعت کروز: 441 کیلومتر در ساعت

سرعت استال: 124 کیلومتر در ساعت

برد: 1.916 کیلومتر

محدوده فشار جی: مثبت 6 / منفی 3

بیشینه ارتفاع پروازی: 28.700 هزار پا

نرخ پیمایش: 9.65 متر بر ثانیه

تسلیحات: تیربار ، راکت و بمب های غیرهدایت شونده

پی نوشت

1 - Head Up Display

Short Brothers - 2

3 - این نخستین تجربه شرکت امبرائر در تولید تحت لیسانس محصولاتش بود.

4 - این هواپیماها به وسیله نیروهای ایرانی (نیروی هوایی و پدافند و طبق برخی گزارشات هوانیروز) و نیروهای متحد از بین رفته بودند.

مترجم: سورنا نوشاد
iman.1368 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-30-2016   #4
iman.1368
عضو تازه وارد
 
iman.1368 آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Nov 2016
محل سکونت: استان فارس شهرستان گراش
نوشته ها: 46
پیش فرض

جنگنده سوخو-47 برکوت
[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]جنگنده سوخو-47

سوخو اس يو 47 بركوت، با نام روسي Cy-47 Беркут (بركوت به معني عقاب طلايي) كه در ابتداي طراحي، با نامهاي S-32 و S-37 نيز شناخته ميشد، يك جنگنده مافوق صوت آزمايشي، طراحي شده توسط شركت هواپيماسازي سوخوي ميباشد.

[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]sukhu47

ويژگي ظاهري و چشمگير اين هواپيما، بالهاي رو به جلوي آن ميباشند كه اين جنگنده را بسيار به جنگندهء آزمايشي – مفهومي آمريكايي X-29 Firkin ساخسوخو اس يو 47 بركوت، با نام روسي Cy-47 Беркут (بركوت به معني عقاب طلايي) كه در ابتداي طراحي، با نامهاي S-32 و S-37 نيز شناخته ميشد، يك جنگنده مافوق صوت آزمايشي، طراحي شده توسط شركت هواپيماسازي سوخوي ميباشد. ويژگي ظاهري و چشمگير اين هواپيما، بالهاي رو به جلوي آن ميباشند كه اين جنگنده را بسيار به جنگندهء آزمايشي – مفهومي آمريكايي X-29 Firkin ساخت گرومن، شبيه مينمايد. تنها نمونه هواپيماي سوخو 47 توليد شده، به عنوان اثباتگر تكنولوژيهاي پيشرفته انجام وظيفه مينمايد و ساخت دومين نمونه آزمايشي اين هواپيما نيز كنار گذاشته شده است. طرح اوليه سوخو 47، ابتدا به نام S-37 شناخته ميشد و شركت سوخو، مدتي بعد و در سال 2002، هواپيما آزمايشگر تكنولوژيهاي پيشرفتهاش را به Su-47 نامگذاري مجدد نمود؛ ضمن اينكه با نام مستعار Berkut به معني عقاب طلايي نيز شناخته ميشود. سوخو 47 در اصل به عنوان بستري جهت انجام آزمايشات مهم روسها در زمينه مواد كامپوزيت و سيستمهاي پيچيده ديجيتال كنترل پرواز (FBW) ساخته شد.
[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]جنگنده سوخو47 برکوت

سوخو 47 با بهرهگيري از بالهاي رو به جلو، توانمندي انجام مانورهاي بسيار عالي را دارد و قادر است در زاويههاي حملهاي به اندازه 45 و بيشتر نيز اقدام به عمليات نمايد. مؤسسه مطالعات هوايي تساگي (TsAGI) مدتها بود كه از مزيتهاي فراوان بالهاي رو به جلو اطلاع يافته بود. عمدهء اين دانش به واسطه به غنيمت گرفته شدن يك فروند بمبافكن جت يونكرس287 ساخت آلمان نازي بدست آمده بود.يونكرس287 از اوّلين هواپيماهاي جت و اوّلين هواپيما با بالهاي رو به جلو در جهان، ساخت آلمان نازي بالهاي رو به جلو، نسبت به اغلب طرح بالهاي سنتي، باعث كسب بيشترين ميزان نيروي كشش شده، لحظات خميدگي بالها را كم كرده و زمان وقوع واماندگي يا استال را به تأخير مياندازند. در زاويههاي حملهء بالا، نوك بالها در وضعيت غير واماندگي باقي ميمانند و بدين جهت هواپيما قادر ميشود كنترل خود را با استفاده از سطوح متحرك حفظ نمايد. بدبختانه بالهاي رو به جلو، نيروي زيادي جهت از هم گسيختن (واگرايي) بالهايي كه از مواد معمولي ساخته شدهاند توليد ميكنند. به تازگي كه استفاده از مواد كامپوزيت در ساخت بدنه هواپيما رواج يافته است، امكان طراحي هواپيمايي با بالهاي رو به جلو را ميسر ميسازد. همانند همتاي غربي خود، يعني جت ايكس-29 ساخت گرومن، سوخو 47 نيز يك طرح مفهومي اثباتگر تكنولوژي ميباشد و قرار است به عنوان بستري جهت پايهگذاري نسل آيندهء جنگندههاي روسي به كار گرفته شود. چنين هواپيمايي نه تنها بايد همانند اف22 پيشرفته باشد، بلكه بايد به عنوان بستري جهت استفاده از تكنولوژيهاي نوين در جنگندهاي چون ميگ 1.44 باشد. با تمام اين اوضاع، كمپاني سوخوي اكنون تلاش دارد تا سوخو 47 را به نيروي هوايي روسيه و ساير مشتريان خارجي به صورت جنگندهاي مطابق نيازشان، بفروشد. طراحي سوخو 47 از نظر اندازهها، بسيار به طرح جنگندههاي بزرگ ساخت سوخو نظير سوخو 35 شباهت دارد. به منظور كاهش هزينههاي طراحي، قسمت جلويي بدنه، دم و ارابههاي فرود سوخو 47، از جنگندههاي خانوادهء سوخو 27 بدست آمده است. با اين حال، در طراحي هواپيما، به كاهش اثر ايجاد شده روي صفحهء رادار توجه شده است. براي رسيدن به اين هدف، از مواد جذب كنندهء اشعهء رادار، محفظهء دروني نصب جنگافزار و فضايي جداگانه ويژهء نصب يك رادار پيشرفته استفاده شده است. با وجود آنكه طرح هواپيماي ايكس-29 آمريكايي، يك جنگندهء مفهومي و تحقيقاتي در دهه 1980 به شمار ميرفت، سوخو 47 با اندازهاي برابر دو برابر ايكس-29، در قياس با رقيب آمريكايي خود، بسيار به يك جنگندهء رزمي و عملياتي شباهت نزديك پيدا ميكند. به منظور رفع مشكل پيچش حول محور افقي در بالهاي رو به جلو (wing-twisting)، در ساخت بالهاي سوخو 47، به طور گسترده و با دقت فراوان از مواد كامپوزيت استفاده شده است تا به هنگام انجام مانورهاي سنگين يا پرواز در زاويههاي بالا، ساختمان بال به هنگام پيچش، مقاومت كافي از خود نشان دهد و الگوي آيروديناميكي را خود حفظ نمايد. با توجه به مساحت زياد بالها در سوخو 47، در اين هواپيما ميتوان سيستم تا شدن براي بالها تعبيه نمود تا هواپيما درون آشيانههاي نيروي هوايي روسيه قابل جايگيري باشد.
[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]جنگنده سوخو-47

