تالار گفتمان نبض فردا  

بازگشت   تالار گفتمان نبض فردا > فرهنگ، هنر و اندیشه > دلشدگــان

اطلاع رسانی

ارسال موضوع جدید  پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 04-04-2014   #1
organoon
مدیر ارشد
 
organoon آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 3,522

صندوق مدال ها

Exclamation زخمه های دلشده ای از جنس بلور



زخمه های دلشده ای از جنس بلور :


همچو شمعم به شبستان حرم یاد کنید

یا چو مرغم به گلستان ارم یاد کنید


روز شادی همه کس یاد کند از یاران

یاری آنست که ما را شب غم یاد کنید


گر چنان است که از دلشدگان می‌پرسید

گاه گاهی ز من دلشده هم یاد کنید


چشم دارم که من خسته ی دلسوخته را

به نم چشم گهربار قلم یاد کنید

خواجوی کرمانی

...................



در مقدمه عرق نعناع گفتم که :


همه ی سعی و همت خویش بر آن نهادم

تا « دلشدگانی » از جنس دانایی اندیشه بیابم

اما ...............

در نهایت

بیش از یک دلشده ندیدم و نیافتم

و

همان ما را بس

.............


آنچه در این تاپیک بر خواهد آمد

آوای زخمه های قلم شیوای او

در شیدایی دل اوست

تنها دلشده ای که در تنهایی خویش

تن رها نمود در ترنم نت عشق

و

شهر آشوب

شهر مهر و عشق و اندیشه گشت

در هم آغوشی با

نوای رنجهای سالیان بینوایی من ...............

بر گرد راه گامهای قلمش بوسه میزنم

و بر دستان کوچک بزرگ همتش .........



جمعه 15 فروردین 1393
organoon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
Sponsored Links
قدیمی 04-04-2014   #2
organoon
مدیر ارشد
 
organoon آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 3,522

صندوق مدال ها

پیش فرض

نغمه های آرامم :




کاروانیان

زمزمه ی آب

زیر پای کاروانیان

فریادی نسیم گونه بود

در بدرقه ای نوازشگرانه

با گوش آدمی


کاروانیان اما

یکی از پی دیگری

با دستهای چتر شده بر پیشانی

با شمشیر نگاهی

بر کشیده از نیام دیده

همانند قطار شترهای مست

گلاویز افقهای دور دست ..........


به سادگی انحلال حبه قندی

در یک استکان چایی

ریگی زیر پای مردی لغزید

و در مجال افتادن برگی از درخت

و به اندازه باور زمین

زمزمه کرد

آوای خوش زندگی را

و در نگاهی نگران

انعکاس داد

تصویر مرد را

و سپس موجی بر آشفت و

ماهی کوچک خاطره ها جنبید

و لحظه ها عریان شد

و

پیچکی از جنس آفتاب

به پای زمان پیچید ........


کاروانیان

دستهاشان به پیشانی

گوش هاشان زیر کلاه

نفس هاشان گرم

قدم هاشان استوار

همچنان گلاویز افقهای دور دست

در سرزمین عبور ..........


جمعه 15 فروردین 1393
organoon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 04-13-2014   #3
homayon21
عضو تازه وارد
 

تاریخ عضویت: Jun 2013
نوشته ها: 1
پیش فرض

کاروانیان ،

سروده ای همانند سروده های اخوان

نشان گر تلاقی یک نفر و الگو برداری از نوع و سبک نوشتاری

و یا همزاد پنداری شخص ثالث در اول شخص می باشد

که شاید همین نوع نوشتار نیز توسط اخوان

از شاعر و نویسنده و فیلمساز بزرگ برناردو برتولوچی باشد(بودای کوچک) .