همانند نمونه پيشين يعني سوخو 37، سوخو 47 به دليل بهرهمندي از يك جفت كانارد، در طبقهبندي هواپيماهاي سه باله (triplane) قرار ميگيرد. موضوع جالبتر اينكه در قسمت دوم سوخو 47، دو زائده تيركمانند غيرهماندازه تعبيه شده است كه در يكي رادار عقبنگر و در ديگري چتر ترمز تعبيه ميشود.مانورپذيري سوخو 47 به طور گسترده و چشمگيري در انجام مانور در سرعتهاي زيرصوت بسيار توانمند است؛ سوخو 47، ضمن حفظ توانايي مانورپذيري خود در سرعتهاي زيرصوت، به راحتي و با سرعتي باورنكردني، قادر است زاويه حمله و مسير پروازي خود را تغيير دهد. اين هواپيما داراي حداكثر سرعتي برابر 1.6 ماخ در ارتفاع بالا و حد تحمل فشار گرانشي در حدود 9 برابر ميباشد. ميزان تندي گردش هواپيما، بيشينه و كمينه سرعت جهت رهاسازي جنگافزارها، از ويژگيهاي حياتي و بسيار مهمي جهت كسب برتري در رزم قلمداد ميشوند. سوخو 47 ضمن دارا بودن شاخصهاي بسيار قوي مانورپذيري، قادر است به راحتي استواري پروازي خود را حفظ نمايد و در زاويهء حملهء بالا، كنترلپذير باشد. ميزان تندي گردش به هنگام نبردهاي نزديك هوايي و همچنين نبردهاي متوسط و دور، شاخص بسيار مهمي به شمار ميآيد، زيرا امكان دارد حين انجام يك ماموريت رزمي، هواپيما ناچار شود با اهداف متعدد و پراكنده شده در قسمتهاي مختلف آسمان درگير شود. ميزان تندي بالاي گردش در سوخو 47، به خلبان اين امكان را ميدهد تا هواپيمايش را به سرعت به سمت هدف بعدي بچرخاند تا فرصت شليك اول را حفظ نمايد. مقايسهء هواپيمايي مجهز به بالهاي رو به جلو، با هواپيمايي داراي بالهاي رو به عقب در همان اندازه، برتريهاي به شرح زير براي مدل رو به جلو را آشكار ميسازد: * نسبت بيشتر عدد برا به پسا * ظرفيت و توانمندي بالاتر به هنگام انجام مانور در نبردهاي داگ فايت (نزديك) * برد پروازي بيشتر در سرعتهاي زير صوت * بهبود شاخص واماندگي (Stall) و ضدچرخش به دور خود (anti-spin) * بقاپذيري بيشتر در زاويهء حملهء بالا * امكان پرواز در سرعتهاي كمتر از كمينهء موجود براي مدل بال به عقب * فاصلهء كمتر جهت برخاست و فرود از نماي كنار، بدنهء سوخو 47 تخممرغي شكل است و با استفاده از آلياژهاي آلومينيم و تيتانيوم ساخته شده است؛ ضمن اينكه 13 درصد از وزن بدنه با استفاده از مواد كامپوزيتي شكل گرفته است. پوشش روي دماغه در قسمت جلو، تا حدي مسطح است و داراي يك لبهء افقي ميباشد تا شاخص ضدچرخشي هواپيما بهبود پيدا كند. بالهاي وسط بدنه نصب شده و رو به جلو، نماي غيرمتعارف و ناآشناي سوخو 47 را تشكيل ميدهند. قسمت قابل توجهي از نيروي برا، به واسطهء بالهاي رو به جلو و در قسمت مياني بالها فراهم ميگردد. اين نيروي كشش هيچگاه به واسطهء واماندگي نقاط نوك بالها از دست نميرود. شهپرها (سطوح كنترلي بالها)، همچنان در زوايههاي حملهء بالا موثر باقي ميمانند و كنترل پذيري هواپيما را به هنگام عبور جريان هوا از قسمتهاي متحرك روي بالها حفظ مينمايند. بيش از 90 درصد سازه پوششي روي بالها را مواد كامپوزيتي تشكيل ميدهند. بالهاي رو به جلو، بيشترين مقدار سطح ظاهري يا Aspect Ratio را فراهم ميآورند كه اين امر، باعث افزايش مداومت پروازي هواپيما ميگردد. زائدههاي متحرك كنترلي جلوي بالها (LEX) به نرمي با سطح بالها همسان ميشوند. اين زائدهها (LEX) با سطوح فلپها، شهپرها و لبههاي متحرك انتهاي هواپيما هماهنگ ساخته شدهاند. تمامي سطوح متحرك و كاناردهاي مثلثي شكل به زائدههاي توسعهيافته (LEX) متصل هستند. قسمت داخلي چنين بالي ميبايست از مواد بسيار قوي ساخته شود تا در برابر نيروهاي پيچشي كه سعي در چرخاندن و شكستن بالها را دارند، به ويژه در سرعتهاي بالا، مقاومت نمايد. ناگزيري نيروهاي پيچشي، باعث شده است تا به منظور افزايش استحكام بال، در ساخت آن، به ميزان قابل توجهي از مواد كامپوزيتي استفاده گردد. به همين دليل، حداكثر سرعت قابل دستيابي به 1.6 ماخ محدود ميشود، به همين دليل مهندسين سعي دارند با انجام تغييراتي، از اين سقف سرعت فراتر روند، اما تاكنون سقف سرعت جديد مشخص نشده است. اگرچه استفاده از سيستم تغيير بردار رانش يا خروجيهاي متحرك اگزوز هواپيما، موضوعي جديد و انقلابي محسوب نميشود، اما قدرت تغيير بردار رانش به ميزان 20 + تا 20 – در زاويهء حملهء 30 درجه بر ثانيه، به هنگام چرخش حول محور عمودي يا عرضي و گردش به اطراف، به ميزان بسيار زيادي، چالاكي حاصل از بالهاي رو به جلو را افزايش ميدهد. طراحي کاکپیت ، به طور عمده حول ايجاد حداكثر آسايش و راحتي خلبان قرار گرفته است، ضمن اينكه چيدمان كابين به نحوي است كه خلبان قادر باشد به هنگام انجام مانورهاي سنگين و وارد آمدن فشار گرانشي سنگين، بتواند هواپيما را كنترل نمايد. سوخو 47 به يك مجموعه صندلي پرتاب شوندهء جديد و «سيستم پشتيباني زندگي» (life support system) مجهز شده است. شكل هندسي متغير صندلي پرتاب شوند، اين امكان را ميدهد تا در زاويهاي به ميزان 60 درجه، ميزان فشار گرانشي ناشي از جاذبهء زمين، كاهش يابد و فشار كمتري به خلبان وارد آيد.شكل صندلي خلبان، امكان درگير شدن در داگ فايت و انجام مانورهاي فرار از موشكها را حتا به هنگام وارد آمدن فشارهاي گرانشي سنگين به راحتي فراهم ميسازد. در سوخوي47، اهرم هدايت اصلي هواپيما در قسمت كنار تعبيه شده و داراي حساسيت بالا ميباشد؛ ضمن اينكه بر اساس استاندارد متريك تنظيم گشته است.
[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]
استفاده از صندلي متمايل به عقب، براي اوّلين بار در جنگنده اف-16 به كار گرفته شد، اما به دليل دارا بودن فايدههاي اندك، در هيچ هواپيماي آمريكايي ديگري مورد استفاده قرار نگرفت. در اوايل سال 2003، شرکت «سوخوي»، برندهء مناقصهء ساخت جنگندهء شكاري نسل پنجم شد. زمان اولين پرواز سال 2006 ميباشد. اما هواپيماي «سوخو 47» يا به عبارت ديگر «برکوت»، که الگوي جنگندههاي شكاري جديد محسوب ميشد و داراي بالهاي با جهت مخالف بود (متمايل به جلو) هواپيماي نسل پنجم نيست. در دفتر طراحي و تجربي «سوخو »، مهندسين معتقدند که اين هواپيما بيشتر يک آزمايشگاه پرنده است که بر مبناي آن، تكنولوژيها و مواد جديد مورد آزمايش قرار ميگيرند. ولي نهايتن جنگنده نسل پنجم چه شکلي خواهد بود؟ ظاهر آن هنوز در حال شکلگيري است (طبق اطلاعات موجود در دفتر طراحي – تجربي «سوخو »، 5 نمونه وجود دارد که در حال گذارندن مراحل آزمايشي خود از لحاظ قابليت آئروديناميکي ميباشند). مشکل اينجاست که طراحان و نظاميان، هنوز بر سر نوع جنگندهء جديد بحث مي کنند كه اين هواپيما چه مشخصههايي بايد داشته باشد؟ آيا بايد شبيه هواپيماي نامرئي اما در عين حال داراي قابليت مانور کم همانند F-117 بوده که قادر باشد به مقصد برسد و پس از شليک تمام موشکها و بمبهاي خود، به پايگاه برگردد؟ آيا بايد يک جنگندهء نامرئي همانند F-22 باشد که نه تنها قادر به بمباران دقيق بوده بلکه بتواند در جنگهاي نزديک و رودرو نيز فعاليت کند؟ از سوي ديگر، طراحان ميگويند که در مرحلهء اول بايد مشکلات موجود به ويژه در زمينهء فني را حل نمود. براي مثال ميدان حرارتي هواپيما را بايد کاهش داد. بايد بر روي دريچههاي هوايي و موتور سرپوشهاي نصب شود که در صورت شناسايي هواپيما از طريق رادارهاي دشمن و يا اگر به سمت آن موشکي با كلاهك حساس به حرارت شليک شود، اين سرپوشها بسته شود. يا اين مشکل را بايد از طريق پراکندن هوا حل نمود. ويژگي هاي «سوخوي47 بركوت» ويژگيهاي عمومي كشور سازنده: روسيه كمپاني:سوخوي خدمه: يك نفر طول: 22.6 متر = 74 فوت و 2 اينچ گستردگي: 15.16 متر = 49 فوت و 9 اينچ تا 54 فوت و 9 اينچ ارتفاع: 6.3 متر = 20 فوت و 8 اينچ سطح بالها: 666 فوت مربع = 61.87 متر مربع وزن خالي: 36100 پوند = 16375 كيلوگرم وزن بارگذاري شده: 55115 پوند = 25000 كيلوگرم حداكثر وزن قابل برخاست: 77162 پوند = 35000 كيلوگرم پيشرانه دو دستگاه موتور توربوفن AL-37FU ساخت ليولكا (Lyulka) در نمونهء آزمايشي داراي پسسوز مشتق شده از موتور D-30F6 مجهز به سيستم تغيير بردار رانش (در مدل تغيير يافتهء FPU)، مجهز به كنترل دیجيتال كشش خشك: 83.4 كيلونيوتن = 18700 پاوند فيت براي هر موتور كشش با پسسوز: 142.2 كيلونيوتن = 32000 پاوند فيت براي هر موتورتغيير بردار رانش: 20 + تا 20- در زاويهء 30 درجه در هر ثانيه قابليت ها حداكثر سرعت: 1.6 ماخ = 1600 كيلومتر بر ساعت = 1056 مايل بر ساعت حداكثر سرعت در سطح دريا = 1.34 ماخ = 1400 كيلومتر بر ساعت = 870 مايل بر ساعتبرد: 3300 كيلومتر سقف پرواز خدمتي: 18000 متر = 59050 فوت نرخ اوجگيري: 230 متر بر ثانيه = 45300 فوت در دقيقه ميزان بارگذاري بالها: 79.4 پوند بر فوت مربع = 360 كيلوگرم بر متر مربع جنگافزارها يك دستگاه مسلسل 30 م م از نوع GSh1 با 150 تير فشنگ 14 جايگاه سخت: 2 در نوك بالها، 6 تا 8 در زير بدنه، 4 تا 6 به صورت تطبيق با بدنه در زير بدنهء اصلي جهت: هوا به هوا: موشكهاي R-77 و R-73 هوا به زمين: X-29T، X-29L، X-59M، X-31P، X-31A، KAB-500 و KAB-1500 اگه میتونی دنبال من بیات گرومن، شبيه مينمايد. تنها نمونه هواپيماي سوخو 47 توليد شده، به عنوان اثباتگر تكنولوژيهاي پيشرفته انجام وظيفه مينمايد و ساخت دومين نمونه آزمايشي اين هواپيما نيز كنار گذاشته شده است.
طرح اوليه سوخو 47، ابتدا به نام S-37 شناخته ميشد و شركت سوخو، مدتي بعد و در سال 2002، هواپيما آزمايشگر تكنولوژيهاي پيشرفتهاش را به Su-47 نامگذاري مجدد نمود؛ ضمن اينكه با نام مستعار Berkut به معني عقاب طلايي نيز شناخته ميشود. سوخو 47 در اصل به عنوان بستري جهت انجام آزمايشات مهم روسها در زمينه مواد كامپوزيت و سيستمهاي پيچيده ديجيتال كنترل پرواز (FBW) ساخته شد. سوخو 47 با بهرهگيري از بالهاي رو به جلو، توانمندي انجام مانورهاي بسيار عالي را دارد و قادر است در زاويههاي حملهاي به اندازه 45 و بيشتر نيز اقدام به عمليات نمايد.
مؤسسه مطالعات هوايي تساگي (TsAGI) مدتها بود كه از مزيتهاي فراوان بالهاي رو به جلو اطلاع يافته بود. عمدهء اين دانش به واسطه به غنيمت گرفته شدن يك فروند بمبافكن جت يونكرس287 ساخت آلمان نازي بدست آمده بود.يونكرس287 از اوّلين هواپيماهاي جت و اوّلين هواپيما با بالهاي رو به جلو در جهان، ساخت آلمان نازي بالهاي رو به جلو، نسبت به اغلب طرح بالهاي سنتي، باعث كسب بيشترين ميزان نيروي كشش شده، لحظات خميدگي بالها را كم كرده و زمان وقوع واماندگي يا استال را به تأخير مياندازند.
در زاويههاي حملهء بالا، نوك بالها در وضعيت غير واماندگي باقي ميمانند و بدين جهت هواپيما قادر ميشود كنترل خود را با استفاده از سطوح متحرك حفظ نمايد. بدبختانه بالهاي رو به جلو، نيروي زيادي جهت از هم گسيختن (واگرايي) بالهايي كه از مواد معمولي ساخته شدهاند توليد ميكنند. به تازگي كه استفاده از مواد كامپوزيت در ساخت بدنه هواپيما رواج يافته است، امكان طراحي هواپيمايي با بالهاي رو به جلو را ميسر ميسازد.
همانند همتاي غربي خود، يعني جت ايكس-29 ساخت گرومن، سوخو 47 نيز يك طرح مفهومي اثباتگر تكنولوژي ميباشد و قرار است به عنوان بستري جهت پايهگذاري نسل آيندهء جنگندههاي روسي به كار گرفته شود. چنين هواپيمايي نه تنها بايد همانند اف22 پيشرفته باشد، بلكه بايد به عنوان بستري جهت استفاده از تكنولوژيهاي نوين در جنگندهاي چون ميگ 1.44 باشد. با تمام اين اوضاع، كمپاني سوخوي اكنون تلاش دارد تا سوخو 47 را به نيروي هوايي روسيه و ساير مشتريان خارجي به صورت جنگندهاي مطابق نيازشان، بفروشد.
طراحي سوخو 47 از نظر اندازهها، بسيار به طرح جنگندههاي بزرگ ساخت سوخو نظير سوخو 35 شباهت دارد. به منظور كاهش هزينههاي طراحي، قسمت جلويي بدنه، دم و ارابههاي فرود سوخو 47، از جنگندههاي خانوادهء سوخو 27 بدست آمده است. با اين حال، در طراحي هواپيما، به كاهش اثر ايجاد شده روي صفحهء رادار توجه شده است. براي رسيدن به اين هدف، از مواد جذب كنندهء اشعهء رادار، محفظهء دروني نصب جنگافزار و فضايي جداگانه ويژهء نصب يك رادار پيشرفته استفاده شده است.
با وجود آنكه طرح هواپيماي ايكس-29 آمريكايي، يك جنگندهء مفهومي و تحقيقاتي در دهه 1980 به شمار ميرفت، سوخو 47 با اندازهاي برابر دو برابر ايكس-29، در قياس با رقيب آمريكايي خود، بسيار به يك جنگندهء رزمي و عملياتي شباهت نزديك پيدا ميكند.
به منظور رفع مشكل پيچش حول محور افقي در بالهاي رو به جلو (wing-twisting)، در ساخت بالهاي سوخو 47، به طور گسترده و با دقت فراوان از مواد كامپوزيت استفاده شده است تا به هنگام انجام مانورهاي سنگين يا پرواز در زاويههاي بالا، ساختمان بال به هنگام پيچش، مقاومت كافي از خود نشان دهد و الگوي آيروديناميكي را خود حفظ نمايد. با توجه به مساحت زياد بالها در سوخو 47، در اين هواپيما ميتوان سيستم تا شدن براي بالها تعبيه نمود تا هواپيما درون آشيانههاي نيروي هوايي روسيه قابل جايگيري باشد.
همانند نمونه پيشين يعني سوخو 37، سوخو 47 به دليل بهرهمندي از يك جفت كانارد، در طبقهبندي هواپيماهاي سه باله (triplane) قرار ميگيرد. موضوع جالبتر اينكه در قسمت دوم سوخو 47، دو زائده تيركمانند غيرهماندازه تعبيه شده است كه در يكي رادار عقبنگر و در ديگري چتر ترمز تعبيه ميشود.مانورپذيري سوخو 47 به طور گسترده و چشمگيري در انجام مانور در سرعتهاي زيرصوت بسيار توانمند است؛ سوخو 47، ضمن حفظ توانايي مانورپذيري خود در سرعتهاي زيرصوت، به راحتي و با سرعتي باورنكردني، قادر است زاويه حمله و مسير پروازي خود را تغيير دهد.
اين هواپيما داراي حداكثر سرعتي برابر 1.6 ماخ در ارتفاع بالا و حد تحمل فشار گرانشي در حدود 9 برابر ميباشد. ميزان تندي گردش هواپيما، بيشينه و كمينه سرعت جهت رهاسازي جنگافزارها، از ويژگيهاي حياتي و بسيار مهمي جهت كسب برتري در رزم قلمداد ميشوند.
سوخو 47 ضمن دارا بودن شاخصهاي بسيار قوي مانورپذيري، قادر است به راحتي استواري پروازي خود را حفظ نمايد و در زاويهء حملهء بالا، كنترلپذير باشد. ميزان تندي گردش به هنگام نبردهاي نزديك هوايي و همچنين نبردهاي متوسط و دور، شاخص بسيار مهمي به شمار ميآيد، زيرا امكان دارد حين انجام يك ماموريت رزمي، هواپيما ناچار شود با اهداف متعدد و پراكنده شده در قسمتهاي مختلف آسمان درگير شود. ميزان تندي بالاي گردش در سوخو 47، به خلبان اين امكان را ميدهد تا هواپيمايش را به سرعت به سمت هدف بعدي بچرخاند تا فرصت شليك اول را حفظ نمايد.
مقايسهء هواپيمايي مجهز به بالهاي رو به جلو، با هواپيمايي داراي بالهاي رو به عقب در همان اندازه، برتريهاي به شرح زير براي مدل رو به جلو را آشكار ميسازد:
* نسبت بيشتر عدد برا به پسا