همانند

زمستان

و

فریاد



خانه‌ام آتش گرفته ست، آتشی جانسوز

هر طرف می‌سوزد این آتش

پرده‌ها و فرش‌ها را، تارشان با پود

من به هر سو می‌دوم گریان

در لهیب آتش پر دود

وز میان خنده‌هایم تلخ

وز خروش گریه‌ام ناشاد

از درون خستهٔ سوزان

می‌کنم فریاد، آی فریاد! آی فریاد

خانه‌ام آتش گرفته ست، آتشی بی رحم

همچنان می‌سوزد این آتش

نقش‌هایی را که من بستم به خون دل

بر سر و چشم در و دیوار

در شب رسوای بی ساحل

وای بر من، سوزد و سوزد

غنچه‌هایی را که پروردم به دشواری

در دهان گود گلدان‌ها

روزهای سخت بیماری

از فراز بامهاشان، شاد

دشمنانم موذیانه خنده‌های فتحشان بر لب

بر من آتش به جان ناظر

در پناه این مشبک شب

من به هر سو می‌دوم

گریان ازین بیداد

می‌کنم فریاد، آی فریاد! آی فریاد

وای بر من، همچنان می‌سوزد این آتش

آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان

و آنچه دارد منظر و ایوان

من به دستان پر از تاول

این طرف را می‌کنم خاموش

وز لهیب آن روم از هوش

ز آن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود

تا سحرگاهان، که می‌داند که بود من شود نابود

خفته‌اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر

صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر

وای، آیا هیچ سر بر می‌کنند از خواب

مهربان همسایگانم از پی امداد؟

سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد

می‌کنم فریاد،

آی فریاد! آی فریاد ...............
homayon21 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-21-2014   #4
organoon
مدیر ارشد
 
organoon آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 3,522

صندوق مدال ها

پیش فرض


نغمه های آرامم ( 2 )




سایه ی مادرم اینجا
پشت دیوار اتاقم جاریست
مادرم ! باز کجا ؟
جایت اینجا خالیست .......
مادرم ! سایه شدی ؟

چند روزیست که بی پایه شدی ؟
پدر اینجاست هنوز
تو نگفتی که پدر
پای تو ، همپایه ی توست ؟
سایه ای بر سر و ، هم سایه ی توست ؟
مادرم ! باز کجا ؟
می روی بی نگهی سوی قفا ؟
و پدر نیز به دنبال تو از روی وفا ؟
مادر این سایه ی توست ؟
که شقایق سر تعظیم بر آورده بر آن ؟
لختی آرام بگیر
سوی تنهایی ما گام بگیر
...........
هان ؟ پلکِ سنگین شده بر چشمِ خمار !
نشدی آگه از این رسم قمار ؟
همه سرمایه ی خود باختی هرشب به دمی
گر به لالائی مادر نشدی ، مست شبی

بگشا پنجره را
و ببین
باد و هم آغوشی یک حنجره را
مادر اینجاست هنوز
لب حوضی که پر از خاطره هاست
پر آوای خوش چلچله هاست
و من از پشت همین پنجره هر روز سلامش دادم
دل به هر روزنه ای از نگه و گفت و کلامش دادم
مادرم نقش شبم در نگهم دید
به یک لحظه ی تعبیر
خنده ای بر لبش افتاد و نیفتاد به ابرو
گره زخمه ی شبگیر
گفتا که تو را عشق به جانانه رسانید
آن ساقی دیوانه تو را بر لب پیمانه رسانید
...............
من نیز به دل گفتم و گفتم که دلم باز کجایی ؟
امشب چه شود چهره ی مادر اگرم باز نمائی ؟
آهی بزد از سینه و
بر قبله ی یارم نظری کرد
اشکی به رخم کاشت و
از چشمه ی جانم ، گذری کرد
وارونه ی تصویرم اگر آفت جان شد سر چشمه ( 1 )
زان روست که ، بر چشمه جان بوسه زدم با لب تشنه
من میروم امشب که به فردای خیالش برسم زود
او منتظر و من به تماشای نگاهش برسم زود
برخیز کبوتر که سراب دگری وعده بر آمد
این قصه سر آمد که : حقیقت ؛ ز پس پرده در آمد