* ظرفيت و توانمندي بالاتر به هنگام انجام مانور در نبردهاي داگ فايت (نزديك)
* برد پروازي بيشتر در سرعتهاي زير صوت
* بهبود شاخص واماندگي (Stall) و ضدچرخش به دور خود (anti-spin)
* بقاپذيري بيشتر در زاويهء حملهء بالا
* امكان پرواز در سرعتهاي كمتر از كمينهء موجود براي مدل بال به عقب
* فاصلهء كمتر جهت برخاست و فرود
از نماي كنار، بدنهء سوخو 47 تخممرغي شكل است و با استفاده از آلياژهاي آلومينيم و تيتانيوم ساخته شده است؛ ضمن اينكه 13 درصد از وزن بدنه با استفاده از مواد كامپوزيتي شكل گرفته است. پوشش روي دماغه در قسمت جلو، تا حدي مسطح است و داراي يك لبهء افقي ميباشد تا شاخص ضدچرخشي هواپيما بهبود پيدا كند.
بالهاي وسط بدنه نصب شده و رو به جلو، نماي غيرمتعارف و ناآشناي سوخو 47 را تشكيل ميدهند. قسمت قابل توجهي از نيروي برا، به واسطهء بالهاي رو به جلو و در قسمت مياني بالها فراهم ميگردد. اين نيروي كشش هيچگاه به واسطهء واماندگي نقاط نوك بالها از دست نميرود. شهپرها (سطوح كنترلي بالها)، همچنان در زوايههاي حملهء بالا موثر باقي ميمانند و كنترل پذيري هواپيما را به هنگام عبور جريان هوا از قسمتهاي متحرك روي بالها حفظ مينمايند.
بيش از 90 درصد سازه پوششي روي بالها را مواد كامپوزيتي تشكيل ميدهند. بالهاي رو به جلو، بيشترين مقدار سطح ظاهري يا Aspect Ratio را فراهم ميآورند كه اين امر، باعث افزايش مداومت پروازي هواپيما ميگردد. زائدههاي متحرك كنترلي جلوي بالها (LEX) به نرمي با سطح بالها همسان ميشوند. اين زائدهها (LEX) با سطوح فلپها، شهپرها و لبههاي متحرك انتهاي هواپيما هماهنگ ساخته شدهاند. تمامي سطوح متحرك و كاناردهاي مثلثي شكل به زائدههاي توسعهيافته (LEX) متصل هستند. قسمت داخلي چنين بالي ميبايست از مواد بسيار قوي ساخته شود تا در برابر نيروهاي پيچشي كه سعي در چرخاندن و شكستن بالها را دارند، به ويژه در سرعتهاي بالا، مقاومت نمايد. ناگزيري نيروهاي پيچشي، باعث شده است تا به منظور افزايش استحكام بال، در ساخت آن، به ميزان قابل توجهي از مواد كامپوزيتي استفاده گردد.
به همين دليل، حداكثر سرعت قابل دستيابي به 1.6 ماخ محدود ميشود، به همين دليل مهندسين سعي دارند با انجام تغييراتي، از اين سقف سرعت فراتر روند، اما تاكنون سقف سرعت جديد مشخص نشده است.
اگرچه استفاده از سيستم تغيير بردار رانش يا خروجيهاي متحرك اگزوز هواپيما، موضوعي جديد و انقلابي محسوب نميشود، اما قدرت تغيير بردار رانش به ميزان 20 + تا 20 – در زاويهء حملهء 30 درجه بر ثانيه، به هنگام چرخش حول محور عمودي يا عرضي و گردش به اطراف، به ميزان بسيار زيادي، چالاكي حاصل از بالهاي رو به جلو را افزايش ميدهد.
طراحي کاکپیت ، به طور عمده حول ايجاد حداكثر آسايش و راحتي خلبان قرار گرفته است، ضمن اينكه چيدمان كابين به نحوي است كه خلبان قادر باشد به هنگام انجام مانورهاي سنگين و وارد آمدن فشار گرانشي سنگين، بتواند هواپيما را كنترل نمايد. سوخو 47 به يك مجموعه صندلي پرتاب شوندهء جديد و «سيستم پشتيباني زندگي» (life support system) مجهز شده است.
شكل هندسي متغير صندلي پرتاب شوند، اين امكان را ميدهد تا در زاويهاي به ميزان 60 درجه، ميزان فشار گرانشي ناشي از جاذبهء زمين، كاهش يابد و فشار كمتري به خلبان وارد آيد.شكل صندلي خلبان، امكان درگير شدن در داگ فايت و انجام مانورهاي فرار از موشكها را حتا به هنگام وارد آمدن فشارهاي گرانشي سنگين به راحتي فراهم ميسازد.
در سوخوي47، اهرم هدايت اصلي هواپيما در قسمت كنار تعبيه شده و داراي حساسيت بالا ميباشد؛ ضمن اينكه بر اساس استاندارد متريك تنظيم گشته است. استفاده از صندلي متمايل به عقب، براي اوّلين بار در جنگنده اف-16 به كار گرفته شد، اما به دليل دارا بودن فايدههاي اندك، در هيچ هواپيماي آمريكايي ديگري مورد استفاده قرار نگرفت.
در اوايل سال 2003، شرکت «سوخوي»، برندهء مناقصهء ساخت جنگندهء شكاري نسل پنجم شد. زمان اولين پرواز سال 2006 ميباشد. اما هواپيماي «سوخو 47» يا به عبارت ديگر «برکوت»، که الگوي جنگندههاي شكاري جديد محسوب ميشد و داراي بالهاي با جهت مخالف بود (متمايل به جلو) هواپيماي نسل پنجم نيست.
در دفتر طراحي و تجربي «سوخو »، مهندسين معتقدند که اين هواپيما بيشتر يک آزمايشگاه پرنده است که بر مبناي آن، تكنولوژيها و مواد جديد مورد آزمايش قرار ميگيرند. ولي نهايتن جنگنده نسل پنجم چه شکلي خواهد بود؟ ظاهر آن هنوز در حال شکلگيري است (طبق اطلاعات موجود در دفتر طراحي – تجربي «سوخو »، 5 نمونه وجود دارد که در حال گذارندن مراحل آزمايشي خود از لحاظ قابليت آئروديناميکي ميباشند).
مشکل اينجاست که طراحان و نظاميان، هنوز بر سر نوع جنگندهء جديد بحث مي کنند كه اين هواپيما چه مشخصههايي بايد داشته باشد؟ آيا بايد شبيه هواپيماي نامرئي اما در عين حال داراي قابليت مانور کم همانند F-117 بوده که قادر باشد به مقصد برسد و پس از شليک تمام موشکها و بمبهاي خود، به پايگاه برگردد؟ آيا بايد يک جنگندهء نامرئي همانند F-22 باشد که نه تنها قادر به بمباران دقيق بوده بلکه بتواند در جنگهاي نزديک و رودرو نيز فعاليت کند؟
از سوي ديگر، طراحان ميگويند که در مرحلهء اول بايد مشکلات موجود به ويژه در زمينهء فني را حل نمود. براي مثال ميدان حرارتي هواپيما را بايد کاهش داد. بايد بر روي دريچههاي هوايي و موتور سرپوشهاي نصب شود که در صورت شناسايي هواپيما از طريق رادارهاي دشمن و يا اگر به سمت آن موشکي با كلاهك حساس به حرارت شليک شود، اين سرپوشها بسته شود. يا اين مشکل را بايد از طريق پراکندن هوا حل نمود.
ويژگي هاي «سوخوي47 بركوت»
ويژگيهاي عمومي
كشور سازنده: روسيه
كمپاني:سوخوي
خدمه: يك نفر
طول: 22.6 متر = 74 فوت و 2 اينچ
گستردگي: 15.16 متر = 49 فوت و 9 اينچ تا 54 فوت و 9 اينچ
ارتفاع: 6.3 متر = 20 فوت و 8 اينچ
سطح بالها: 666 فوت مربع = 61.87 متر مربع
وزن خالي: 36100 پوند = 16375 كيلوگرم
وزن بارگذاري شده: 55115 پوند = 25000 كيلوگرم
حداكثر وزن قابل برخاست: 77162 پوند = 35000 كيلوگرم
پيشرانه
دو دستگاه موتور توربوفن AL-37FU ساخت ليولكا (Lyulka) در نمونهء آزمايشي داراي پسسوز مشتق شده از موتور D-30F6 مجهز به سيستم تغيير بردار رانش (در مدل تغيير يافتهء FPU)، مجهز به كنترل دیجيتال
كشش خشك: 83.4 كيلونيوتن = 18700 پاوند فيت براي هر موتور
كشش با پسسوز: 142.2 كيلونيوتن = 32000 پاوند فيت براي هر موتورتغيير بردار رانش: 20 + تا 20- در زاويهء 30 درجه در هر ثانيه
قابليت ها
حداكثر سرعت: 1.6 ماخ = 1600 كيلومتر بر ساعت = 1056 مايل بر ساعت
حداكثر سرعت در سطح دريا = 1.34 ماخ = 1400 كيلومتر بر ساعت = 870 مايل بر ساعتبرد: 3300 كيلومتر
سقف پرواز خدمتي: 18000 متر = 59050 فوت
نرخ اوجگيري: 230 متر بر ثانيه = 45300 فوت در دقيقه
ميزان بارگذاري بالها: 79.4 پوند بر فوت مربع = 360 كيلوگرم بر متر مربع
جنگافزارها
يك دستگاه مسلسل 30 م م از نوع GSh1 با 150 تير فشنگ
14 جايگاه سخت: 2 در نوك بالها، 6 تا 8 در زير بدنه، 4 تا 6 به صورت تطبيق با بدنه در زير بدنهء اصلي جهت:
هوا به هوا: موشكهاي R-77 و R-73
هوا به زمين: X-29T، X-29L، X-59M، X-31P، X-31A، KAB-500 و KAB-1500
iman.1368 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-30-2016   #5
iman.1368
عضو تازه وارد
 