( 1 ) = اشاره به افسانه نرگس

31 اردیبهشت 93
organoon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-26-2014   #5
organoon
مدیر ارشد
 
organoon آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 3,522

صندوق مدال ها

پیش فرض


نغمه های آرامم ( 3 )


روزی نردبام زندگیم را

از میان دل غبار گرفته ام

بر خواهم افراشت

به سوی آسمان

و بر تخت پادشاهیِ خدایی خواهم رسید

که روزگاری سرگذشت مرا می نگاشت

قطره قطره بر جویبار لحظه ها خواهم چکید

و مشق عشق خویش را

بر لوح سر نوشت خواهم نوشت

و آخرین ذره وجودم را

بر خاک پای رهروی نثار خواهم کرد

که روزی عاشقانه و خداسان

باغچه لب تشنه ام را

بوسه ای کاشت و رفت

و من هنوز

باغبان آن بوسه ام


چهارشنبه 4 تیر ماه 93
organoon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-26-2014   #6
organoon
مدیر ارشد
 
organoon آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 3,522

صندوق مدال ها

پیش فرض


نغمه های آرامم ( 4 )



امشب پا بر فضای خواب من بنه

و بر شعر چشمهای مخمور من

طنین نگاه خویش را بگستران

امشب در تنگنای رویای خواب من

بر بستر خوابم بلغز

تنگ در آغوشم بگیر

و جام شراب جانم را

جرعه جرعه بنوش

شیرین و گوارا باد

تن سیمین من

بر نگاه تشنه تو


چهارشنبه 4 تیر ماه 93
organoon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-12-2014   #7
organoon
مدیر ارشد
 
organoon آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 3,522

صندوق مدال ها

پیش فرض

نغمه های آرامم ( 5 )


آرزوى من ;

آرزوى بدو بدو هاى کودکى

آرزوى کوچه هاى بن بست کودکى !

ارزوى تمام شدن تمام راه هاى فرار

و تکیه دادن به کنج دیوار ...

و چشم ها را ,

در اوج لذت هراس گونه ى افتادن در دام همبازى , بستن

و در نهایت , در خویش گم شدن ...

و به امن ترین مکان خیال پناه بردن.

آرزوى من

آرزوى در خویش معنا شدن !

و در نگاه کسى شاید

پیدا شدن .........

شنبه 21 تیر ماه 93
organoon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 08-06-2014   #8
organoon
مدیر ارشد
 
organoon آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 3,522

صندوق مدال ها

پیش فرض

نغمه های آرامم ( 6 )


امروز تنهائی نشسته بودم توی راه پله

درى هم که به حیاط باز میشود باز بود

توی محله یک گربه هست

که رامش کردیم

قبلا زیاد مى آمد و باهاش بازى میکردم

و نازش میکردم

و اون هم خوشش مى آمد


اما الان پیر شده

و هر چند ماه به چند ماه هم می بینم که حامله است

و مواقع حاملگى

خوى وحشیگریش گل میکند

براى همین کم میاد دیگه

چند وقتی هست که بچه هاش بدنیا آمدند

و حالا غذا گیرش نمی آید

میاد هى حیاط و ایوان

و همش میو میو میکند

که بهش غذا بدهم

منم که بیکارم

خیلى وقتها دست خالى بر میگردانمش

امروز آمده تو

و نشسته روی پله ها

چند پله از من پایین تر

کمى دمش را تکان داد

و بعد نشست

زل زده بود به من

مشکوک میزد

منم همین جورى لبخند زنان بهش نگاه کردم و
گفتم پاشو برو غذا ندارم

تازه از حموم در اومدم

نزدیکم نیا

کمی نگاهم کرد

و ژست حمله گرفت

اولش باورم نشد

اما می خواست که بپره روی من

پیش قدم شدم و حمله کردم
ترسید و فرار کرد

اگه با گربه ها آشنا نبودم

و دیر جنبیده بودم

الان ناکارم کرده بود

خیلى گربه ى ملوسی هست

نمیدانم چرا امروز چنین کارى کرد

هنوزم تو فکرشم

که چرا واقعا

ولى فکر کنم خیلى گرسنه اش بود

آخه پرنده ها هم موذى شدن دیگه

فیس تو فیس گربه ها می نشینند و
جورى هم فرار میکنند که یک پرشان نمیریزد
زیر چنگ و خودکشى گربه ها