iman.1368 آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Nov 2016
محل سکونت: استان فارس شهرستان گراش
نوشته ها: 46
پیش فرض

میگ-31 نوع ارتقا یافته و جایگزین میگ-25 میباشد که در زمان خود بی رقیب بود و اکنون جای خود را به پسرش داده است. بی شک میگ-31 پرقدرتمندترین رهگیر روسیه و در کل جهان میباشد که توانایی رهگیری همزمان چندین جنگنده مهاجم را دارا میباشد و نیز اولین جنگنده عملیاتی شوروی با توانایی نگاه به پایین و شلیک به پایین میباشد. این جنگنده از راداری بسیار قوی با نام Zaslon بهره میبرد که به فاکس هوند این امکان را میدهد تا همزمان به 4 (در مدلهای اولیه) هدف حمله کند و نیز دیگر جنگنده های دشمن را تحت کنترل داشته باشد! طبق نظر بعضی کارشناسان این رادار قویترین و بهترین رادار جهان میباشد که حتی میتواند استیلت را هم شناسایی کند!


از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با آنها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند آن دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد. در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود. MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود. و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند همزمان 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از آنها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند. در ادامه با مشخصات MiG-31A آشنا میشوید :

MiG-31A

کشور سازنده : شوروی سابق
هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15
تعداد سرنشین : 2 نفر
ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی
طول : 21.5 متر
طول بال : 14 متر
ارتفاع : 6.6 متر
حداکثر سرعت : 3 ماخ
وزن خالی : 22 تن
وزن استاندارد : 37 تن
حداکثر وزن : 47 تن
نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن
حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی
حداکثر برد : 3300 کیلومتر
شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر
ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر
ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟
مدت زمان برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه
قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد
حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر)
نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73

MiG-31BM

این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی است و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم.
نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی استیلت ، همزمان 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از آنها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد.
توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM
آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی است.
نوع تسلیحات :
یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23
موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77
موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58
قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار

توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 :
R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h
R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h
R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
iman.1368 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-30-2016   #6
iman.1368
عضو تازه وارد
 
iman.1368 آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Nov 2016
محل سکونت: استان فارس شهرستان گراش
نوشته ها: 46
پیش فرض



هواپيماي بي 1بي، از خانواده بمب افکن هاي سنگين وزن آمريکايي است که به عنوان جايگزيني براي هواپيماي بي 52 توليد شد. مدتها تفکر بر اين بود که بايد جانشيني شايسته که بتواند به خوبي از عهده وظيفه بمب افکن قديمي و پا به سن گذاشته بي 52 بر آيد، طراحي و توليد شود.
چرا که هواپيماي بوئينگ 52، بمب افکني بسيار قديمي و متعلق به دهه پنجاه بود که جواب گوي نيازهاي نيروي هوايي را نمي داد و همه روزه چند عدد از آنها به جمع هواپيماهاي از رده خارج شده با بازنشسته به موزه هاي هوايي سپرده ميشدند. به خصوص با اعلام طرحي جديد براي بمب افکني مدرن ملقب به[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ] توسط شوروي سابق، ديگر براي نيروي هوايي آمريکا بمب افکن هاي پير بي 52 حرفي براي گفتن نداشتند. در اين جا بود که با ارئه طرح هواپيماي فوق مدرنb1-a، کارخانه راک ول اينترنشنال وظيفه توليد آن را بر عهده گرفت، اما پس ازچندي، متخصصان متوجه آسيب پذيري بسيار بالاي اين بمب افکن در مقابل رادار شدند و درنتيجه تصميم بر آن گرفته شد که گونه اي جديدتر با امکانات بيشتر و ويژگي رادارگريزي بيشتر عرضه شود.
نهايتاً موجب طراحي و توليد هواپيمايb1-b شد. هواپيمايb1-bيک بمب افکن دوربرد و ميان قاره اي است که قابليت شليک انواع موشک هاي هوا به سطح asm مانند کروزو بازه گوناگوني از بمب هاي همه منظوره و يا هدايت شونده و بمب هاي هسته اي را نيز دارا است. اين بمب افکن بسيار پيشرفته، مي تواند بدون سوخت گيري مجدد، از يک قاره به قاره اي ديگر سفر کند، ماموريت خود را انجام داده و سپس مراجعت کند. يکي ازويژگي هاي چشم گير اين بمب افکن، بالهاي متغير آن است که از تکنولوژي جمع شوندگي براي سرعت هاي بالا استفاده مي کند.
در اين فناوري، با عقب رفتن بال ها در سرعت هاي بالا، فشاروارده بر آنها کم شده در نتيجه از ميزان پساي اضافي که بالها در سرعت هاي بالاتوليد مي کنند کاسته مي شود. مزيت ديگر بال متغير اين است که براي برخاست، مي تواندبالهاي خود را به ميزان حداکثر باز کرد تا با سرعت کمتري توانايي تيک آف وجود داشته باشد. هواپيمايb1-b از چهار موتور توربوفنf-101 Geبا سيستم پس سوز استفاده مي کند که توانايي کشش هر يک حدود 13500کيلوگرم است. به دليل داشتن چنين موتورهاي قدرتمندي است که اين هواپيما را مي توان جز هواپيماهاي مافوق صوت به حساب آورد، چرا که اين بمب افکن مي تواند با سرعت حداکثر 1.2 ماخ در سطح دريا پرواز کند که از اين لحاظ نيز برتري قابل توجهي نسبت به هواپيماي b-52دارد. اين هواپيما طولي قريب به 44 متر داشته وعرض آن با بالهاي کاملا باز حدود 40 متر بوده و با بالهاي بسته به حدود 23 متر ميرسد. حداکثر وزن برخاست اين هواپيما بالغ بر 200 تن است که رقم جالبي است.










اولين مدل اين هواپيما در سال 1985 تحويل شد و بعد از آن ازسال 1986 به خدمت نيروي هوايي آمريکا در آمد و تا به امروز در سمت خود باقي است، هرچند که به تدريج ظهور بمب افکن هايي چونb-2عرصه را بر وي تنگ کرده اند. اين هواپيما براي پرواز به چهار خدمه شامل خلبان اصلي، افسر تهاجم،افسر دفاع نظامي و فرمانده هواپيما نياز دارد.همچنين سقف پروازي اين هواپيما، (يعني حداکثر ارتفاعي که هواپيما قابليت پرواز را دارد) حدود 9100 متر يا 3000 فوت است. قيمت اين هواپيما بيش از 200 ميليون دلار است که رقم واقعاً سر سام آوري براي دارنده آن است و هزينه نگهداري آن نيز نسبتاً چيزي از قيمت آن کم ندارد. البته برنامه هايي براي بهينه سازي و بهبود بخشي از امکانات و توانايي هاي اين بمب افکن قدرتمند و مخوف در دست تکميل است که تا چند ماه آينده کامل شده و باز شاهد هواپيماي بمب افکن پيشرفته تر و توانمندتري از پيش باشيم.




مشخصات:

نوع کاربري: بمب افکن سنگين

کارخانه سازنده:راک ول اينترنشنال

تعداد خدمه: 4 نفر شامل 1نفر خلبان اصلي و 1 افسر تهاجم و يک نفر افسر دفاع نظامي و فرمانده هواپيما

اخرين قيمت: 283 ميليون دلار

نيروي محرکه: 4 عدد موتور توربوفن مدل F-101-ge-102 جنرال الکتريک با پس سوز و 30000پوند تراست در هر کدام با پس سوز

طول: 44.5 متر

عرض: در حالت باز 41.8 متر و در حالت بسته 24.1 متر

ارتفاع: 10.4 متر

وزن خالي:86180 کيلو گرم

حداکثر وزن:216630 کيلو گرم

حداکثر سرعت:1448 کيلومتر بر ساعت يا 1.34 ماخ

حداکثر ارتفاع پروازي: بيشتر از 30000 فوت

حداکثر برد: اين بمب افکن داراي قابليت سوخت گيري هوايي است و قابليت قاره پيمايي دارد

توضيحات: بمب افکن بي-1 اي براي اولين بار در تاريخ 23 دسامبر سال 1974 پرواز کرد و نمونه اوليه مدل بي-1بي در تاريخ 18 اکتبر سال 1984 پرواز کرد
iman.1368 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-30-2016   #7
iman.1368
عضو تازه وارد
 
iman.1368 آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Nov 2016
محل سکونت: استان فارس شهرستان گراش
نوشته ها: 46
پیش فرض




هواپیمای 737 AEW&C یک نمونه دو موتوره و دارای نقش هشدار زودهنگام و کنترل هوایی (AEW&C) ساخت کمپانی Boeing ایالات متحده میباشد. این هواپیما بسیار سبکتر از B707 و نمونه هشدار زودهنگام E-3 Sentry میباشد و همچنین از یک عدد آنتن ثابت به جای نمونه های چرخنده و متحرک بهره میبرد.

این هواپیما در ابتدا تحت پروژه Wedgetail و جهت خدمت در نیروی هوایی سلطنتی استرالیا (RAAF) طراحی گردید. پس از معرفی رسمی هواپیمای B737 AEW&C , نیروی هوایی ترکیه این هواپیما را تحت پروژه Peace Eagle برگزید و پس از آن نیز نوبت کره جنوبی بود تا این هواپیمای توانا را تحت پروژه Peace Eye جهت خدمت در ناوگان هوایی خود برگزیند. کشورهای ایتالیا و امارات متحده عربی نیز از جمله مشتریان و متقاضیان خرید این هواپیما میباشند.