شرایط زندگى اینها هم سخت شده
15 مرداد 93
organoon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-06-2014   #9
organoon
مدیر ارشد
 
organoon آواتار ها
 

تاریخ عضویت: May 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 3,522

صندوق مدال ها

پیش فرض

نغمه های آرامم ( 7 )


چشمهایت چه معصومانه مینگرد

اهل اینجایى ؟

به جستجوى چه آمده اى ؟



دستهاى کوچکم را مقابلش گشودم

گفتم : ببین !

دستهاى آشنایى را گم کرده ام !

با تعجب نگاهى به دستهاى کوچکم کرد

و سپس با لبخندى

دو قطره اشک در کف دستانم

گفتم : تشنه ام بود

چشیدم ;

آه چقدر شور !

پشت چشمهایت دریاست ؟



_ نمیدانم کوچولو

اما میدانم که مقابلم یک دریاست


گفتم :

آه نه

من دریا نیستم !

ببین که نمی خروشم !

چشمهایم را نگاه !


نگاهى کرد ...

انعکاس خوش نگاهم را توى چشمهایش میدیدم

اما او به روى خود نیاورد


گفتم :

باز هم به من خیره شو

نگاهت چقدر آشناست

اهل اینجایى ؟

انگار چیزى توى چشمهایت دارد مرا می کاود

آشناست !

چیزى مٽل

مٽل

مٽل آسمان ..

آره خودش هست , آسمان

من راه آسمان را گم کرده بودم

مرا به آسمان میبری ؟


دستهایم را گرفت و گفت :

با من بیا


رفتم

اما انگار که نمیرفتم

فقط داشتم روى کوه ها میدویدم

میرفت

اما انگار که نمیرفت

فقط پشت درختى در کمینم نشسته بود



رفتیم

اما انگار که نمیرفتیم

فقط از توى پنجره اى داشتیم همه چیز را نگاه میکردیم

آیا من بودم آن آهو ؟

و او که در کمینم نشسته بود

و مهر و محبتش را به سویم نشانه گرفته بود

او ؟؟؟


جمعه 14 شهریور 93
organoon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-22-2014   #10
I am piano
عضو ویژه
 
I am piano آواتار ها
 

تاریخ عضویت: Dec 2012
محل سکونت: شیراز.
نوشته ها: 2,085

صندوق مدال ها

پیش فرض

روزهای بارانی را می خواهم
که کار و کاسبی تو کساد می شود
و کار و کاسبی من
پر رونق!
چند می خری
بوسه هایم را..؟
***
از آسمان باران می بارد
از لبان من سیب!

بچین!
بچین...
ب..چــ. . .
I am piano آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(View-All تعداد کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 21
*Negar*, *y@lda*, .:f@rid:., .:SAYED:., .PARNAZ., HASTI61, homayon21, I am piano, m.r.f, Mah Khorshid, MNS, mohamad69, NARSIS*, organoon, parvaneh92, raha20, sepidar.1986, shaghayegh76, venus65, yasi joon, ~ֆαƦα~
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن


اکنون ساعت 04:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.11
.Copyright ©2000 - 2022, Jelsoft Enterprises Ltd

Free Persian Language By Persian Forum Ver 3.0
« ثبت شده در پایگاه ساماندهی وزارت ارشاد »
مسئولیت متون درج شده در این پایگاه اینترنتی، بر عهده ی نویسنده ی آن می باشد.