طراحی و توسعه:
این هواپیما پس از درخواست استرالیا مبنی بر طراحی AWACS جدید و بر اساس نمونه B737-700IGW از خانواده B737 ها توسعه یافت و از لحاظ ظاهری تقریبا" مشابه نمونه مسافربری B737-700ER میباشد. این هواپیما به یک عدد رادار آرابه فازی و چند منظوره (MESA و یا همان Multi-role Electronically Scanned Array) ساخت واحد سامانه های الکترونیکی کمپانی Northrop Grumman بهره میبرد. این رادار بر روی بخش فوقانی بدنه و نزدیک به سازه دم نصب گردیده است و به همبن دلیل گاهی به آن لقب Top Hat (کلاه بالا) را میدهند. این آنتن به گونه ای طراحی و نصب گردیده است که کمترین میزان تاثیر مخرب بر آیرودینامیک و عملکرد پرواز را به دنبال داشته باشد. این رادار پیشرفته قادر است بطور هم زمان به جستجوی هوایی, دریایی و کنترل هواپیماهای حاضر در منطقه بپردازد.

از جمله سایر تغییرات مهم میتوان به نصب بالچه های تعادلی جهت حفظ پایداری رادار و همچنین تجهیزات اقدامات متقابل الکترونیکی بر روی دماغه, انتهای بال ها و سکان عمودی هواپیما اشاره نمود. در داخل کابین این هواپیما مجموعا" 8 جایگاه کنترل و استقرار اوپراتور به همراه 4 جایگاه خالی (افراد متفرقه) وجود دارد. نمونه های مورد استفاده توسط نیروی هوایی استرالیا بطور سفارشی دارای 10 جایگاه اوپراتور و 2 جایگاه خالی میباشند. رادار MESA ساخت Northrop Grumman در غالب پروژه MP-RTIP (مخفف Multi-Platform Radar Technology Insertion Program) توسعه یافته است و در ابتدا بنا بود بر روی هواپیمای E-10 MC2A نیروی هوایی ایالات متحده نصب گردد.


تاریخچه عملیات:

در سال 1997 میلادی, واحد سامانه های دفاعی یکپارچه کمپانی Boeing از جانب نیروی هوایی استرالیا به عنوان پیمانکار ساخت و تحویل 4 فروند هواپیما AEW&C (بر اساس خانواده B737 و یا همان Boeing Business Jet 1) با امتیاز سفارش 3 فروند دیگر, انتخاب گردید. پس از مدتی 2 فروند دیگر از مجموع امتیاز 3 فروند, بر تعداد سفارشات افزوده گردید. تحویل اولین هواپماها در سال 2006 میلادی آغاز گردید. 2 فروند هواپیمای Wedgetail اولیه, در کارخانه مرکزی Boeing واقع در شهر سیاتل ایالت واشنگتن مونتاژ و آزمایش گردیدند و 4 فروند باقی مانده در شعبه استرالیایی کمپانی Boeing و در خاک این کشور مونتاژ گردیدند.

جهت تولید هواپیماهای استرالیایی, کمپانی Boeing و Northrop آمریکا به همراه کمپانی های Boeing و BAE Systems استرالیا, اقدام به تشکیل تیم همکاری و تقسیم وظایف در خاک این کشور نمودند. Boeing استرالیا وظبفه آموزش خدمه, تعمیر و نگهداری و همچنین پشتیبانی فنی را بر عهده گرفت. در ادامه این روند کمپانی BAE Systems مسئولیت تامین سامانه های حفاظت در برابر تسلیحات جنگ الکترونیک (EWSP و یا همان Electronic Warfare Self Protection), سامانه پشتیبانی از اقدامات الکترونیکی (ESM و یا همان Electronic Support Measures) و سامانه های پشتیبانی زمینی را بر عهده گرفت. در تاریخ June 29 سال 2006 میلادی, آقای Brendan Nelson وزیر دفاع استرالیا اعلام نمود: بر اساس آخرین اطلاعات کمپانی Boeing , پروژه Wedgetail کمی از برنامه زمانبندی خود عقب میباشد. با توجه به انتشار عمومی سخنان Nelson در مطبوعات, مشخص گردید این برنامه از ابتدا بر اساس جدول زمانبندی پیش نرفته است.
کمپانی Boeing اعلام نمود به دلیل بروز مشکلات فنی در یکپارچه سازی فرستنده ها, رادار و سایر سامانه های الکترونیکی, این پروژه با 18 ماه تاخیر و در اوایل سال 2009 میلادی آماده تحویل میگردد. علاوه بر مسائل فوق, کمپانی Boeing در سال 2006 میلادی بابت بروز این تاخیر مبلغ 770 میلیون دلار جریمه به کشور استرالیا پرداخت نمود. با اینحال در تاریخ June 20 سال 2008 میلادی, Boeing اعلام نمود بخش اعظم تاخیر در برنامه استرالیا عمدتا" حاکی از مشکلات ادغام رادار و سامانه پشتیبانی از اقدامات الکترونیکی (ESM) بوده است. نهایتا" در تاریخ November 26 سال 2009 میلادی, Boeing نخستین محموله 2 فروندی از هواپیماهای B 737 AEW&C را به نیروی هوایی سلطنتی استرالیا تحویل داد.
در ابتدای امر, مدیریت و انجام عملیات بر روی این 2 فروند بطور کامل در اختیار Boeing قرار داشت اما در تاریخ May 5 سال 2010 میلادی, این 2 هواپیما بطور رسمی وارد ناوگان نیروی هوایی سلطنتی استرالیا (RAAF) گردیدند. در اواخر سال 2010 کمپانی Boeing مجموع 3 فروند B 737 AEW&C باقی مانده را بطور کامل در اختیار RAAF قرار داد. کلیه هواپیماهای استرالیایی به اسکادران شماره 2 نیروی هوایی و واقع در 2 پایگاه Williamtown و Tindal منتقل گردیدند. در تاریخ March 16 سال 2009 میلادی, کمپانی Boeing قابلیت کنترل 3 فروند هواپیمای بدون سرنشین, مخرب و ارزان قیمت ScanEagle توسط B 737 AEW&C را بر روی Wedgetail های استرالیایی افزود.

ترکیه:

نیروی هوایی ترکیه مجموعا" 4 فروند هواپیمای B 737 AEW&C را در غالب پروژه Peace Eagle (عقاب صلح) به همراه تجهیزات پشتیبانی زمینی و امتیاز خرید 2 فروند دیگر به کمپانی Boeing سفارش داد. صنایع هوافضای ترکیه (Turkish Aerospace Industries و یا همان TAI) پیمانکار فرعی ساخت قطعات, اعمال تغییرات, مونتاژ و انجام آزمایشات نهایی بر روی پروژه Peace Eagle میباشد. یکی دیگر از پیمانکاران فرعی ترکیه در پروژه "عقاب صلح" کمپانی Havelsan واقع در شهر قونیه میباشد. این کمپانی وظیفه تجزیه و تحلیل سامانه های الکترونیکی و پشتیبانی نرم افزاری در تجهیزات زمینی را بر عهده دارد. Havelsan تنها کمپانی خارجی و تحت لیسانس دولت ایالات متحده میباشد که اجازه دسترسی به کدهای الکترونیکی و حیاتی را دارا است!
(عقاب صلح 1) کلیه مراحل تغییرات و آزمایشات خود را در مجتمع سامانه های دفاعی یکپارچه کمپانی Boeing واقع در شهر سیاتل ایالت واشنگتن به اتمام رساند. در ادامه این روند (عقاب صلح) 2 و 3 و 4 کلیه تغییرات و آزمایشات خود را در تاسیسات TAI واقع در شهر آنکارا پایتخت ترکیه, و با مشارکت Boeing و چند کمپانی ترکیه ای دیگر به انجام رساندند. برنامه ریزی های انجام شده در سال 2006 بر روی پروژه (عقاب صلح) حاکی از تحویل 4 فروند در سال 2008 بود. بر اساس این برنامه ریزی, در اواسط سال 2007 میلادی, مراحل یکپارچه سازی سیستم ها و اخد گواهینامه صلاحیت پرواز آغاز گردید. در ماه September سال 2007 کمپانی Boeing کلیه آزمایشات زمینی و پروازی اولین فروند از هواپپیماهای B 737 AEW&C ترکیه را به اتمام رساند.
صنایع هوافضای ترکیه (TAI) مراحل بروزرسانی و تغییرات دومین هواپیمای B 737 AEW&C (عقاب صلح 2) را در تاریخ June 4 سال 2008 میلادی در تاسیسات خود به اتمام رساند. مراحل نهایی آزمایشات پروازی و بررسی عملکرد سامانه های ماموریتی نیز در سه ماهه سوم سال 2008 به اتمام رسید.
کره جنوبی:
در تاریخ November 7 سال 2006 میلادی, کمپانی Boeing موفق به اخذ قرارداری به ارزش 1.6 میلیارد دلار جهت تحویل 4 فروند B 737 AEW&C در سال 2012 به کشور کره جنوبی گردید. در آن سال کمپانی اسرائیلی IAI Elta نیز با هواپیمای هشدار زودهنگام خود, بر پایه GulfStream G550 در مناقصه کره جنوبی شرکت نمود اما نتیجه این رقابت در ماه August سال 2006 به نفع رغیب آمریکایی تمام شد! اولین فروند از مجموع 4 فروند هواپیمای Peace Eye (چشم صلح) در ماه August سال 2011 به پایگاه هوایی Gimhae واقع در شهر ساحلی و بسیار زیبای Busan تحویل داده شد و مجموع 3 هواپیمای باقی مانده, بر اساس جدول زمانبندی در هر 6 ماه و تا پایان سال 2012 بطور کامل تحویل میگردند.

سایر مشتریان (در انتظار تائید):

در سال 2004 میلادی, ایتالیا جهت خرید 14 فروند هواپیمای P-8 MMA و Wedgetail با پشتیبانی زمینی شرکت هواپیمایی Alitalia تمایل نشان داد. همچنین امارات متحده عربی نیز یکی از مشتریان بالقوه B 737 AEW&C میباشد.

مشخصات:
خدمه: 6 الی 10 نفر
ظرفیت بارگیری: 19.830 کیلوگرم
طول: 33.6 متر
دهانه بال: 35.8 متر
ارتفاع: 12.5 متر
مساحت بال: 91 متر مربع
نوع Airfoil (شکل ساختاری بال): B737D
وزن خالص: 46.606 کیلوگرم
حداکثر وزن در هنگام برخاست: 77.564 کیلوگرم
موتورها: 2 عدد CFM56-7B27A ساخت CFM International با تکنولوژی Turbofan
کارایی:
سرعت پیمایش افقی: 853 کیلومتر در ساعت
برد: 6482 کیلومتر
سقف پرواز: 12.500 متر
iman.1368 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-30-2016   #8
iman.1368
عضو تازه وارد
 
iman.1368 آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Nov 2016
محل سکونت: استان فارس شهرستان گراش
نوشته ها: 46
پیش فرض

در بسیاری از موارد، یورو فایتر با کد EF-2000، یکی از پیشرفته ترین جنگنده هایی به شمار می آید که تا کنون سینه آسمان را شکافته است. این هواپیما، به منظور ایجاد استقلال هوایی از هواپیماهای آمریکایی توسط اروپاییان طراحی شده و هواپیمایی بسیار چابک در سطح هواپیمای اف-16 فالکون و حتی بیشتر است. کارائی بسیار بالا و توانایی مانور عالی به دلیل اندازه متوسطش، نشان از هنر طراحان آن دارد.

این هواپیما به گونه ای طراحی شده که می تواند نبرد های بسیار دور یا ماورای دید بصری انسان و در عین حال، ماموریت های داگ فایت یا نبرد نزدیک را نیز به شایستگی انجام دهد. علاوه بر توانایی های فراوان در ماموریت های هوا به هوا با جنگنده های دیگر، این جنگنده چالاک می تواند به راحتی از پس اهداف زمینی نیز بر آید. اولین پرواز این هواپیما، در مارس 1994، یعنی حدود ده سال پیش انجام گرفته و در سال 2001 نیز وارد خدمت گردید که از این جهت، می توان آن را در مقایسه با جنگنده های دیگر عضوی جوان و البته بسیار جدید از خانواده جنگنده های اروپایی محسوب کرد.
این هواپیما، از سیستم بسیار پیچیده کامپیوتری پرواز با سیم بهره می برد، یعنی کنترل ها به صورت مکانیکی توسط نیروی دست خلبان صورت نمی گیرد بلکه فرامین به کامپیوتر منتقل شده و پس از پردازش نهایی، این دستورات به جک های هیدرولیکی سطوح کنترلی منتقل شده و تغییر جهت لازم صورت می پذیرد. این هواپیمای تک یا دو نفره، از دو موتور توربوفن نسبتاً کوچک با کد EJ200 برای پیشرانش خود استفاده می کند که قابلیت هایی چون نسبت قدرت به وزن بالا، مورد اعتماد بودن در تمام شرایط و طراحی مجتمع برای یوروفایتر تایفون فراهم می کنند. این هواپیما همچنین قادر است با حداکثر سرعتی معادل 2 ماخ پرواز کرده و از امکاناتی چون سوخت گیری هوا به هوا نیز بهره مند گردد. چون این هواپیما، جنگنده ای نسبتاً سبک و در عین حال نیرومند می باشد، برای برخاست تنها به 700 متر باند پروازی احتیاج دارد.
[نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]
قابل توجه است که این هواپیما نیز مانند اکثر جنگنده های اروپایی از بالهای دلتا یا مثلثی شکل بهره می برد و به این جهت که در انتهای آن سکان افقی یا دم هواپیما وجود ندارد، این سکان به قسمت جلو منتقل شده و اصطلاحاً «کانارد» نامیده می شود. البته سیستم کانارد و بالهای دلتا شکل مزیت هایی چون دیر استال یا وامانده شدن را دارند اما به دلیل نقایص و عیب های دیگری که دارند، هواپیماهای آمریکایی از این نوع طراحی استفاده نمی کنند. در این هواپیما جمعاً 13 مقر سلاح یا پایلون در نظر گرفته شده که 5 عدد آنها زیر بدنه و 8 عدد در زیر بال ها قرار گرفته اند. این هواپیما، می تواند در این مقرها از موشک های کوتاه برد هوا به هوا نظیر AIM-9 سایدوایندر و یا موشک های میان برد نظیر AIM-120 آمرام برای نبرد های هوایی و از بمب ها و موشک های ضد زره هدایت لیزری بهره جوید.
گفتنی است که این هواپیما به صورت مشترک میان چند کشور اروپایی و برای برطرف کردن نیاز آنان به جنگنده ای با توانایی هایی در حد و حدود جنگنده اف-16 آمریکایی طراحی گشته و ساخته شده است.نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا، به منظور جایگزین سازی این هواپیما با هواپبماهای قدیمی تورنادو اف-3 و جاگوار تعداد 232 فروند از این هواپیما را سفارش داده که تحویل این هواپیما ها از سال 2002 آغاز شده و تا سال 2014 ادامه خواهد یافت. در کل، خلبانان این هواپیما، پرواز با این جنگنده را نشاط آور توصیف کرده و پرواز با آن را به هر خلبان نظامی توصیه می کنند.
iman.1368 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(View-All تعداد کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 1
iman.1368
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 16:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.11
.Copyright ©2000 - 2022, Jelsoft Enterprises Ltd

Free Persian Language By Persian Forum Ver 3.0
« ثبت شده در پایگاه ساماندهی وزارت ارشاد »
مسئولیت متون درج شده در این پایگاه اینترنتی، بر عهده ی نویسنده ی آن می باشد.

Masterarbeit schreiben Hilfe